اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

محاذیر تعبد به أمارات (1)

توضیحات:

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محاذیر تعبد به أمارات (1)

12
  • [سپس حضرت فرمودند: عده‌اى از اصحاب پیامبر خدا که سعد بن عباده میان آنان بود گفتند: اى سعد! چه مى‌گویى‌ که اگر به خانه‌ات بروى و در آنجا مردى را ببینى که روى شکم همسرت است، با او چه مى‌کنى‌؟!] سعد گفت: به خدا سوگند! گردنش را با شمشیر خواهم زد.

  • قالَ: فَخَرَجَ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلّم وَ هُم فی هَذا الکَلامِ، فَقالَ: یا سَعدُ مَن هَذا الَّذی قُلتَ أضرِبُ عُنُقَهُ بِالسَّیفِ فَأخبَرَهُ الَّذی قالوا وَ ما قالَ سَعدٌ، فَقالَ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلّم: یا سَعدُ فَأینَ الشُّهودُ الأربَعَةُ الَّذینَ قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؟! فَقالَ سَعدٌ: یا رَسولَ اللهِ بَعدَ رَأیِ عَینی وَ عِلمِ اللهِ أنَّهُ قَد فَعَلَ؟!

  • [پس پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم از خانه بیرون آمد درحالى‌که آنان مشغول سخن بودند به آنان فرمود: اى سعد! چه کسى را مى‌گویى که «گردنش را با شمشیر خواهم زد؟!» سخن آنان و سخن سعد را به پیامبر بازگفتتند.] پیامبر خدا فرمود: اى سعد! پس چهار شاهدى که خداوند فرموده، قرار مى‌گیرند؟!

  • سعد عرض کرد: اى پیامبر خدا! بعد از اینکه من خودم با چشمم دیدم این قضیه است؟!

  • در اینجا به‌جای «مَن» در «مَن هَذا الَّذی قُلت» باید «ما» باشد.

  • فَقالَ رَسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلّم إی وَ اللهِ یا سَعدُ، بَعدَ رَأی عَینِکَ وَ عِلمِ اللهِ إنَّ اللهَ قَد جَعَلَ لِکُلِّ شَیءٍ حَدّاً وَ جَعَلَ عَلَى مَن تَعَدَّى حُدودَ اللهِ حَدّاً وَ جَعَلَ ما دونَ الشُّهودِ الأربَعَةِ مَستوراً عَلَى المُسلِمینَ.1

  • [فرمود: آرى، به خدا سوگند! اى سعد! بعد از دیدن چشمت و علم خداوند متعال. به راستى که خداوند متعال براى هر چیزی حد و مرزى قرار داد و براى هرکس که از این حد و مرز تجاوز کند، حدى قرار داد] و درصورتی که کمتر از چهار شاهد نیاز باشد بر مسلمانان پوشیده و مستور نمود.

  • این روایت دلالت می‌کند بر اینکه خود اربعة شهدا در اینجا مدّنظر است و حضرت می‌خواهد بفرماید که باید برای این کار دلیل برای محکمه داشته باشی نه برای خودت، لذا طبق روایت دیگر در آنجا داریم که اگر کسی را [در این حال] و به این کیفیت ببیند حق دارد اعدام کند،2 منتها دلیل محکمه حکمش جداست و اگر نتواند ثابت بکند، قاضی این شخص را اعدام می‌کند، بینه و بین الله مسئله تمام است ولکن صحبت در آن دلیلی است که محکمه آن را باید بپذیرد.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۲۹، ص ۱۳4.
    2.  همان.
/ 260