
محاذیر تعبد به أمارات (3)
تعبّد به امارات و اشکال جعل حکم ظاهری در این جلسه به بررسی پاسخ مرحوم آخوند به شبهه اجتماع مثلین و ضدین میپردازد. مستشکل میگوید جعل حکم ظاهری در کنار حکم واقعی یا به اجتماع ضدین میانجامد یا به تصویب، اما مرحوم آخوند آن را نادرست دانسته و حجیت امارات را جعل حکم مستقل نمیداند بلکه آن را تنجّز و معذّریت میداند. در این نگاه شارع حکم جدیدی در برابر حکم واقعی نمیسازد، بلکه در فرض جهل مکلف تنها تنجّز یا عذر ایجاد میشود و اشکال تضاد و تصویب برطرف میگردد. همچنین با تبیین ملاکات واقعی احکام و مثالهایی مانند نظام تکوین و رفتار ملائکه، روشن میشود که احکام بر پایه مصالح نفسالأمری جعل میشوند نه تصمیم اعتباری بدون ملاک. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پایان بر تفاوت امارات با قواعد فقهی تأکید میکند و نشان میدهد بخش مهمی از اشکالات ناشی از خلط این دو است.
محاذیر تعبد به أمارات (3)
6تعلق ثواب به فعل مکلف از باب امتثال
شارع میگوید که آن را که جعل کردم انجام ندادی و آن را که تو در خارج انجام دادی من نگفتهام؛ ولی چون در مقام امتثال ممتثل بودی، از باب امتثال و اتیان و عبودیت ثواب را به تو میدهم و آن امتثال، عملی واقعی و تکوینی است؛ منبابمثال کسی ارادۀ حج میکند و نمیتواند حج انجام بدهد، خدا ثوابش را به او میدهد و یک ملکی را بهجای او به مکه میفرستد تا حج انجام بدهد! حالا اگر این شخص بهجای اینکه به مکه برود، به ترکستان برود و خیال کند که مکه است! گفت:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی *** ...1 به ترکستان برود و خیال کند آنجا مکه است و منبابمثال در آنجا طواف انجام بدهد! خدا همان ثواب را به او میدهد. چرا ثواب میدهد؟! نهاینکه در عمل او حجیت است، آن حال امتثال او موجب یک ثوابی خواهد بود و آنهم براساس مسئلۀ تجرّی است.
حسنوقبح، فعلی یا فاعلی؟
اگر حسن و قبح را به فعل بدهیم یعنی حسن و قبح به فعل تعلق بگیرد نه به فاعل و قائل به حسن و قبح فعلی ـ نه فاعلی ـ بشویم، لازمهاش ظلم پروردگار است؛ چون از نقطهنظر ترتب سلسلۀ علیت برای تحقق فعل در خارج، اصلاً بعضی از این حلقات محققۀ فعل در اختیار مکلف نیست تااینکه ثواب و عقاب متعلق به فعل باشد یا نباشد! منبابمثال مکلف ارادۀ عدم شرب خمر را دارد، اما دست و پایش را میگیرند و کنارهم میگذارند و او را مضطراً و مجبوراً یا مکرهاً مجبور میکنند که این خمر را بخورد؛ یااینکه فرض کنید نمیخواهد یک عملی را انجام بدهد و انجام میدهد یا میخواهد انجام بدهد و موانع جلوی او را میگیرند؛ مثلاً همینکه میخواهد به فقیر پول بدهد، یک نفر مانع میشود یااینکه دست در جیبش میکند که پول به فقیر بدهد و میبیند که یک دزدی جیبش را زده است و پول را برداشته است!
- گلستان سعدی، باب دوم در اخلاق درویشان، حکایت شماره 6:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی *** کاین ره که تو میروی به ترکستان است
- گلستان سعدی، باب دوم در اخلاق درویشان، حکایت شماره 6:
