اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مراتب حکم و ملاک در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود که محور آن تمایز یا وحدت میان مرتبه ملاک، انشاء، بعث و فعلیت است. ایشان توضیح می‌دهند که در اوامر عرفی امکان تفکیک میان ملاک و حکم وجود دارد، اما در اوامر شرعی به دلیل انطباق حکم با واقع تکوینی، این تفکیک مورد مناقشه قرار می‌گیرد و برخی اشکالات بر کلام مرحوم آخوند بررسی می‌شود. سپس مراتب چهارگانه حکم یعنی ملاک و انشاء، بعث و زجر و در نهایت فعلیت تبیین شده و نقش علم مکلف در تحقق مقام بعث و جایگزینی امارات به‌عنوان حجت عقلایی مورد بحث قرار می‌گیرد. در پایان، مسئله تعارض علم و اماره و اشکال اجتماع مثلین یا ضدین در حجیت امارات نسبت به علم بررسی شده و نتیجه بحث در فهم دقیق ساختار حکم شرعی روشن می‌شود.

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)

توضیحات:

مراتب حکم و ملاک در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود که محور آن تمایز یا وحدت میان مرتبه ملاک، انشاء، بعث و فعلیت است. ایشان توضیح می‌دهند که در اوامر عرفی امکان تفکیک میان ملاک و حکم وجود دارد، اما در اوامر شرعی به دلیل انطباق حکم با واقع تکوینی، این تفکیک مورد مناقشه قرار می‌گیرد و برخی اشکالات بر کلام مرحوم آخوند بررسی می‌شود. سپس مراتب چهارگانه حکم یعنی ملاک و انشاء، بعث و زجر و در نهایت فعلیت تبیین شده و نقش علم مکلف در تحقق مقام بعث و جایگزینی امارات به‌عنوان حجت عقلایی مورد بحث قرار می‌گیرد. در پایان، مسئله تعارض علم و اماره و اشکال اجتماع مثلین یا ضدین در حجیت امارات نسبت به علم بررسی شده و نتیجه بحث در فهم دقیق ساختار حکم شرعی روشن می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (3)

5
  • تلمیذ: در حقیقت منحصر به ائمه علیهم‌السّلام نیست و اگر یک شخص دیگری هم به این مقام برسد همین‌طور است؟

  • استاد: بله، او هم همین‌طور است و اختصاص به ائمه ندارد!

  • تلمیذ: در کودکی مثلاً ...

  • استاد: بله! آن مسئله هم از همین قرار است و فرقی نمی‌کند.

  • یااینکه فرض کنید برای شخصی واقعاً در طفولیت این موقعیت پیدا بشود؛ یعنی آن احساس وجود و احساس تعقل وجودِ خود و تعقل مصالح و مفاسد برایش پیدا بشود همین‌طور است. این‌طور افراد هستند؛ من خودم خیلی از افراد را دیده‌ام مثلاً دختری را دیدم که در سن ده‌سالگی یا یازده‌سالگی بود و ـ الآن هم هست خدا حفظش کند ـ این‌قدر مشاعرش باز است که اصلاً وقتی صحبت و رفتار می‌کند شما خیال می‌کنید یک زن بیست‌وپنج‌ساله است که این‌طور در قضایا نظر می‌دهد و رتق‌وفتق امور می‌کند و مثلاً کارهایی انجام می‌دهد که [انگار] واقعاً در حد یک زن بیست یا بیست و پنج‌ساله است! اصلاً در اموری که مربوط به هم‌سن و سال‌های خودش است، وارد نمی‌شود! خب بچۀ ده‌ساله چه‌کار می‌کند؟! عروسک‌بازی می‌کند؛ ولی این اصلاً به عروسک‌بازی می‌خندد و دائماً مطالعه می‌کند و کارهایی انجام می‌دهد که یک دختر بیست‌ساله این کارها را انجام می‌دهد! ما در بدن و فکر و نفس او نیستیم که ببینیم چه خبر است، ما که علام الغیوب نیستیم؛ ولی می‌خواهم این را بگویم که اگر واقعاً الآن در یک هم‌چنین وضعی باشد ـ اینکه در بعضی از روایات داریم که اگر نُه سال و ده سال باشد،1 [باید این کار را انجام بدهد] ـ من می‌گویم که الآن بر او واجب است که مثلاً نماز بخواند و عقاب بر خلاف هم بشود! ولی یک دختر چهارده‌ساله را هم می‌بینیم که مثلاً اگر نماز هم نخواند نخواند یا مثلاً روزه هم نگرفت نگرفت، مسئله از این قرار است.

  • نکته‌ای دربارۀ روایت «ما لِلَّعبِ خُلِقنا»

  • نکته‌ای و مطلبی که در اینجا هست و نمی‌توانیم از آن غافل باشیم این است که ما در اینجا صرف‌نظر از مسئلۀ عقل یک مطلبی را داریم و آن مصلحتی است که در این سن خاص فرض کنید که در شش‌سالگی یا هفت‌سالگی بر مصلی مترتب می‌شود، آنجا می‌توانیم این حرف را بزنیم که اگر فرزند امام علیه‌السّلام مثل امام حسن یا امام حسین که با بچه‌های کوچک بازی می‌کردند و روی کول همدیگر سوار می‌شدند [بازی کند]، خب لعب و اینها یک امر طبیعی و مقتضای سنّ طفولیت است که این کار را انجام بدهند، حالا آیا ما می‌توانیم این را بگوییم که اگر امام علیه‌السّلام که الآن هنوز امام نیست و فرزند امام است [این کار را بکند منافی با عصمت است]؟! این اصلاً منافاتی با مسائل عصمت و امثال آن ندارد؛ چون اصلاً عصمت یک مطلبی است و این کارهایی که یک بچه انجام می‌دهد یک مطلب دیگری است و این هیچ ارتباطی به عصمت ندارد؛ که بعضی‌ها «ما لِلَّعبِ خُلِقنا»2 را مطرح کرده‌اند! حضرت سجاد علیه‌السّلام کوچک بود و داشت رد می‌شد و دید بچه‌ها بازی می‌کنند و آن شخص دید حضرت بازی نمی‌کند و حضرت فرمودند: «ما لِلَّعبِ خُلِقنا»، خب این موقعیت حضرت سجاد بود؛ یعنی موقعیت نفسانی حضرت سجاد در سن طفولیت این‌طور بود؛ اما ممکن است موقعیت سیدالشهداء علیه‌السّلام در سن طفولیت چیز دیگری باشد! هر شکل و هر خلقی یک احکام و لوازم مختصّ به خودش را دارد حالا یکی این‌طور است و یکی طور دیگر است.

    1.  الکافی، ج 7، ص 68.
    2.  دلائل الإمامة، ج ۱، ص 401، با قدری اختلاف.
/