
تعارض نصّین
تعارض نصین در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور اصلی، تبیین نسبت این بحث با اصول برائت و مسئله حجیت ادله است. ابتدا بازگشت به کلام مرحوم آخوند در کفایه انجام میشود که تعارض نصین را خارج از باب برائت دانسته و در صورت عدم رجحان، قائل به تخییر میشود. سپس مبنای مشهور در تخییر و نیز مبنای سقوط هر دو خبر از حجیت در صورت تعارض مطرح و تحلیل میگردد. در ادامه، با نقد نگاه تخییر، این نکته بررسی میشود که تعارض در سطح عرفی موجب تزلزل اصل حجیت هر دو روایت شده و شبیه به فقدان نص عمل میکند، نه صرف انتخاب یکی از دو دلیل معتبر. در پایان، نتیجه بحث به این سمت میرود که ارجاع تعارض به فقدان حجت، تصویر دقیقتری از وضعیت ادله متعارض ارائه میدهد و از اشکالات تحلیل تخییری میکاهد.
تعارض نصّین
12تلمیذ: مواردی که علت آن را بیان میکنند و بهخاطر تقیه بوده است باید چه کرد؟ بعداً بیان میکنند؛ بعداً سؤال میکنند که چرا اینطور گفتید؟ میگویند که بهخاطر تقیه بوده است، حالا اگر آن بیان نشده بود [چطور میشود]؟
استاد: آنچه که بهخاطر تقیه بوده است مسئلۀ دیگری است. من در دنبالۀ مسئله میخواستم این را بگویم که شما این را فرمودید و سؤال خوبی بود. مشکل در اینجا این است که اگر مانحنفیه غیر از این بود، یعنی مانحنفیه فی صورةٍ إحنا سمعنا هذا الکلام یعنی هذین الحکمینِ المُتعارضَین من الإمام، در اینجا باید چهکار کنیم؟! یعنی اگر خود ما این کلام را از امام شنیدیم [چهکار کنیم]؟! اینجا جای فَتخیّر است «فَبِأیّهما أخَذتَ مِن بابِ التَّسلیمِ وَسِعَک» یعنی میدانیم که إمّا هذه حجةٌ و إمّا هذه، نمیتوانیم بگوییم که امام علیهالسّلام نه این را اراده کرده و نه آن را اراده کرده است بلکه أحدهما را اراده کرده است؛ یا این را تقیةً اراده کرده یا آن را تقیةً اراده کرده است، اگر آن را تقیةً اراده کرده پس آن بر ما لازم است و اگر این را تقیةً اراده کرده پس این بر ما واجب [لازم] است.2
بنابراین الآن قضیۀ حجیت در کلام امام مانند علم اجمالی میشود که حجت منجّز است منتها آن حجت منجّز مردد بین الطرفین است و چون ما در خارج نمیتوانیم انجام بدهیم، این دیگر مشکل ما است؛ یعنی این دیگر به امام مربوط نیست و مشکل ما است. امام هردو حکم را بیان کرده است و ما باید در عالم خارج هردو حکم را انجام بدهیم چون امام هردو را بیان کرده است و ما نمیتوانیم انجام دهیم و حالا که نمیتوانیم باید یکی را انجام بدهیم چون بالأخره معنا این است که امام میفرماید: من این دو حکم را از شما میخواهم و از شما طلب میکنم، معنایش این است که من شما را امر به اتیان به این حکم میکنم و از یک طرف میگوید: من شما را امر به اتیان حکم [دیگر] میکنم.
