
تعارض نصّین
تعارض نصین در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور اصلی، تبیین نسبت این بحث با اصول برائت و مسئله حجیت ادله است. ابتدا بازگشت به کلام مرحوم آخوند در کفایه انجام میشود که تعارض نصین را خارج از باب برائت دانسته و در صورت عدم رجحان، قائل به تخییر میشود. سپس مبنای مشهور در تخییر و نیز مبنای سقوط هر دو خبر از حجیت در صورت تعارض مطرح و تحلیل میگردد. در ادامه، با نقد نگاه تخییر، این نکته بررسی میشود که تعارض در سطح عرفی موجب تزلزل اصل حجیت هر دو روایت شده و شبیه به فقدان نص عمل میکند، نه صرف انتخاب یکی از دو دلیل معتبر. در پایان، نتیجه بحث به این سمت میرود که ارجاع تعارض به فقدان حجت، تصویر دقیقتری از وضعیت ادله متعارض ارائه میدهد و از اشکالات تحلیل تخییری میکاهد.
تعارض نصّین
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بازگشت به کلمات مرحوم آخوند در باب برائت
بعد از فراغ از بحثی که راجع به افتراق بین اماره و اصول عرض شد و مطالبی را که از مرحوم حکیم نقل کردیم، به متن کفایه برمیگردیم و دوباره کلام مرحوم آخوند را که قبلاً در ابتداء امر متعرض شدیم مرور میکنیم. ایشان در ابتداء بحث برائت دربارۀ جریان برائت در مورد فقدان یا اجمال دلیل چنانچه شبهه، شبهۀ وجوبیه یا شبهۀ حرمت باشد قائل به برائت و اباحه در مورد جریان شدند و مکلف را در مندوحۀ از فعل و عمل میدانند.
ایشان در ذیل مطلب خودشان حاشیهای دارند و میفرمایند: علت عدم وضع باب علیٰحده برای شبهات وجوبیه و تحریمیه و همینطور عدم وضع باب علیٰحده برای مسئلۀ فقدان نص یا اجمال نص، از باب اشتراک جمیع موارد یاد شده و مذکوره در ملاک واحد است و آن ملاک واحد عبارت از فقدان دلیل و فقدان حجت است و مسائل هر علمی عبارت از آن مسائلی است که با توجه به موضوعات یا محمولات مختلف یا موضوع و محمول مختلف، در جهت واحد اشتراک دارند یعنی جهت آنها و هدف آنها واحد است.1
فرض کنید موضوعات مختلفی که راجع به صحت و سلامتی جسم انسان است با توجه به اختلاف در موضوعات مانند ید، رَقَبه، رأس، رِجل، معده، قلب، ریه و امثالذلک و با توجه به محمولات مختلفۀ آنها [مثل] صحت و مرض و کیفیت و نوع مرض، تمام آنها در جهت واحد که صحت و سلامتی جسم انسان است باهم اشتراک دارند؛ لذا علم طب از این نقطهنظر دارای مسائل مختلفی است که هدف واحد دارند.
همینطور در بحث برائت، صحبت از عدمُ الدّلیل و عدمُ المنجِّزِ علیٰ حکمٍ لِلمکلف است سواءٌ اینکه این عدم الدلیل و عدم الحجة در شبهۀ وجوبیه یا شبهۀ تحریمیه باشد سواءٌ لِجهةِ فقدان النَّص یا لِجهةِ إجمال النَّص باشد. این مطلب، مطلب مرحوم آخوند است. البته کلام مرحوم کمپانی در این زمینه را جلسۀ بعد عرض میکنم و این جلسه به مطلب دیگری میپردازیم که بحث راجع به تعارض نصّین است.
- کفایة الأصول، ج 1، ص 338.
