اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محاذیر تعبد به أمارات (1)

0
اصول
اصول

محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز می‌شود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده می‌شود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و این‌که چگونه شارع می‌تواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویه‌ای در مسیر امارات جعل کند بررسی می‌شود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح می‌گردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و این‌که آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار می‌گیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن می‌شود و این نتیجه به دست می‌آید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.

محاذیر تعبد به أمارات (1)

3
  • آن‌طوری‌که به نظر می‌رسد این مسئله خودش فی‌حدّنفسه و بِالنظرة الابتدائیه اشکالی ندارد، اگر احکام مولا اعتباری بود، در اینجا شارع و مولا به لحاظ عدم وصول به اعتبار اول، جعل اعتبار ثانی می‌کند و مثل موالیان عرفیه می‌گوید: أکرِم زیداً لیلةَ الجمعة و بعد می‌گوید: إن لَم تَصِل إلیک فَأکرِم عَمراً لَیلةَ الجمعة، خب این اشکال ندارد. در هر صورت اکرام أمرٌ اعتباریٌ مجعولٌ مِن قِبَل المولیٰ بِانتفائِه یَتبدَّل و یَظهَر المصلحة الثانویة و الإکرامَ الثانی، این دراین‌صورت اشکال ندارد؛ یعنی اگر احکام مولوی مانند احکام عرفیه، نه در همۀ ‌احکام عرفیه بلکه در خیلی از احکام عرفیه و احکام موالیان عرفیه حکم روی مصالح و مفاسد ملحوظۀ عند المولیٰ رفته است و صرفاً یک اعتبار نیست؛ ولی ما بنا را بر این می‌گذاریم و مفروض را این قرار می‌دهیم که حکم، حکم اعتباری است.‌ خب در اینجا اشکال ندارد و وقتی که آن مصلحت ملزمه فوت می‌شود مولا در عالم تشریع و عالم تکوین جعل مصلحت دیگر می‌کند؛ مثلاً اول خوردن این ماء به لحاظ أنّه نجسٌ و أنّه خمرٌ حرام است و بعد اگر امارات و شهادت بیّنه ما را به حلیت این ماء رساند که این ماء خمر نیست بلکه ماء است، این شهادت بیّنه خمریت را به مائیت و نجاست را به طهارت و کدورت را به نورانیت مبدل می‌کند و این دیگر خیلی عالی است! یعنی واقعاً یَضحکُ بِه الثکلیٰ است که یک اماره به صرف اینکه شهادت بیّنه وجود دارد یا روایت سکونی است، تمام خصوصیات خارجی و آن مفسدۀ نفس‌الأمریه مبدل به یک مصلحت ملزمۀ نفس‌الأمریه می‌شود! بالأخره نفس‌الأمریه است دیگر! خب این اشکال در اینجا از این نقطه‌نظر لازم می‌آید.

  • بیان مرحوم آخوند دربارۀ تعبد به امارات با وجود حکم مجعول نفس‌الامری

  • اما جوابی که مرحوم آخوند از تعبد به امارات درصورت توافق و یا درصورت اختلاف با آن احکام انشائی و مجعولۀ نفس‌الأمریه دادند آن است که جلسۀ قبل عرض شد و عبارت از این است که احکام انشائی تا وقتی که به مرحلۀ بلاغ نرسند، در مقام بعث و زجر متوقف می‌مانند؛ یعنی به مرحلۀ بعث و زجر نمی‌رسند و اگر این احکام به مرحلۀ بعث و زجر رسیدند، آن مصلحت و مفسده نسبت به مکلف، ملزمه می‌شود و اگر آن احکام در مقام انشاء ماندند و به بعث و زجر نرسیدند، آن مصلحت و آن مفسده نسبت به مکلف، ملزمه نیست و الزامی نخواهد بود.1

    1.  همان، ص 277.