
محاذیر تعبد به أمارات (1)
محاذیر تعبد به امارات در اصول فقه از مباحث اصلی این جلسه است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل آن میپردازد. بحث با بررسی اشکال «اجتماع مثلین و ضدین» در صورت انطباق یا تخالف امارات با احکام واقعی آغاز میشود و سپس دیدگاه مرحوم آخوند در مسئله تصویب و تفاوت آن با مصلحت سلوکیه توضیح داده میشود. در ادامه، ماهیت مصلحت سلوکیه و اینکه چگونه شارع میتواند در فرض عدم وصول مکلف به واقع، مصلحت ثانویهای در مسیر امارات جعل کند بررسی میشود. سپس اشکال اصلی به این دیدگاه، یعنی آلی بودن طریق و عدم استقلال امارات در جعل مصلحت، مطرح میگردد. بخش مهمی از جلسه به نسبت علم و اماره اختصاص دارد و اینکه آیا علم قاضی و ادله ظاهری در حکم واحد قرار میگیرند یا نه. در نهایت، با تحلیل روایات باب قضا، نقش بیّنه، حدود شهادت و محدودیت علم قاضی در نظام قضایی روشن میشود و این نتیجه به دست میآید که طرق اثباتی صرفاً ابزار کشف هستند نه منشأ جعل حکم مستقل.
محاذیر تعبد به أمارات (1)
7وقتی که شارع میگوید: «العَمریُّ وَ ابنُهُ ثِقَتانِ فَما أدَّیا إلَیکَ عَنّی فَعَنّی یُؤَدّیان»1 امام علیهالسّلام اصلاً روی عَمری و فرزند او نظر ندارد و هیچ توجهی روی آنها ندارد بلکه چه «عَمری و ابنُه» باشد و چه غیر از این هر کسی میخواهد باشد، نظر امام «ما أدَّیا إلیکَ عَنّی فَعنّی یُؤدّیان» است! این نظر، نظر امام است سواءٌ اینکه مبلّغ این شخص باشد یا شخص دیگر باشد، منتها امام برای احتراز از مفسده در بعضی از اوقات تصریح به وثاقت میکند؛ تصریح میکند بر اینکه این شخص به لحاظ بلاغ مورد وثوق است. یعنی بلاغ همیشه مورد نظر است نهاینکه این شخص [مورد نظر باشد] و ما این مطلب را در خیلی از موارد مشاهده میکنیم که اصلاً شهادت بیّنه در اینجا مطرح نیست، بلکه مثلاً ظهور و روشن شدن قضیه مورد نظر است، حالا به بیّنه باشد و یا به غیر بیّنه باشد.
طریقیت ادلۀ اثبات دعوا در باب قضاء
علم قاضی
ما حتی در باب علم قاضی هم این مطلب را بیان میکنیم یک بحث مفصّلی در مورد قاضی وجود دارد که آیا قاضی میتواند به علم خودش عمل بکند یا نه؟! ما در بحث قضاوت هم قائل به این هستیم که اینها از باب جزءالموضوع نیستند بلکه بهعنوان طریق هستند؛ منتها شارع برای اِحکام و برای اتقان در ثبوت یک جرم و در ثبوت یک مسئله، اربعة شهدا را در بعضی از اوقات مدّنظر قرار داده و در بعضی از اوقات شهادت عدلین را مدّنظرقرار داده و بهطورکلی شهادت زن را مورد قبول قرار نداده است.
اینها بهخاطر این مسئله است که برای شارع، شهادت شاهد مطرح نیست بلکه برای شارع ثبوت جرم در اینجا مطرح است، اگر قاضی میداند که این ثابت است میتواند به علم خودش عمل کند و بینه و بین الله [به آن ترتیب اثر بدهد].
تلمیذ: شاید شارع در اینجا یک تسامح و تساهلی نسبت به عدم ثبوت آن داشته باشد چون برای قاضی علم قطعی و منجّز هم هست در اینجا که میخواهیم شهادت را بگوییم که تنجیز است چون قلّت پیدا میکند برای ثبوت مورد و قضیه و لذا یک تخفیفی نسبت به مجرم داده شده است و شاید علم قاضی در اینجا هیچ مدخلیتی نداشته باشد.
- الکافی، ج 1، ص 329.
