
محاذیر تعبد به أمارات (3)
تعبّد به امارات و اشکال جعل حکم ظاهری در این جلسه به بررسی پاسخ مرحوم آخوند به شبهه اجتماع مثلین و ضدین میپردازد. مستشکل میگوید جعل حکم ظاهری در کنار حکم واقعی یا به اجتماع ضدین میانجامد یا به تصویب، اما مرحوم آخوند آن را نادرست دانسته و حجیت امارات را جعل حکم مستقل نمیداند بلکه آن را تنجّز و معذّریت میداند. در این نگاه شارع حکم جدیدی در برابر حکم واقعی نمیسازد، بلکه در فرض جهل مکلف تنها تنجّز یا عذر ایجاد میشود و اشکال تضاد و تصویب برطرف میگردد. همچنین با تبیین ملاکات واقعی احکام و مثالهایی مانند نظام تکوین و رفتار ملائکه، روشن میشود که احکام بر پایه مصالح نفسالأمری جعل میشوند نه تصمیم اعتباری بدون ملاک. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پایان بر تفاوت امارات با قواعد فقهی تأکید میکند و نشان میدهد بخش مهمی از اشکالات ناشی از خلط این دو است.
محاذیر تعبد به أمارات (3)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
اشکال بر جعل حکم ظاهری درقبال حکم واقعی
مرحوم آخوند در مقام جواب از اشکال مستشکل که قائل به تحقق محالیت درصورت اجتماع مثلین یا اجتماع ضدین و نقیضین و یا بطلان که درصورت تصویب، لازم میآید بودند، چون مستشکل میگفت که اگر جعل حکم ظاهری درقبال حکم واقعی باشد، این جعل، یا جعل مثلین است یااینکه مخالف با حکم واقعی است که اجتماع ضدین است و یااینکه اگر حکم واقعی وجود نداشته باشد فقط جعل حکم ظاهری میماند و آن تصویب است و این تصویب هم که قطعاً باطل است بهجهت اینکه اشتراک عالم و جاهل نسبت به احکام کلیۀ انشائیه اجماعی است و قابل برای ردّ و ایراد است.
جواب مرحوم آخوند به اشکال
مرحوم آخوند در مقام جواب، حجیت امارات و ادلۀ تعبد به حجیت امارات را بهعنوان جاعل برای حکم درقبال احکام انشائی ندانستهاند و جعل حجیت را بهعنوان جعل حکم ظاهری در مقام بعث و زجر و یااینکه بگوییم که در مقام تنجّز دانستهاند. بنابراین ارادت و کراهت شارع در مقام احکام انشائی متعلق به همان حکم انشائی هست؛ الاّ اینکه در مقام تنجّز، ادلۀ حجیت امارات و تعبد به امارات را بهعنوان جعل یک حکم عند عَدمِ الوصولِ الحکمِ الواقعی برای مکلف در مقام تنجّز میداند؛ نهاینکه جعل یک حکم درقبال جعل حکم واقع [باشد]. کأنّ اینطور میگوید که در وهلۀ اول و اولاًبلااول حکمِ مجعول برای تو همان حکم انشائی و همان حکم حرمت خمر است؛ الاّ اینکه چون نسبت به آن حکم انشائی جاهل هستی، حلیت خمر را برای تو منجّز میکنم و بهواسطۀ این، دیگر مثلینی وجود ندارد و تصویبی هم در اینجا نیست؛ نه مثلینی هست و نه جمع بین ضدین و نه تصویب.
جمع بین ضدین نیست چون جمع بین ضدین عبارت از جمع بین دو حکم متنجّز در مقام امتثال است؛ اما اگر قرار بر این باشد، در مقام انشاء اراده و کراهت مولا به یک حکمی تعلق گرفته است و در مقام امتثال هنوز برای این منجّز نشده است؛ همانطوریکه شارع در مقام انشاء حکم حرمت خمر را جعل کرده است، اما سیزده سال این را نگه داشته و در مدینه ابلاغ کرده است! بنابراین اراده و کراهت مولا نسبت به حرمت خمر تعلق گرفته است؛ ولی این اراده و کراهتش، اراده و کراهت ملزمه نیست که موجب تنجّز این حکم بر مکلفین بشود، اینهم همینطور است.
