
تعارض نصّین
تعارض نصین در این جلسه از دیدگاه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود و محور اصلی، تبیین نسبت این بحث با اصول برائت و مسئله حجیت ادله است. ابتدا بازگشت به کلام مرحوم آخوند در کفایه انجام میشود که تعارض نصین را خارج از باب برائت دانسته و در صورت عدم رجحان، قائل به تخییر میشود. سپس مبنای مشهور در تخییر و نیز مبنای سقوط هر دو خبر از حجیت در صورت تعارض مطرح و تحلیل میگردد. در ادامه، با نقد نگاه تخییر، این نکته بررسی میشود که تعارض در سطح عرفی موجب تزلزل اصل حجیت هر دو روایت شده و شبیه به فقدان نص عمل میکند، نه صرف انتخاب یکی از دو دلیل معتبر. در پایان، نتیجه بحث به این سمت میرود که ارجاع تعارض به فقدان حجت، تصویر دقیقتری از وضعیت ادله متعارض ارائه میدهد و از اشکالات تحلیل تخییری میکاهد.
تعارض نصّین
9بله، در مسائل طهارات و نجاسات و مسائل بسیطه و احکام اشکال ندارد البته درصورتیکه وثاقت، وثاقت تام باشد! اگر وثاقت، وثاقت عادی و اینطوری باشد آنوقت عمل نمیکنیم، حتی در احکام بسیط هم عمل نمیکنیم! اینطور نیست که شُلّوها بزنید و اجتهاد کنید و هر روایتی به هر کیفیتی که بیاید ترتیب اثر بدهید! مسئله به این سادگی نیست!
عدم حجیت کلام متعارضین از نظر عرف
بناءًعلیٰهذا در بحث بین تعارض راویین قبل از انتساب این [کلام] به امام علیهالسّلام، بحث تعارض این مسئله پیش میآید که دو نفر دو خبر متعارض نقل کردند. [در واقع] بحث اینجا نیست که إحنا نُحاسب علیٰ حده و إحنا نحاسب علی هذه الروایة علی حدة بحث این است که الآن با علم به تعارض روایتین، این وثاقت در انتساب به کلام امام ازبین میرود؛ یعنی اصل حجیت مورد سؤال و اشکال قرار میگیرد. فرض کنید دو نفر از طرف یک مولا یک تکلیفی را بر یک شخص [بیان] کنند؛ یک مولایی بگوید: أکرِم زیداً لیلةَ الجمعه و یک شخص از طرف مولا بیاید و بگوید: لا تُکرِم زیداً فی لیلةِ الجمعه! خب این عبد که دسترسی و اتصال به مولا ندارد، باید چهکار کند؟! یعنی دو نفر در مکان واحد بیایند و أحدهما یقول: قالَ المولا أکرِم زیداً لیلةَ الجمعه و هو یقول: لا تُکرِم زیداً لیلةَ الجمعه! إحنا نقولُ باسقاطِ الحجیةِ فی کلتا الروایتین. بحث این نیست که ما در مقام عمل در خارج دچار مشکل میشویم، بحث این است که نفس روایت متعارضین، حجیت روایت را ازبین میبرد! به اشکال ما کاری ندارد و اینکه ما در عالم خارج دچار اشکال میشویم، مطلب آخَر؛ ولی خود اینکه یک نفر از مولا نقل کند که أکرِم زیداً لیلةَ الجمعه و شخص دیگری بگوید: لا تُکرِم زیداً لیلةَ الجمعه، نفس این روایت موجب تصادم و تساقط این هست و اصلاً کاری به ما ندارد. حالا ما در عالم خارج میتوانیم اکرام کنیم یا نمیتوانیم مطلب و مسئلۀ دیگری است که مربوط به ما است. اصلاً عرف به کلام متعارضین حجت نمیدهد! میگوید که دو امر مخالف نقل شده است، خب میگوید که دنبال کارت برو و اصلاً بیخود کرده نقل کرده است.
