
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (1)
بحث اجزاء و ترتب احکام در مراتب حکم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین تقسیم مشهور مرحوم آخوند از مراتب حکم آغاز میشود؛ یعنی اقتضاء، انشاء (بعث و زجر)، فعلیت و تنجز. استاد ابتدا توضیح میدهد که در مرتبه اقتضاء، ملاکهای واقعیِ افعال مانند مصلحت و مفسده در نفسالأمر مطرح است و هنوز ارتباطی با اراده و تکلیف بالفعل ندارد. سپس مرحله بعث و زجر بررسی میشود که در آن، نسبت حکم با اراده مولا و چگونگی تعلق امر و نهی به افعال خارجی تبیین میگردد. در ادامه، مسئله رابطه حکم واقعی و حکم ظاهری و این پرسش مطرح میشود که آیا علم و جهل مکلف در تحقق مصلحت و مفسده دخالت دارد یا نه. استاد با نقد تفکیک نفسالأمر از اراده الهی، تأکید میکند که اراده تشریعی از اراده تکوینی منفصل نیست و عالم وجود و تشریع یک حقیقت واحد دارد. سپس اشکال دور در دخالت علم در تنجز احکام بررسی و تحلیل میشود و توضیح داده میشود که شارع در مقام انشاء، علم و جهل را شرط قرار نمیدهد بلکه آن را عقل در مقام امتثال لحاظ میکند. نتیجه جلسه این است که مراتب حکم باید در چارچوب واحدی از اراده الهی فهم شود و تفکیکهای غیرمنسجم در تحلیل حکم، منشأ اشکالات اصولی است.
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (1)
توضیحات:
بحث اجزاء و ترتب احکام در مراتب حکم در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین تقسیم مشهور مرحوم آخوند از مراتب حکم آغاز میشود؛ یعنی اقتضاء، انشاء (بعث و زجر)، فعلیت و تنجز. استاد ابتدا توضیح میدهد که در مرتبه اقتضاء، ملاکهای واقعیِ افعال مانند مصلحت و مفسده در نفسالأمر مطرح است و هنوز ارتباطی با اراده و تکلیف بالفعل ندارد. سپس مرحله بعث و زجر بررسی میشود که در آن، نسبت حکم با اراده مولا و چگونگی تعلق امر و نهی به افعال خارجی تبیین میگردد. در ادامه، مسئله رابطه حکم واقعی و حکم ظاهری و این پرسش مطرح میشود که آیا علم و جهل مکلف در تحقق مصلحت و مفسده دخالت دارد یا نه. استاد با نقد تفکیک نفسالأمر از اراده الهی، تأکید میکند که اراده تشریعی از اراده تکوینی منفصل نیست و عالم وجود و تشریع یک حقیقت واحد دارد. سپس اشکال دور در دخالت علم در تنجز احکام بررسی و تحلیل میشود و توضیح داده میشود که شارع در مقام انشاء، علم و جهل را شرط قرار نمیدهد بلکه آن را عقل در مقام امتثال لحاظ میکند. نتیجه جلسه این است که مراتب حکم باید در چارچوب واحدی از اراده الهی فهم شود و تفکیکهای غیرمنسجم در تحلیل حکم، منشأ اشکالات اصولی است.
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (1)
12شدائد، لازمۀ کمال انسان
تلمیذ: در درس فلسفه در تفسیر آیۀ ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا﴾1 من بیان مولوی را خدمت شما عرض کردم و شما فرمودید که نه، آن فشار و سختی که خداوند در روز قیامت به بنده میآورد بهخاطر فوت شدن یکسری مراتب و لوازم است و بهخاطر آن خدا کمی فشار و سختی میآورد، ما هم از خدا میخواهیم که آن فشار و ضیق را برای ما نیاورد، خب همین ضیق و فشار غیر از همین مصلحت و مفسده است بااینکه میدانیم طرف خطا کرده است؟
استاد: نهخیر این نیست. منظورم در آنجا این بود که بعضی از ضیقها هست که لازمۀ کمال یک شخص است؛ حالا چه در اینجا برای او پیدا بشود و چه در جای دیگر پیدا بشود، لازمۀ کمال است و باید یک مقدار ضیق بکشد و آن هست، آش کشک خاله است! بالأخره کسی که میخواهد به یک مراتبی برسد باید از این ضیقها و شدائد هم عبور کند. در آنجا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم تخفیف گرفته و گفته است که پروردگارا با آن تغییر و تبدّلات تکوینی که خودتان میتوانید درست کنید، آن ضیق و اینها را از امت من بردار. نه! آنها به مصالح و مفاسد و اینها برنمیگردد بلکه آن یکسری ...
تلمیذ: در اینجا نسیان و خطا آمده است.
استاد: برای همین در آنجا عرض کردم که نسیان و خطا موجب میشود [که مراتب وجودی را حیازت نکند] بالأخره کسی که نسیان کرده و غذا نخورده، گرسنه است! کسی که خطا و اشتباه کرده و بهجای اینکه آب بخورد، نفت را خورده است بالأخره دل و رودهاش بههم میریزد! حالا خطا کرده که کرده است چهکار کند؟! خطا و اینها یک اثرات تکوینی دارد و این جدای از مسئلۀ عقاب است؛ ولی این خطا و نسیان موجب میشود که این مراتب وجودی را حیازت نکند. آنوقت در آنجا شارع بهجای این، آن مسائل را که باعث خطا و اینها هست جبران میکند و انجام میدهد که این شخص آن مرتبه را بهدست بیاورد! در اینجا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با شفاعتی که کرده، با وجود خطا و نسیان همان اثراتی که مترتب بر عدم خطا هست را بر خطا و نسیان بار کرده است، این منةً علی العباد اینطور بوده است.
- سوره بقره (2) آیه 286. معاد شناسى، ج 3، ص 59:
«اى پروردگار ما! ما را مورد مؤاخذه خود قرار مده، اگر ما در امرى از امور نسیان کردیم و فراموش نمودیم یا آنکه خطا و اشتباه کردیم!»
- سوره بقره (2) آیه 286. معاد شناسى، ج 3، ص 59:
