اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مراتب حکم و ملاک در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود که محور آن تمایز یا وحدت میان مرتبه ملاک، انشاء، بعث و فعلیت است. ایشان توضیح می‌دهند که در اوامر عرفی امکان تفکیک میان ملاک و حکم وجود دارد، اما در اوامر شرعی به دلیل انطباق حکم با واقع تکوینی، این تفکیک مورد مناقشه قرار می‌گیرد و برخی اشکالات بر کلام مرحوم آخوند بررسی می‌شود. سپس مراتب چهارگانه حکم یعنی ملاک و انشاء، بعث و زجر و در نهایت فعلیت تبیین شده و نقش علم مکلف در تحقق مقام بعث و جایگزینی امارات به‌عنوان حجت عقلایی مورد بحث قرار می‌گیرد. در پایان، مسئله تعارض علم و اماره و اشکال اجتماع مثلین یا ضدین در حجیت امارات نسبت به علم بررسی شده و نتیجه بحث در فهم دقیق ساختار حکم شرعی روشن می‌شود.

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)

توضیحات:

مراتب حکم و ملاک در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود که محور آن تمایز یا وحدت میان مرتبه ملاک، انشاء، بعث و فعلیت است. ایشان توضیح می‌دهند که در اوامر عرفی امکان تفکیک میان ملاک و حکم وجود دارد، اما در اوامر شرعی به دلیل انطباق حکم با واقع تکوینی، این تفکیک مورد مناقشه قرار می‌گیرد و برخی اشکالات بر کلام مرحوم آخوند بررسی می‌شود. سپس مراتب چهارگانه حکم یعنی ملاک و انشاء، بعث و زجر و در نهایت فعلیت تبیین شده و نقش علم مکلف در تحقق مقام بعث و جایگزینی امارات به‌عنوان حجت عقلایی مورد بحث قرار می‌گیرد. در پایان، مسئله تعارض علم و اماره و اشکال اجتماع مثلین یا ضدین در حجیت امارات نسبت به علم بررسی شده و نتیجه بحث در فهم دقیق ساختار حکم شرعی روشن می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)

10
  • لذا می‌گوییم که در موارد مختلفۀ مخبَرٌ به، وثاقت هم مختلف است یعنی عقلاء نگاه می‌کنند که مخبرٌ به، چه مخبرٌ به ای هست و با توجه به اهمیت مخبرٌ به لحاظ وثاقت در مخبر می‌کنند و اگر مخبرٌ به یا مخبرٌ عنه یعنی همان جمله یا آن کلمه و موضوع و مبتدا یا خبر، اگر آن مخبرٌ به و آن مفاد، قضیۀ عادی باشد، وثاقت بر طبق او است. من‌باب‌مثال یک قضیۀ عادی است و در خیابان دوتا ماشین تصادف کردند و الآن یکی از همین افراد به شما می‌گوید که آقا در خیابان دوتا ماشین تصادف کردند و یکی مُرد. خب تصادف ماشین در خیابان و قتل عابر، یک مسئلۀ عادی است و شما قبول می‌کنید و می‌گویید: بله، اینجا دو نفر تصادف کردند و یکی هم مُرد. ولی فرض کنید یک وقت یکی می‌گوید: آقا یک ماشین تصادف کرد و در این خیابان پنجاه نفر را ازبین برد! می‌گویید: پنجاه نفر؟! مگر می‌شود یک ماشین [به پنجاه نفر بزند]؟! چطور ممکن است یک ماشین پنجاه نفر را [ازبین ببرد]؟! این چه بوده است؟! بمب بوده است؟! می‌گوید: به همۀ مغازه‌ها و حجرات و فلان آسیب رساند و ازبین برد و همۀ درخت‌ها را [قطع] کرد! می‌گوییم: آقا قبول این مسئله مشکل است! فرض کنید نفر دوم می‌آید و می‌گوید: یک ماشین اینجا تصادف کرد و پنجاه نفر را ازبین برد. می‌گویید: آقا خیلی عجیب است! نفر سوم می‌آید [و همین حرف را می‌گوید]! باید ده پانزده نفر بیایند تا قضیه کم‌کم برای شما جا بیفتد که می‌شود یک ماشین تصادف کند و پنجاه نفر را در خیابان ازبین ببرد! این باید حتماً به یک حدی برسد!

  • حالا اگر به‌جای آن پانزده نفر یک نفر آمد که در نزد شما موثوقٌ به بود و شما به کلام او وثوق دارید و شخص ضبطی است و شخصی است که بیخود و از روی هزل و لغو کلامی نمی‌گوید و شما روی مطالب او وثاقت تام دارید، این یک نفر کار پانزده نفر را هم انجام می‌دهد! یعنی می‌بینید بیخود حرفی را نمی‌زند و تا جان دادن آن شخص را نبیند حکم به قتل و اماته و موت نمی‌کند. اگر یک هم‌چنین آدمی باشد، شما کلامش را می‌پذیرید و این سیره، سیرۀ عقلائیه است. خب ما هم در مورد اعتقادات و احکام همین ‌را می‌گوییم و قضیه خیلی قضیۀ مشکلی نیست.

/ 260