اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل برائت در قرآن در این جلسه از منظر آیه «قل لا أجد فی ما أوحی...» و نسبت آن با تحریم‌های الهی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که محور بحث، فهم درست توبیخ الهی نسبت به یهود است و این‌که آیا این آیه دلالت بر برائت در موارد شک دارد یا نه. ایشان نشان می‌دهد که توبیخ آیه ناظر به جعل حکم جدید در مقابل حکم الهی و نسبت دادن حرمت به خداوند است، نه صرف عدم علم به حکم. در ادامه، دیدگاه‌هایی که آیه را منحصر در موارد علم تفصیلی می‌دانند نقد می‌شود و تفکیک میان «علم به اباحه» و «ادعای حرمت در مقام شک» توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که آیه بیش از آن‌که ناظر به اصول عملی در شبهات باشد، بر پرهیز از افترا در نسبت دادن حکم به خدا دلالت دارد و به‌تنهایی برای اثبات برائت در همه موارد شک کافی نیست.

ادلۀ قرآنی بر برائت (4)

توضیحات:

اصل برائت در قرآن در این جلسه از منظر آیه «قل لا أجد فی ما أوحی...» و نسبت آن با تحریم‌های الهی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که محور بحث، فهم درست توبیخ الهی نسبت به یهود است و این‌که آیا این آیه دلالت بر برائت در موارد شک دارد یا نه. ایشان نشان می‌دهد که توبیخ آیه ناظر به جعل حکم جدید در مقابل حکم الهی و نسبت دادن حرمت به خداوند است، نه صرف عدم علم به حکم. در ادامه، دیدگاه‌هایی که آیه را منحصر در موارد علم تفصیلی می‌دانند نقد می‌شود و تفکیک میان «علم به اباحه» و «ادعای حرمت در مقام شک» توضیح داده می‌شود. نتیجه بحث این است که آیه بیش از آن‌که ناظر به اصول عملی در شبهات باشد، بر پرهیز از افترا در نسبت دادن حکم به خدا دلالت دارد و به‌تنهایی برای اثبات برائت در همه موارد شک کافی نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ادلۀ قرآنی بر برائت (4)

5
  • این نکتۀ ظریفی است که من می‌خواستم در اینجا عرض کنم و آن نکتۀ ظریف که از آیه استخراج می‌شود و ما می‌توانیم آن را در سایر آیات هم تسرّی بدهیم این است که اگر در باب احتیاط و در باب توقف و عدم الاقتحام فی مورد الشک لو قلنا بِوجوب الاحتیاط علی أنفسنا لَقلنا بِتحریمه علی أنفسنا و هذا افتراءٌ علی الله.

  • قضیه این است حالا سواءٌ إحنا عالِمین انّه مباحٌ و مع ذلک نَقولُ بِحرمته أو عالمین بِأنّه مباحٌ و مع ذلک نَقولُ بِحرمته یعنی العبارةُ مختلفةٌ ولکن المعنی واحدٌ، سواءٌ قُلنا بِأنّه حرامٌ منزَّلٌ مِن الله و سواءٌ قَلنا بِأنّه مباحٌ ولکن مع ذلک یجب علینا الاحتیاط.

  • [حالا فرقی نمی‌کند که ما عالم به مباح بودن آنها باشیم و با این حال قائل به حرمتشان باشیم یا عالم به مباح بودن نباشیم و قائل به حرمت شویم یعنی عبارت مختلف است ولی معنا واحد است؛ فرقی نمی‌کند بگوییم که حرام است از ناحیۀ خدا یا بگوییم: در نزد خدا مباح است و درعین‌حال احتیاط بر ما واجب است.]

  • تلمیذ: ما اینجا الفاظ و مواردی داریم مثل ﴿مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا﴾ که معلوم می‌شود این حرمت، حرمت شرعی است؛ یعنی آن لفظ حرمت اینجا منصرف به حرمت شرعی است.

  • استاد: بله، حرمت شرعی است. منظور من این است افرادی که قائل به احتیاط هستند چه می‌گویند؟ احتیاط مستحب چیست؟ ما می‌دانیم این مباح است و شارع اجازه داده است اما چون مورد یا مال مشتبه است و شبهه‌ناک است إحنا لا نأکل هذا المال مثلاً مِن بیت هذا الشخص لأنّه مثلاً مِن اموال مشتبه و اموال الربوی! ولکن الفرقٌ بین هذا و بین إحنا نقول أنّه یحرم علینا الاکل مِن هذا البیت! یحرم علینا الشرب من هذا البیت لأنّه اموالٌ مشتبه و کل مشتبه حرامٌ! هذا افتراءٌ علی الله تعالی پس این آیه از آیاتی است که یمکن أن نستدل بها علی البرائة الشرعیة.

/