
ادلۀ قرآنی بر برائت (2)
ادلۀ قرآنی برائت و بررسی آیه لا يكلف الله الله نفساً الا ما آتاها، محور اصلی این جلسه در تبیین حدود دلالت آیات قرآن بر اصل برائت در علم اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس، اشکال مرحوم نائینی بر استدلال به آیه را توضیح میدهد و نشان میدهد که تفسیر ایشان از «ما آتاها» در نسبت با بعث رسل و مسئله عقاب چگونه قابل مناقشه است. سپس پاسخ مرحوم آقا ضیاء عراقی بررسی میشود که دلالت آیه را در صورت فهم صحیح از ابلاغ حکم تقویت میکند. در ادامه، تقریر مرحوم صدر از آیه و تفکیک معنای «تکلیف» به حکم شرعی یا کلفت مورد تحلیل قرار میگیرد و نسبت آن با ادلۀ احتیاط بحث میشود. نهایتاً با طرح آیه «کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض»، گستره دلالت برائت در موارد عدم تبیّن حکم روشن میشود و تفاوت نگاههای اصولی در فهم قلمرو احتیاط و برائت تبیین میگردد.
ادلۀ قرآنی بر برائت (2)
10...اجبار بر مکلف و تحمیل مکلف و القاء مکلف در مهلکه وظیفۀ ما نیست. بله، به قول معروف میگویند که دروغ حرام است؛ ولی راست که واجب نیست! انسان بعضی از چیزها را به مردم نمیتواند بگوید چون مورد سوءاستفاده واقع میشود. ما اینها را بالأخره از روایات میفهمیم و اینطور نیست که از پیش خودمان دربیاوریم. با توجه به تأکیدی که ائمه علیهمالسّلام روی مسئلۀ ازدواج و این مسائل دارند و مثلاً اولادی که بههم میآید و مسائلی که بههم میآید و مفاسدی که بعداً ممکن است انجام بشود، خب چطور ممکن است امام علیهالسّلام بگوید: با وجود اینکه الآن شما شک دارید، [ازدواج کنید]؟! یکوقت شک، شک بدوی است؛ مثلاً انسان نسبت به هر کسی شک میکند؛ هر زن بیستسالهای انسان نسبت به او شک میکند که آیا ذات بعل هست یا نه، این شک، شک بدوی است. یک وقتی نه؛ مورد شک، شک جدّی است؛ مثلاً زنی هست که مرد میداند ذات بعل بوده و الآن شک دارد که آیا بعل، او را طلاق داد یا نداد؟ زن میگوید که من را طلاق داده است، اینجا جای این سؤال و این مسائل و اینها هست؛ نهاینکه با شک ابتدائی باشد که شما هر زنی را داخل خیابان پیدا بکنید احتمال میدهید این ذات بعل باشد دیگر؛ این احتمال هست. اگر شک، شک جدّی باشد امام در اینجا میفرمایند که باید او را دعوت به فجور بکنی و اگر اجابت کرد [با او ازدواج نکن].
در مورد آیه الآن شبهۀ تحریمیه است؛ یعنی شرب بعد از فجر حرام است مثل خمر، در اینجا مقتضای نظر قائلین به احتیاط این است که احتیاط جدّی است که آیا این حرام است یا حرام نیست. در اینجا جا دارد که بگوییم: قائل به احتیاط باید شد مثل اخباریین که قطعاً قائل به احتیاط در شبهات تحریمیه هستند و فقط در شبهات وجوبیه و موضوعیه است که آنها با اصولیین در عدم الزام بر احتیاط متفق هستند. ولی آیه صراحت دارد و به خصوص در آن تصریح هست بر اینکه ولو شبهه، شبهۀ تحریمیه است لا یجب الاحتیاط حتی یتبیّن؛ تااینکه کاملاً قضیه برای شما روشن بشود.
