
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)
اشکال اجتماع مثلین در حجیت امارات، در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و به مسئله جعل حجیت در مؤدای امارات و نسبت آن با احکام واقعی پرداخته میشود. بحث بر این است که در صورت تطابق یا تعارض مؤدای اماره با حکم واقعی، آیا اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین لازم میآید یا خیر و این اشکال چگونه شکل میگیرد. سپس تفاوت میان اجتماع مثلین واقعی و دو حکم در دو حیث یا دو ظرف بیان شده و موارد عدم استحاله توضیح داده میشود. در ادامه مسئله تصویب و مراتب آن و نیز دیدگاه مصلحت سلوکیه مطرح شده و در نهایت پاسخ مرحوم آخوند بر اساس تفکیک مراتب انشاء، بعث و فعلیت بیان میگردد. این بحث نشان میدهد که اشکال اجتماع مثلین و ضدین در مقام تحلیل دقیق احکام به نحوه تلقی از مراتب حکم و نحوه جعل حجیت وابسته است.
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)
توضیحات:
اشکال اجتماع مثلین در حجیت امارات، در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و به مسئله جعل حجیت در مؤدای امارات و نسبت آن با احکام واقعی پرداخته میشود. بحث بر این است که در صورت تطابق یا تعارض مؤدای اماره با حکم واقعی، آیا اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین لازم میآید یا خیر و این اشکال چگونه شکل میگیرد. سپس تفاوت میان اجتماع مثلین واقعی و دو حکم در دو حیث یا دو ظرف بیان شده و موارد عدم استحاله توضیح داده میشود. در ادامه مسئله تصویب و مراتب آن و نیز دیدگاه مصلحت سلوکیه مطرح شده و در نهایت پاسخ مرحوم آخوند بر اساس تفکیک مراتب انشاء، بعث و فعلیت بیان میگردد. این بحث نشان میدهد که اشکال اجتماع مثلین و ضدین در مقام تحلیل دقیق احکام به نحوه تلقی از مراتب حکم و نحوه جعل حجیت وابسته است.
بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)
12صحبت این است که ملاک روی نفس الفعل خارجی رفته است، این را ما داریم میگوییم که در مقام فعل دچار تناقض میشود که این مکلف از نقطهنظر خارجی بالأخره آیا این خمر او را مست میکند یا نمیکند؟ این تناقض دو فعل است، چه مثلین باشد چه اینکه ضدّین باشد.
البته این شرحی که ما در اینجا بیان کردیم اضافه بر مسائل آنها است، آنها اینطور مثل ما نمیگویند! آنها همینطور میآیند و رد میشوند؛ ولی ما بهخاطر اینکه اشکال را خوب بچسبانیم و هم بتوانیم جواب آخوند را ثابت بکنیم، خوب تقریر کردیم بعد دیگر خیلی مشکل است که خودمان را از اینجا دربیاوریم! چون اول خیلی سفت آمدیم مسئلۀ آخوند را چسباندیم، حالا باید کمی زحمت بکشیم قضیه را شل کنیم تا دربیاوریم!
جواب مرحوم آخوند
جوابی که مرحوم آخوند در اینجا میخواهند بدهند و ما بهواسطۀ این جواب باید همۀ حرفهایی که زدهایم را پس بگیریم، این است که اشکال در آنجایی بود که شما مصلحت ملزمه را به این نحو تقریر کنید که یک مصلحتی است که حتی درصورت جعل مؤدّا، آن مصلحت باز نسبت به مکلف وجود داشته باشد؛ اما اگر ما گفتیم که شارع آن الزام و مصلحت و مفسدۀ ملزمه را نسبت به مکلف در مقام بعث و زجر برداشته است؛ یعنی همینکه این حکم و این ابلاغ بهدست او نمیرسد، معنایش این است که حکم در مقام ملاک و در مقام انشاء مانده و در آنجا توقف کرد است و دیگر به مقام بعث و مقام زجر حکم نرسیده است. یااینکه به مقام بعث و زجر هم رسیده ولی به مقام فعلیت نرسیده است؛ البته اگر مقام بعث و زجر را ما نسبت به هر مکلفی بگیریم باید بگوییم که به مقام بعث و زجر نسبت به هر مکلفی نرسیده است. یعنی اصلاً بهطورکلی مکلف نسبت به حکم جاهلِ جاهل است. منبابمثال انشاء شده و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بیان کرده است اما بهدست مکلف نرسیده است. چون گفتیم که اگر بهدست مکلف برسد مقام بعث میشود و وقتی که به فعلیت خارجی برسد فعلی میشود؛ یعنی وجوب صلاة بالنسبه به من بعث و زجر است و وقت ظهر که میشود فعلی میشود. وجوب حج نسبت به من در مقام بعث و زجر است و اشهر حج که میشود و اگر مکلف استطاعت داشته باشد وجوب فعلی میشود. این منظور است. حالا فرض بر این است که هنوز حکم به مقام بعث و زجر نرسیده است و وقتی به مقام بعث و زجر نرسیده است پس آن مصلحت نسبت به من دیگر الزامی نیست و آن مصلحت نسبت به موضوع خودِ کلّش الزامی است.
