اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ قرآنی برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی استدلال‌های قرآنی بر اصل برائت و نسبت آن با حظر و اباحه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل آیات «وما کنا معذبین»، «لا یکلف الله نفساً»، و «ما کان الله لیضل قوماً» نشان می‌دهد که عدم وصول بیان و تبیین، مانع تحقق تکلیف و عقاب است. در ادامه، دیدگاه مرحوم نائینی درباره اجمال برخی آیات و تفاوت برائت با اصالة الحظر و اباحه و نیز نقش شک غیر عقلایی در عدم جریان اصول عملیه بررسی می‌شود. نتیجه جلسه تأکید بر این است که در فقدان بیان معتبر، تکلیف فعلی ثابت نیست و برائت بر اساس فهم قرآنی و عقلایی قابل استناد است. همچنین مفهوم «شک غیر قابل اعتنا» و حدود جریان اصول عملیه به صورت دقیق تبیین می‌گردد.

ادلۀ قرآنی بر برائت (1)

توضیحات:

ادلۀ قرآنی برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی استدلال‌های قرآنی بر اصل برائت و نسبت آن با حظر و اباحه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل آیات «وما کنا معذبین»، «لا یکلف الله نفساً»، و «ما کان الله لیضل قوماً» نشان می‌دهد که عدم وصول بیان و تبیین، مانع تحقق تکلیف و عقاب است. در ادامه، دیدگاه مرحوم نائینی درباره اجمال برخی آیات و تفاوت برائت با اصالة الحظر و اباحه و نیز نقش شک غیر عقلایی در عدم جریان اصول عملیه بررسی می‌شود. نتیجه جلسه تأکید بر این است که در فقدان بیان معتبر، تکلیف فعلی ثابت نیست و برائت بر اساس فهم قرآنی و عقلایی قابل استناد است. همچنین مفهوم «شک غیر قابل اعتنا» و حدود جریان اصول عملیه به صورت دقیق تبیین می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ قرآنی بر برائت (1)

8
  • تلمیذ: در اینجا قدرت هم می‌شود معنا کرد؟

  • استاد: بله، آن‌هم می‌شود، فرقی نمی‌کند.

  • معنای وسع در آیۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾

  • اتفاقاً ما روایاتی در این زمینه داریم که آن روایات همین ﴿ءَاتَىٰهَا﴾ را به معنای أقدرها می‌گیرد که خب منظور از روایت بیان می‌شود و شبیه همین آیه، آیۀ دیگری است که می‌فرماید: ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾1 آن وسع را هم در اینجا آیه به معنای قدرت بدنی نمی‌گیرد؛ بلکه به معنای همین وسع نسبت به ادراک تکلیف و ادراک و علم به تکلیف می‌داند؛ یعنی وسع اعم از این است که مکلف عالم به تکلیف باشد و استطاعت بر اتیان داشته باشد، و همین‌طور وسع طرد می‌کند موردی را که مکلف عالم بر تکلیف نباشد، چون وقتی که عالم بر تکلیف نباشد این نسبت به تکلیف وسع ندارد؛ یعنی وسع فقط وسع جسمانی نیست بلکه وسع عقلانی و وسع علم نسبت به تکلیف هم در آنجا هست.

  • پس در دو مورد می‌توانیم استدلال به این آیه بکنیم؛ مورد اول اینکه مکلف عالم به تکلیف است ولی وسع جسمانی نسبت به اتیان به تکلیف ندارد، آنجا مشمول آیۀ عدم تکلیف است. مورد دوم آنجایی است که مکلف قدرت جسمانی بر فعل دارد و استطاعت جسمانی بر فعل دارد ولی استطاعت، استطاعت عقلانی، نه به معنای جنون و خَبَل نه، به معنای علم به تکلیف ندارد، آن‌هم می‌توانیم بگوییم که وسع نسبت به تکلیف ندارد. 

  • تفسیر روایی آیۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾

  • اتفاقاً روایت هم در اینجا ناظر به همین مسئله هست و ما با این روایت می‌توانیم ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ را تفسیر کنیم. حالا من آن روایت را بعداً می‌گویم.

  • روایت دیگری که در اینجا هست روایت محمد بن یحیی اصول کافی ـ به طبع من ـ جلد اول صفحۀ 163 کِتابُ التّوحیدِ، بابُ البیانِ و التّعریفِ و لُزومِ الحُجّةِ روایت اول را ایشان می‌فرمایند:

    1. سوره بقره (2) آیه 286. امام شناسى، ج 1، ص 112:
      «تکلیف نمى‌کند خداوند به کسى مگر به اندازۀ سعه و گشایش او.»
/ 260