
محاذیر تعبد به أمارات (3)
تعبّد به امارات و اشکال جعل حکم ظاهری در این جلسه به بررسی پاسخ مرحوم آخوند به شبهه اجتماع مثلین و ضدین میپردازد. مستشکل میگوید جعل حکم ظاهری در کنار حکم واقعی یا به اجتماع ضدین میانجامد یا به تصویب، اما مرحوم آخوند آن را نادرست دانسته و حجیت امارات را جعل حکم مستقل نمیداند بلکه آن را تنجّز و معذّریت میداند. در این نگاه شارع حکم جدیدی در برابر حکم واقعی نمیسازد، بلکه در فرض جهل مکلف تنها تنجّز یا عذر ایجاد میشود و اشکال تضاد و تصویب برطرف میگردد. همچنین با تبیین ملاکات واقعی احکام و مثالهایی مانند نظام تکوین و رفتار ملائکه، روشن میشود که احکام بر پایه مصالح نفسالأمری جعل میشوند نه تصمیم اعتباری بدون ملاک. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در پایان بر تفاوت امارات با قواعد فقهی تأکید میکند و نشان میدهد بخش مهمی از اشکالات ناشی از خلط این دو است.
محاذیر تعبد به أمارات (3)
7دراینصورت که او در مقام اتیان فعل است، اگر ما بگوییم که الآن بر این عمل او ثواب تعلق نمیگیرد خب این در واقع ظلم است؛ بهجهت اینکه او در مقام امتثال بوده است. پس این ثواب و عقاب بر امور غیر اختیاری مترتب میشود و هر ثواب و عقابی که بر امر غیر اختیاری مترتب بشود ظلم بیّن است و این خروج از تعبد و تکلیف است؛ بهجهت اینکه تکلیف در مقام اتیان فعل در مقام اختیار است و اگر قرار بر این باشد که بر نفس فعل خارجی ثواب و عقاب مترتب بشود، لازمهاش خروج از تکلیف و اختیار است و اینجا دیگر در اختیارش نیست! منبابمثال نمیخواهد زنا کند ولی او را مجبور به زنا میکنند؛ پس حالا بگوییم که او مُعَذَّر است! میخواهد زنا کند و آن شخص برای زنا حاضر نمیشود، باید بگوییم که دراینصورت گناهی انجام نداده است! نمیخواهد خمر بخورد و مجبور به خوردن خمر میشود! میخواهد انفاق انجام بدهد و یکدفعه میبیند که پولش نیست یااینکه منبابمثال میخواهد وضو بگیرد و میبیند آب را میریزند و باید تیمم کند و امثالذلک.
بهطورکلی اگر ثواب و عقاب روی نفس عمل خارجی برود، در بسیاری از مواقع آن عمل خارجی در اختیار انسان نمیماند؛ لذا در بحث تجرّی و عدم تجرّی و ترتب ثواب و عقاب، مبنا بر این است که ثواب و عقاب تجرّی بر حسنوقبح فاعلی تعلق میگیرد نه بر حسنوقبح فعلی، این معیار در آنجا هست. حالا مسئله در اینجا از همین باب است؛ مکلف که براساس سیرۀ عقلائیه تعبد به امارات کرده است، نفس تعبد و التزامش موجب حسن است نه آن عملی را که انجام داده است! اصلاً انگار عملی را انجام نداده است!
مثلاً یک بایعی خیال کند یک کتابی در ملکش هست و آن کتاب را بفروشد و بگوید: بنده این کتاب را به قیمت صدتومان به شما فروختم و بعد معلوم بشود این کتاب برای زید بن أرقم است! این کتاب داخل در ملک او نمیشود و اگر هم انجام بشود از باب بیع فضولی است و باید مراتب خودش را طی کند؛ چون ما وَقعَ لم یُقصَد و ما قُصِدَ لم یَقع، این مسئله هم در اینجا از همین باب است. عمل به امارات و آنچه که در خارج انجام شده است را مولا قصد نکرده است؛ مولا آنچه را که شما انجام دادهاید قصد نکرده است و آنهم که مولا قصد کرده است شما انجام ندادید! پس شما اصلاً در خارج کاری را انجام ندادید، هیچ کاری انجام ندادید و حکم مولا با شما مانند حکم موالی عرفیه با عبید خودشان است؛ موالی عرفیه در صورت خطاءِ طریق در عبید چهکار میکنند؟! عبید را که اعدام نمیکنند بلکه جایزه هم میدهند و این جایزه برای امتثال است نه برای اینکه منظور مولا دراینجا اتیان شده است! منظور مولا اتیان نشده است و این مسئلهای است که در اینجا هست.
