
ادلۀ قرآنی بر برائت (3)
مراتب فهم قرآن و نقش روایات در این جلسه به تبیین این مسئله میپردازد که فهم آیات قرآن در یک سطح ثابت و یکنواخت برای همه انسانها نیست و مراتب مختلفی دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با اشاره به اشراف ائمه علیهمالسلام بر بطون آیات، توضیح میدهد که بسیاری از معانی قرآن بدون رجوع به اهلبیت قابل دستیابی کامل نیست و تفسیرهای متفاوتی از یک آیه بسته به مرتبه وجودی افراد شکل میگیرد. در ادامه، موضوع مخاطب بودن همه انسانها در قرآن، حجیت قرآن برای عموم، و نسبت عقل و وحی بررسی میشود و نشان داده میشود که عقل نیز در چارچوب خود حجت است و خطاهای موردی آن اصل حجیت را از بین نمیبرد. جمعبندی جلسه بر این است که فهم صحیح قرآن نیازمند توجه همزمان به ظاهر آیات، روایات معصومین و مراتب ادراک انسانی است.
ادلۀ قرآنی بر برائت (3)
4توضیحی دربارۀ حجیت عقل
مثل بحثی که راجع به حجیت عقل در اینجا مطرح میشود و میگویند که عقل اشتباه میکند؛ ما میبینیم در بعضی از موارد عقل خطا و اشتباه میکند و از آنطرف ما در آیات قرآن و در روایات میبینیم که انسان را در عمل به تکالیف ارجاع به عقل دادند؛ ﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾،1 ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ﴾،2 ﴿أَفَلَا يَعۡقِلُونَ﴾3 این از یک ناحیه است. بعد آنوقت ما در روایات هم میبینیم که امام کاظم علیهالسّلام و یا امام صادق علیهالسّلام در بحث عقل، عقل را از جنود رحمان میشمارد و عقل را فقط تنها ممیز بین حق و باطل میداند، عقل را خلاصه موجب نجات میداند، عقل را موجب فلاح میداند و... در بحثهای روایات معروفۀ هست.4 همانطور که عرض کردم در این قاعدۀ معروفه کلّ ما حکم به العقل حکم به الشرع خواهیم گفت که اصلاً این قاعده صحیح است یا صحیح نیست یا در کدام موارد هست؟ این در بحث قواعد فقهی هست که إنشاءالله باید مطرح کنیم که این مسئله هم روشن بشود چون جزو قضایائی است که از مسائل مبتلا بها هست.
در اینجا ممکن است بگویید که این عقلی که حجّت است آن عقلی است که مختصّ به امام است و آن عقلی است که اشتباه نمیکند و اصلاً در او اشتباه و خطا وجود ندارد.
جواب این است که اگر قرار باشد آن عقلی که اصلاً اشتباه و خطا در او نیست که آن عقل مختصّ به امام است پس چه ارتباطی به ما دارد؟! چه علاقهای با ما دارد؟! مگر امکان دارد امام علیهالسّلام ما را ارجاع به آن عقل بدهد؟! خب آن عقل یختصُ بالإمام آن عقل، عقل کامل است، خب دیگر گفتنش برای ما چه فایدهای دارد؟! مثل اینکه شما به یک بچۀ چهارساله یا به یک طفل پنجساله بگویید که عقلت را بهکار ببند! اصلاً بچۀ پنجساله عقل ندارد و اصلاً نمیفهمد! به او میگوییم که عقل خوب است، عقل اینطور است، عقل ممیز بین حق و باطل است، عقل سراج منیر است، عقل منجی از هلکات است، عقل ناجی انسان از اقتحام در هلکات و سیئه است و فلان! او همینطور فقط به ما نگاه میکند و تماشا میکند. خب ما که داریم با او صحبت میکنیم، با مقتضای عقل خودمان داریم با او حرف میزنیم و او نمیفهمد و گفتن این مطالب به این طفل فایدهای ندارد همینطور اگر مقصود از امام صادق علیهالسّلام که میفرمایند: عقل اینطور است، آن عقل کاملی است که اصلاً اشتباه و خطا در او وجود ندارد، خب آن عقل یختصُ بِالإمام خب دیگر چرا به ما میگوید؟! خب ما از این عقل اجنبی هستیم.
- سوره رعد (13) آیه 19. الله شناسى، ج 2، ص 208:
«فقط صاحبان عقل و اندیشه مىباشند که به ذکر خدا متذکّر مىگردند!» - سوره محمد (47) آیه 24. معاد شناسى، ج 5، ص 222:
«آیا تدبّر و تأمّل در قرآن نمىکنند، یا روى دلها را قفلهایش گرفته است؟!» - سوره یس (36) آیه 68.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الکافی، ج ۱، ص ۲۱.
- سوره رعد (13) آیه 19. الله شناسى، ج 2، ص 208:
