
ادلۀ قرآنی بر برائت (2)
ادلۀ قرآنی برائت و بررسی آیه لا يكلف الله الله نفساً الا ما آتاها، محور اصلی این جلسه در تبیین حدود دلالت آیات قرآن بر اصل برائت در علم اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس، اشکال مرحوم نائینی بر استدلال به آیه را توضیح میدهد و نشان میدهد که تفسیر ایشان از «ما آتاها» در نسبت با بعث رسل و مسئله عقاب چگونه قابل مناقشه است. سپس پاسخ مرحوم آقا ضیاء عراقی بررسی میشود که دلالت آیه را در صورت فهم صحیح از ابلاغ حکم تقویت میکند. در ادامه، تقریر مرحوم صدر از آیه و تفکیک معنای «تکلیف» به حکم شرعی یا کلفت مورد تحلیل قرار میگیرد و نسبت آن با ادلۀ احتیاط بحث میشود. نهایتاً با طرح آیه «کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض»، گستره دلالت برائت در موارد عدم تبیّن حکم روشن میشود و تفاوت نگاههای اصولی در فهم قلمرو احتیاط و برائت تبیین میگردد.
ادلۀ قرآنی بر برائت (2)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
اشکال دوم مرحوم نائینی بر استدلال به آیۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾
راجع به آیۀ شریفۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾1 عرض شد اشکال دومی را که مرحوم نائینی مطرح میکنند رجوعش به بیان تکلیف و عدم صحت عقاب در قبل از بعث رسل است، که معنای آیۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ این است که قبل از بعث رسل خداوند تکلیفی ندارد و ﴿ءَاتَىٰهَا﴾ به معنای تکلیف است؛ یعنی بعث، اتیان به تکلیف و اتیان به حکم منوط به بعث رسل است؛ پس عدم صحت عقاب قبل از بعث رسل با این آیه ثابت میشود؛ ولی بعث و کلام در عدم صحت عقاب بعد از ﴿مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ هست و بعد از بعث رسل، دیگر عدم صحت عقاب معنا ندارد و صحت عقاب در اینجا حاکم است. پس مفاد آیۀ شریفۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾2 مانند آیۀ ﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولٗا﴾3 میشود.
پاسخ مرحوم آقا ضیاء عراقی به اشکال محقق نائینی
راجع به آیه مرحوم عراقی جواب میدهند ایشان میفرمایند که اگر منظور از ﴿مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ بلاغ و ایصال حکم به مخاطبین است، خب این با ادلۀ مثبتین برائت شرعیه موافق است؛ چون قائلین به برائت شرعیه قائل به عدم بلاغ و عدم وصول حکم منجّزاً و بتیّاً به مکلفین هستند و اگر منظور از بعث رسل فقط بعث رسل ظاهری است، ولو اینکه آن رسل حکم تکلیفی برای مکلفین به وضع شرعی وضع نکند، اگر اینطور است این اشکال راجع به امم سابقه هم لازم میآید و﴿وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولٗا﴾4 راجع به امم سابقه هم این اشکال هست که در امم سابقه اگر بعث رسل مساوی با ابلاغ حکم نباشد این عقوبت و صحت عقوبت و عذاب در آنجا مخالف با عدل و مخالف با مقتضای این تکلیف خواهد بود؛ پس باید منظور از ﴿مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ ابلاغ و ایصال حکم تکلیفی نسبت به مشافهین و نسبت به مکلفین قرار بدهیم.
- سوره طلاق (65) آیه 7.
ترجمه: «خدا هیچ کسی را جز به مقدار آنچه (توانایی) داده تکلیف نمیکند.» (محقق) - سوره بقره (2) آیه 286. امام شناسى، ج 1، ص 112:
«تکلیف نمىکند خداوند به کسى مگر به اندازۀ سعه و گشایش او.» - سوره اسراء (17) آیه 15. امام شناسى، ج 18، ص 299:
«ابداً دأب و دَیْدن ما آن نیست که عذاب کنیم مگر زمانى که رسولى را بفرستیم و حجّت را تمام نماییم.» - سوره اسراء (17) آیه 15. امام شناسى، ج 18، ص 299:
«ابداً دأب و دَیْدن ما آن نیست که عذاب کنیم مگر زمانى که رسولى را بفرستیم و حجّت را تمام نماییم.»
- سوره طلاق (65) آیه 7.
