
تعارض نصّین
تعارض نصین در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور اصلی، تبیین نسبت این بحث با اصول برائت و مسئله حجیت ادله است. ابتدا بازگشت به کلام مرحوم آخوند در کفایه انجام میشود که تعارض نصین را خارج از باب برائت دانسته و در صورت عدم رجحان، قائل به تخییر میشود. سپس مبنای مشهور در تخییر و نیز مبنای سقوط هر دو خبر از حجیت در صورت تعارض مطرح و تحلیل میگردد. در ادامه، با نقد نگاه تخییر، این نکته بررسی میشود که تعارض در سطح عرفی موجب تزلزل اصل حجیت هر دو روایت شده و شبیه به فقدان نص عمل میکند، نه صرف انتخاب یکی از دو دلیل معتبر. در پایان، نتیجه بحث به این سمت میرود که ارجاع تعارض به فقدان حجت، تصویر دقیقتری از وضعیت ادله متعارض ارائه میدهد و از اشکالات تحلیل تخییری میکاهد.
تعارض نصّین
6این قضیه هم مسئلۀ بسیار مهم و دقیقی است؛ چون مسئلۀ اجتماع نقیضین جمع بین ثبوت شیء و عدم آن شیء فی مرتبةٍ واحدة است و خدا هم نمیتواند این کار را انجام بدهد یعنی در آنٍ و فی نفس لحظةٍ موجب وجود شیء و فی نفس لحظةٍ موجب عدم آن شیء بشود، این جمع بین علّتین مختلفتین است و محال است و اصلاً امکانش نیست. ولی در مسئلۀ اجتماع ضدین، هردو امر وجودی هستند و این مشکل را حل میکند که در قضیۀ اجتماع ضدین چون هردو امر وجودی هستند؛ بنابراین امکان دارد که نفس این حقیقت وجود در لحظۀ واحده به دو امر مخالف فی نفسِ موضوعٍ واحده تجلی پیدا کند و این یک مسئلۀ بسیار ظریف و دقیقی است که از لوازم قول به بسیط الحقیقه است و صرف الوجود است که اگر ما به این مسئله قائل نباشیم آنوقت اصلاً خیلی از اشکالات پیدا میشود. حتی در علت اول، علت ثانی، معلول اول و اینکه در بحث تکثّر چطور یک امر بسیط تکثر پیدا میکند و خلوّ مرتبةٍ عن مرتبةٍ اُخریٰ [اتفاق میافتد]، اینها لوازم و تبعاتی دارد و موجب طفره و خلأ و امثالذلک خواهد شد.
اجتماع ضدین، اجتماع دو امر وجودی
اما این نکته مسئله را حل میکند که مسئلۀ اجتماع ضدین، اجتماع دو امر وجودی هستند گرچه در عالم ماده نمیشود این دو تحقق پیدا کنند چون محل کون و فساد و تدریجی الحصول و معلول زمان است یا معلول زمان و مکان است و زمان هم تدریجی الحصول است؛ اما در عین واقع در آن عالم که عالم ثابتات هست هیچ منافاتی ندارد که دو امر وجودی در لحظۀ واحده و در مکان واحده تحقق پیدا کنند چون در آنجا زمان راه ندارد.
در اینجا اگر یک شیئی بخواهد از یک مرتبه به مرتبۀ دیگر برسد زمان [لازم دارد] و این خودش معلول زمان است؛ یعنی زمان است که او را از یک مرتبه به مرتبۀ دیگر واصل میکند و چون زمان تدریجی الحصول است و دو لحظه، لحظۀ واحده نخواهند شد و مستحیل است که لحظتین لحظۀ واحد بشوند؛ با انصرام یک لحظه، حدوث لحظۀ اُخریٰ حاصل میشود. بنابراین در اینجا اجتماع ضدین هم محال لازم میآید.
