
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)
مراتب حکم و ملاک در اصول فقه در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود که محور آن تمایز یا وحدت میان مرتبه ملاک، انشاء، بعث و فعلیت است. ایشان توضیح میدهند که در اوامر عرفی امکان تفکیک میان ملاک و حکم وجود دارد، اما در اوامر شرعی به دلیل انطباق حکم با واقع تکوینی، این تفکیک مورد مناقشه قرار میگیرد و برخی اشکالات بر کلام مرحوم آخوند بررسی میشود. سپس مراتب چهارگانه حکم یعنی ملاک و انشاء، بعث و زجر و در نهایت فعلیت تبیین شده و نقش علم مکلف در تحقق مقام بعث و جایگزینی امارات بهعنوان حجت عقلایی مورد بحث قرار میگیرد. در پایان، مسئله تعارض علم و اماره و اشکال اجتماع مثلین یا ضدین در حجیت امارات نسبت به علم بررسی شده و نتیجه بحث در فهم دقیق ساختار حکم شرعی روشن میشود.
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)
توضیحات:
مراتب حکم و ملاک در اصول فقه در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود که محور آن تمایز یا وحدت میان مرتبه ملاک، انشاء، بعث و فعلیت است. ایشان توضیح میدهند که در اوامر عرفی امکان تفکیک میان ملاک و حکم وجود دارد، اما در اوامر شرعی به دلیل انطباق حکم با واقع تکوینی، این تفکیک مورد مناقشه قرار میگیرد و برخی اشکالات بر کلام مرحوم آخوند بررسی میشود. سپس مراتب چهارگانه حکم یعنی ملاک و انشاء، بعث و زجر و در نهایت فعلیت تبیین شده و نقش علم مکلف در تحقق مقام بعث و جایگزینی امارات بهعنوان حجت عقلایی مورد بحث قرار میگیرد. در پایان، مسئله تعارض علم و اماره و اشکال اجتماع مثلین یا ضدین در حجیت امارات نسبت به علم بررسی شده و نتیجه بحث در فهم دقیق ساختار حکم شرعی روشن میشود.
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)
12الآن اینهمه روایات مختلفی که در مسئلۀ بلوغ نقل شده است که همه در مورد بلوغ دارای تشویش و اضطراب شدند، برای چیست؟! برای این است که یکی یکطور گفته و یکی دیگر طور دیگر گفته است! یکی گفته است که بلوغ قبل از احتلام لا یُعمُّ السبیل در یک روایت دیگر داریم: «یعمُ السَّبیل»، خب آن «لا» آورده و این «أن یَعُم» آورده و دیگری لا یَعُم آورده است؛ یکی «لا» خوانده و یکی «أن» خوانده و یکی بدون حرف میخواند! شما در یک مسئلۀ عادی فرعی فقهی اینقدر اضطراب مشاهده میکنید!
خیلی از افرادی که راجع به قضیۀ بلوغ مطلب نوشتهاند، نود درصد اینها گفتهاند که مسئله صعبةٌ! آنوقت ما چطور در اینجا راجع به یک قضیۀ اعتقادی حکم کنیم؟! این وثاقت همین وثاقت است.
بنابراین همین سیرۀ عقلائیه مورد نظر شارع است و شارع که میگوید: «العَمری ثقتی فما أدَّى إلیکَ عنی فعَنّی یُؤَدی و ما قالَ لکَ عَنی فعَنّی»1 امام هادی علیهالسّلام نمیخواهد جعل حجیت کند! امام هادی نمیخواهد متمم جعل بیان کند! هیچکدام از اینها نیست. امام هادی میخواهد بفرماید که این کلام من دربارۀ «عَمری و ابنه» یک سیرۀ عقلائیه است و اگر غیر از «عَمری» شخص دیگری هم باشد، همین را میگویم. اگر فرض کنید که یونس بن عبدالرحمن هم باشد همین را میگویم، میگویم: «خذوا عنهم معالم دینکم».2 من مثل خیلیها که گفتند: هذه قضیهٌ واحدة فی شخصٍ [واحد] و راجع به خصوص یونس آمده است، اینطور نمیگویم! میگویند: «محمد بن مسلم ثقه است»3 اینها همه ثقه هستند، خب باید هم ثقه باشند! یک همچنین آدمی با یک همچنین جلالتی پیش امام صادق و امام هادی ثقه است. پس ائمه علیهمالسّلام در این قضیه در مقام متمم جعل نیستند یا در مقام مؤسس و جاعل نیستند؛ بلکه در مقام مقرّر هستند یعنی در اینجا تقریر و امضای سیرۀ عقلائیه میکنند!
مسئلهای که در اینجا هست این است که در قضیۀ مقام بعث و مقام زجر، علم مکلف نسبت به مقام بعث و مقام زجر لازم است. حالا اگر علم نداشت، حجت عقلائیه بهعنوان سیرۀ عقلائیه در اینجا جانشین و نازل منزلۀ علم است؛ یعنی از باب حجیت تنزیلی، نازل منزلۀ علم میشود و آن حجت عقلائیه امارات هستند. امارات، ظن، خبر ثقه و خبر عادل از باب حجت تنزیلی بهعنوان سیرۀ عقلائیه جایگزین و بهجای این علم مینشینند.
- الکافی، ج ۱، ص ۳۲۹.
- رجال الکشی، ج ۱، ص 4۸۳، با قدری اختلاف.
- همان، ص 383.
