اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعارض نصین در این جلسه از دیدگاه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی می‌شود و محور اصلی، تبیین نسبت این بحث با اصول برائت و مسئله حجیت ادله است. ابتدا بازگشت به کلام مرحوم آخوند در کفایه انجام می‌شود که تعارض نصین را خارج از باب برائت دانسته و در صورت عدم رجحان، قائل به تخییر می‌شود. سپس مبنای مشهور در تخییر و نیز مبنای سقوط هر دو خبر از حجیت در صورت تعارض مطرح و تحلیل می‌گردد. در ادامه، با نقد نگاه تخییر، این نکته بررسی می‌شود که تعارض در سطح عرفی موجب تزلزل اصل حجیت هر دو روایت شده و شبیه به فقدان نص عمل می‌کند، نه صرف انتخاب یکی از دو دلیل معتبر. در پایان، نتیجه بحث به این سمت می‌رود که ارجاع تعارض به فقدان حجت، تصویر دقیق‌تری از وضعیت ادله متعارض ارائه می‌دهد و از اشکالات تحلیل تخییری می‌کاهد.

تعارض نصّین

13
  • پس امام علیه‌السّلام در تبلیغ خودش تبلیغ کرده است و مشکل من است که در عالم خارج نمی‌توانم انجام بدهم و قدرت بر اتیان به کلیهما را ندارم؛ بنابراین أحدهما واجب می‌شود، این در اینجا باب تخییر است. یعنی حجیت مفروض و محرز است منتها آن حجیت، مختفی بین دو مصداق است؛ وقتی که شما نمی‌توانید یک مصداق را انجام بدهید، مصداق دیگر را انجام می‌دهید. همان‌طور که در باب غرقاء وقتی که شما نمی‌توانید هردو غریق را که دریا هستند انقاذ کنید، باید أحدهما را انقاذ کنید و انقاذ أحدهما واجب است إمّا یتعلق بِهذا الغریق و إمّا یتعلق بِهذا الغریق. این حجیت در اینجا مفروض است و [این مطلب] غیر از قول ابی‌بصیر و زراره است که این بحث در باب وثاقت راوی است و منزَّل بر عرف است.

  • بله! اگر مورد، مورد تواتر یا استفاضه بود که برای ما یقینی بود حرفی نداشتیم ولی در کلام ابی‌بصیر و زراره [این‌طور نیست چون] این دوتا افراد معمولی و عادی هستند که از امام نقل می‌کنند و شاید اشتباه کنند حتی در بحث تعارض اگر نبود، حتی در بحث تعارض...

  • تلمیذ: در مورد جایی که تعارض نیست صدّق العادل چه فرقی می‌کند؟

  • استادصدّق العادل در آنجایی است که قرائن و شواهد بر مخالف نباشد. فرض کنید اگر قرائن و شواهد باشد خود این وثاقت زیر سؤال می‌رود، [به این معنا نیست که بگوییم] فاسق می‌شود بلکه وثاقت در روایت ازبین می‌رود و ما می‌گوییم که ابی‌بصیر اشتباه کرده است.

  • تلمیذ: در آنجا که معارض ندارد، ما احتمال اشتباه را می‌دهیم.

  • استاد: احتمال اشتباه را می‌دهیم؛ ولی چون آن وثاقت معارض ندارد، بر وثاقتی که فی‌نفسه در خود ابی‌بصیر هست حاکم نمی‌شود، صحبت این است. در اینجا تعارض قرینه می‌شود بر اینکه آن وثوق نسبت به ابی‌بصیر ازبین برود ولی در جایی که معارض وجود ندارد، آن وثاقت به حال خودش باقی است.