اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (1)

0
اصول
اصول

بحث اجزاء و ترتب احکام در مراتب حکم در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین تقسیم مشهور مرحوم آخوند از مراتب حکم آغاز می‌شود؛ یعنی اقتضاء، انشاء (بعث و زجر)، فعلیت و تنجز. استاد ابتدا توضیح می‌دهد که در مرتبه اقتضاء، ملاک‌های واقعیِ افعال مانند مصلحت و مفسده در نفس‌الأمر مطرح است و هنوز ارتباطی با اراده و تکلیف بالفعل ندارد. سپس مرحله بعث و زجر بررسی می‌شود که در آن، نسبت حکم با اراده مولا و چگونگی تعلق امر و نهی به افعال خارجی تبیین می‌گردد. در ادامه، مسئله رابطه حکم واقعی و حکم ظاهری و این پرسش مطرح می‌شود که آیا علم و جهل مکلف در تحقق مصلحت و مفسده دخالت دارد یا نه. استاد با نقد تفکیک نفس‌الأمر از اراده الهی، تأکید می‌کند که اراده تشریعی از اراده تکوینی منفصل نیست و عالم وجود و تشریع یک حقیقت واحد دارد. سپس اشکال دور در دخالت علم در تنجز احکام بررسی و تحلیل می‌شود و توضیح داده می‌شود که شارع در مقام انشاء، علم و جهل را شرط قرار نمی‌دهد بلکه آن را عقل در مقام امتثال لحاظ می‌کند. نتیجه جلسه این است که مراتب حکم باید در چارچوب واحدی از اراده الهی فهم شود و تفکیک‌های غیرمنسجم در تحلیل حکم، منشأ اشکالات اصولی است.

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (1)

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • بحث راجع به احکام واقعی و احکام ظاهری و اختیار مکلف در عدم وصول به احکام واقعی و تنجّز احکام ظاهری و رجوع به برائت و استصحاب و همین‌طور سایر اصول عملیه بود. در بحث اجزاء و هم‌چنین بحث ترتّب که مسائل به هم منوط و مرتبط هستند و مسئلۀ ترتّب احکام واقعی و جمع بین حکم واقعی و حکم ظاهری مسائلی هست که قبل از ورود در بحث برائت قول دادیم که راجع به آن صحبت کنیم، إن‌شاء‌الله بعد از آن وارد بحث برائت می‌شویم.

  • مراتب احکام در بیان مرحوم آخوند

  • مرحوم آخوند مراتب حکم را به چهار مرتبه تقسیم می‌کنند:

  • مرتبۀ اول: اقتضاء.

  • مرتبۀ دوم: بعث و زجر و انشاء.

  • مرتبۀ سوم: فعلیت.

  • مرتبۀ چهارم: تنجّز.1

  • مرتبۀ تنجّز مرتبه‌ای است که بر [موافقت] او ثواب و بر مخالفت او عقاب مترتب است، این را مرتبۀ تنجز می‌دانند. مرتبۀ اقتضاء مرتبه‌ای است که آن مرتبه موجب بعث و زجر خواهد شد و بعث و زجر موجب فعلیت و فعلیت هم موجب تنجّز خواهد شد.

  • مرتبۀ اقتضاء

  • اگر ما بخواهیم نسبت مرتبۀ اقتضاء توضیح بدهیم باید بگوییم که مرتبه‌ای است که احکام مترتب بر نفس آن فعل بدون تعلق کراهت و شوق و حب از طرف مولا قرار می‌گیرند؛ یعنی بر افعال و موضوعات خارجی صرف‌نظر از ارادۀ مولا نسبت به تحقق آن موضوعات خارجی یا کراهت مولا از تحقق، مصالح و مفاسد نفس‌الأمریه مترتب است، این مرتبه مرتبۀ اقتضاء است و مرتبۀ ملاک و نفس‌الأمر هم به آن گفته می‌شود.

  • مقام بعث

  • در اینجا بر خود فعل و بر خود موضوع یک مصالح و مفاسدی ـ ملزمه یا غیر ملزمه ـ تعلق می‌گیرد و این مقام، مقام نفس‌الأمر و ملاک است. حالا براین‌اساس ارادۀ مولا بر این افعال و به این موضوع تعلق می‌گیرد یا تعلق نمی‌گیرد و این مقام، مقام بعث می‌شود. ممکن است بر یک فعلی در عالم احتمال ـ نه در عالم خارج ـ یک مصلحتی مترتب باشد، اما ارادۀ مولا نسبت به آن تعلق نگیرد، همان‌طور که خیلی‌ها این مطلب را می‌گویند؛ یعنی بر اتیان یک فعل یک مصلحتی به آن مکلف مترتب می‌شود اما ارادۀ مولا نسبت به اتیان آن فعل تعلق نگرفته است؛ لذا آن فعل واجب نمی‌شود؛ یا اینکه آن فعل مستحب نمی‌شود و یا اینکه یک مفسده‌ای بر عدم اتیان آن فعل محقَّق است؛ اما نهی مولا به آن تعلق نمی‌گیرد. این‌هم همین‌طور است.

    1.  درر الفوائد، ج 1، ص 70.