اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اشکال اجتماع مثلین در حجیت امارات، در این جلسه از دیدگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و به مسئله جعل حجیت در مؤدای امارات و نسبت آن با احکام واقعی پرداخته می‌شود. بحث بر این است که در صورت تطابق یا تعارض مؤدای اماره با حکم واقعی، آیا اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین لازم می‌آید یا خیر و این اشکال چگونه شکل می‌گیرد. سپس تفاوت میان اجتماع مثلین واقعی و دو حکم در دو حیث یا دو ظرف بیان شده و موارد عدم استحاله توضیح داده می‌شود. در ادامه مسئله تصویب و مراتب آن و نیز دیدگاه مصلحت سلوکیه مطرح شده و در نهایت پاسخ مرحوم آخوند بر اساس تفکیک مراتب انشاء، بعث و فعلیت بیان می‌گردد. این بحث نشان می‌دهد که اشکال اجتماع مثلین و ضدین در مقام تحلیل دقیق احکام به نحوه تلقی از مراتب حکم و نحوه جعل حجیت وابسته است.

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)

توضیحات:

اشکال اجتماع مثلین در حجیت امارات، در این جلسه از دیدگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و به مسئله جعل حجیت در مؤدای امارات و نسبت آن با احکام واقعی پرداخته می‌شود. بحث بر این است که در صورت تطابق یا تعارض مؤدای اماره با حکم واقعی، آیا اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین لازم می‌آید یا خیر و این اشکال چگونه شکل می‌گیرد. سپس تفاوت میان اجتماع مثلین واقعی و دو حکم در دو حیث یا دو ظرف بیان شده و موارد عدم استحاله توضیح داده می‌شود. در ادامه مسئله تصویب و مراتب آن و نیز دیدگاه مصلحت سلوکیه مطرح شده و در نهایت پاسخ مرحوم آخوند بر اساس تفکیک مراتب انشاء، بعث و فعلیت بیان می‌گردد. این بحث نشان می‌دهد که اشکال اجتماع مثلین و ضدین در مقام تحلیل دقیق احکام به نحوه تلقی از مراتب حکم و نحوه جعل حجیت وابسته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بحث در مسئلۀ اجزاء و ترتّب احکام (4)

5
  • یعنی همین‌که أبی‌بصیر این روایت را برای شما نقل می‌کند، [حجت می‌شود]. در عالم واقع و نفس‌الأمر حکم وجود دارد و در آن حرفی نداریم؛ ولی شارع می‌گوید: دستت چو نمی‌رسد به بانو، دریاب کنیز مطبخی را!1 حالا که دستت به آن حکم نمی‌رسد، ما این کنیز مطبخی را که به‌عنوان روایت أبی‌بصیر است و حکمش مخالف با حکم ما در عالم [واقع است حجت قرار دادیم] خدای نکرده یک وقت بی‌احترامی نسبت به منشأ کلام که امام علیه‌السّلام است نشود، ما در اینجا نسبت به طریق این مثال را می‌گوییم که حالا که دستت به آن حکم نمی‌رسد، در اینجا شارع به این حکم حجیت می‌دهد؛ یعنی اثر مترتب می‌کند و می‌گوید: من شارع هستم و گردنم کلفت است و می‌توانم اثر تکوینی در خارج ایجاد کنم و این اثر را به مؤدّای اماره می‌بخشم. همان‌طوری‌که در عالم ملاک اثر مترتب بر نفس موضوع بود، همین‌طور الآن هم این روایت أبی‌بصیر و مؤدّای اماره دارای ملاک خواهد شد. یعنی وقتی أبی‌بصیر بگوید: این حرام است، اگرچه این در عالم واقع و نفس‌الأمر حرام نباشد، بخواهید یا نخواهید مخالفت با این در نفس شما کدورت ایجاد می‌کند! این یعنی جعل ملاک! بخواهید یا نخواهید عمل به این روایت در نفس شما روحانیت ایجاد می‌کند! این جعل ملاک در مؤدّای اماره می‌شود؛ یعنی شارع صرف‌نظر از آن مسئله و قضیه، خود این مؤدّای امارات را ملاک قرار می‌دهد.

  • اگر ما بخواهیم این مطلب را رد کنیم، در آنجا شما با مقام تجرّی و التزام خلط نکنید، ببینید در مقام تجرّی و مقام التزام بحث در این است که اگر هر شخصی بر طبق آنچه که بینه و بین الله و بین المولا می‌گذرد ملتزم بشود، نفس این التزام چون فعلٌ مِن الأفعال و عملٌ مِن الأعمال است، موجب نور است؛ گرچه در واقع و در نفس‌الأمر غیر از این باشد! یعنی همین‌که عبد خود را در مقام امتثال و تسلیم درمی‌آورد و خودش را بِما أنزل الله متعبّد و مقید می‌کند، خود همین موجب نور و خیر برای او هست. این غیر از ملاکی است که در عالم ملاکات یا در مؤدّای اماره مترتب بر موضوع است، این بحثش جداست.

    1.  امثال و حکم، ج 2، ص 807.
      «دستت چو نمی‌رسد به بی بی، دریاب کنیز مطبخی را.»
/