
تعارض نصّین
تعارض نصین در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور اصلی، تبیین نسبت این بحث با اصول برائت و مسئله حجیت ادله است. ابتدا بازگشت به کلام مرحوم آخوند در کفایه انجام میشود که تعارض نصین را خارج از باب برائت دانسته و در صورت عدم رجحان، قائل به تخییر میشود. سپس مبنای مشهور در تخییر و نیز مبنای سقوط هر دو خبر از حجیت در صورت تعارض مطرح و تحلیل میگردد. در ادامه، با نقد نگاه تخییر، این نکته بررسی میشود که تعارض در سطح عرفی موجب تزلزل اصل حجیت هر دو روایت شده و شبیه به فقدان نص عمل میکند، نه صرف انتخاب یکی از دو دلیل معتبر. در پایان، نتیجه بحث به این سمت میرود که ارجاع تعارض به فقدان حجت، تصویر دقیقتری از وضعیت ادله متعارض ارائه میدهد و از اشکالات تحلیل تخییری میکاهد.
تعارض نصّین
4تعارض در انتساب یا در مفهوم؟
یعنی نفس انتساب کلام زراره به امام صادق علیهالسّلام یوجِبُ الحجیه و نفس انتساب کلام و روایت ابیبصیر به امام صادق هو یوجِبُ الحجیه. پس از نقطهنظر انتساب هیچکدام از این دو دیگری را دفع نمیکند.
کلام در مفهوم روایت است که این مفهوم به روایت و عمل به این مفهوم در عالم خارج با عمل به مفهوم روایةٍ اُخریٰ فی عالمِ الواقع و فی عالمِ الخارج معارض است؛ اما نفس انتساب این کلام به امام علیهالسّلام کأنّ نفسُ الإمام علیهالسّلام یتکلَّم أمامَنا، به این کیفیت است. پس کما اینکه خود امام لو کان حاضراً و لو تَکلَّم أمامنا بِهذه الروایة لَکانَ حجةٌ علینا و یَلزمُ علینا اتباعه و اطاعته، [کلام] ابیبصیر یا زراره هم که منتسب به امام علیهالسّلام است هم حجت است؛ ولی صحبت و اشکال در فعل ما است نه در انتساب به امام علیهالسّلام! یعنی ما در مقام عمل دچار اشکال میشویم والاّ این دو روایت هردو به امام منتسب هستند. ادلۀ حجیت خبر واحد هم شامل روایت زراره میشود و هم شامل روایت ابیبصیر میشود. ما در مقام عمل دچار مشکل هستیم، به امام چه ربطی دارد؟! به زراره و ابیبصیر چه ربطی دارد؟! او که دروغ نگفته است! زراره که دروغ نگفته است، هردوی اینها راست میگویند و مشکل، مشکل ماست نه مشکل روایت! مشکل، مشکل ماست نه مشکل حجیت روایت! حجیت روایت در جای خودش محفوظ است؛ مثل اینکه امام علیهالسّلام به اینجا بیاید و دو کلام مخالف و معارض را القاء کند، خب آیا دراینصورت شما میتوانید بگویید: أحدهما یَنتسبُ إلی الإمامِ و أحدهما الآخر لا یَنتَسبُ إلی الإمامِ؟! هذا محالٌ لأنّا سَمعنا کِلا الکلامِ مِن الإمامِ علیهالسّلام؛ فلا یجوز انتساب أحدهما إلی الإمامِ و عدم انتساب الآخر إلیه. صحیح؟!
بنابراین ما در مقام عمل دچار مشکل هستیم والاّ [کلام امام واحد است]. در باب تقیه داریم که راوی میگوید: خدمت امام باقر علیهالسّلام آمدم و دیدم که تکلّم بِحکمٍ معه بعد مدتی که خدمت حضرت نشستم شخص دیگری آمد و از نفس مسئله سؤال کرد و حضرت جوابش را به [صورت دیگری] دادند و او تعجب کرد! مثلاً حضرت میفرمایند که «یا زُرارَةُ إنَّ هَذا خَیرٌ لَنا وَ أبقَى لَنا وَ لَکُم»؛ ما از باب تقیه است که این مطلب را اینطور میگوییم!1 خب حالا فرض کنید که امام علیهالسّلام دو حکم مخالف نقل کرده است و من هم نمیدانم که کدامیک را از روی تقیه گفته است؛ من خدمت امام علیهالسّلام نشستهام و راوی میآید و حضرت یک حکمی را بیان میکنند و او میرود، سائل دیگری میآید و همان نفس مسئله را سؤال میکند و حضرت به او جواب مخالف میدهند! من از مجلس خارج میشوم، باید به کدامیک از این دو عمل کنم؟! مشکل، مشکل من است. پس نمیتوانم بگویم که امام یکی را گفته و یکی را نگفته است، هردو را گفته است کِلا الکلامین را القاء کرده و کِلا الحکمینِ المتعارِضَین را القاء کرده است. مشکل، مشکل من است که در عالم خارج نمیتوانم این را انجام بدهم. در اینجا باید چهکار کنم؟!
- الکافی، ج 1، ص 65.
