اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ادلۀ قرآنی بر برائت (2)

0
اصول
اصول
جلسات

ادلۀ قرآنی برائت و بررسی آیه لا يكلف الله الله نفساً الا ما آتاها، محور اصلی این جلسه در تبیین حدود دلالت آیات قرآن بر اصل برائت در علم اصول فقه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس، اشکال مرحوم نائینی بر استدلال به آیه را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که تفسیر ایشان از «ما آتاها» در نسبت با بعث رسل و مسئله عقاب چگونه قابل مناقشه است. سپس پاسخ مرحوم آقا ضیاء عراقی بررسی می‌شود که دلالت آیه را در صورت فهم صحیح از ابلاغ حکم تقویت می‌کند. در ادامه، تقریر مرحوم صدر از آیه و تفکیک معنای «تکلیف» به حکم شرعی یا کلفت مورد تحلیل قرار می‌گیرد و نسبت آن با ادلۀ احتیاط بحث می‌شود. نهایتاً با طرح آیه «کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض»، گستره دلالت برائت در موارد عدم تبیّن حکم روشن می‌شود و تفاوت نگاه‌های اصولی در فهم قلمرو احتیاط و برائت تبیین می‌گردد.

ادلۀ قرآنی بر برائت (2)

4
  • رابطۀ آیه با ادلۀ احتیاط: حاکم یا محکوم؟! 

  • نکته‌ای که ایشان در اینجا مطرح می‌کنند این است که با توجه به ادلۀ مثبتۀ احتیاط شرعی، آیا آیه حاکم بر ادلۀ احتیاط است یا محکوم ادلۀ احتیاط است؟ راجع به ادلۀ احتیاط إن‌شاء‌الله اگر خدا توفیق بدهد در بحث اشتغال در آنجا ادلۀ احتیاط را ذکر می‌کنیم. البته در خود بحث برائت هم ادله ذکر خواهد شد و موارد معارض با برائت و منافی با برائت بر طبق قائلین به احتیاط که معظم آنها اخباریین هستند در این موارد آن ادلۀ منافی با برائت در خود بحث برائت ذکر خواهد شد. حالا به‌نحو اجمال عرض می‌کنم؛ صحبت در این است که آیه که می‌تواند دلیل برای برائت شرعیه باشد با توجه به ادلۀ احتیاط که مثبت احتیاط هستند در تعارض با ادلۀ احتیاط چه حکمی را دارد؟ آیا حاکم است یا محکوم؟

  • ایشان در اینجا می‌فرمایند که ما به دو نحو می‌توانیم آیه را تفسیر کنیم. بنا بر هرکدام از این دو نحو ارتباط آیه و نسبت آیه با ادلۀ احتیاط متفاوت است؛ یکی اینکه قائل باشیم بر اینکه منظور از آیۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾ معنایش تکلیف به سبب مورد است. در مورد عدم حکم یا به‌واسطۀ فقدان نص یا اجمال نص یا تعارض نص که ما اضافه کردیم، در هرکدام از اینها عدم الحکم در مورد لحاظ شده است؛ پس کلفت تعلق به سبب مورد می‌گیرد؛ یعنی لا یکلف الله مکلفاً و أحداً بِسببِ التکلیف یعنی الإجبارُ علَی الفعلِ أو الإجبار علَی الترک لا یکلف الله أحداً بِالإجبار فی موردٍ لا یکون فیه حکمٌ در اینجا قطعاً با ادلۀ مثبتۀ احتیاط محکوم واقع می‌شود. چرا؟ چون ادلۀ مثبتۀ احتیاط خودش موجب کلفت بر تکلیف است و اثبات وجوب می‌کند. ادلۀ احتیاط اثبات وجوب احتیاط را می‌کنند پس از مانحن‌فیه خارج است. آیه می‌فرماید که در موردی که حکم نیست ما کلفت بر سبب نمی‌آوریم. خب حالا در یک موردی ادلۀ احتیاط می‌گویند: خود ما حکم هستیم و خود ما در اینجا سبب برای اجبار را بیان می‌کنیم. بنابراین با این ادلۀ احتیاط آیه نمی‌تواند تعارض کند، ادلۀ احتیاط حاکم است. آیه می‌فرماید که در آن موردی که حکم شرعی نداریم در آن مورد ما جدا نمی‌آییم یک سبب برای کلفت را به‌وجود بیاوریم، حالا ادلۀ احتیاط می‌گویند: خود ما حکم و مثبت حکم هستیم، خود ادلۀ احتیاط موجب حکم و مثبت حکم است؛ پس وقتی ادلۀ احتیاط مثبت حکم شد در اینجا حکم وجود دارد پس زمینه خالی از حکم نخواهد بود.