اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» می‌تواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان می‌دهد که همه فقرات نه‌گانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلف‌اند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمی‌گردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار می‌گیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمی‌تواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.

بررسی حدیث رفع (2)

توضیحات:

نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» می‌تواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان می‌دهد که همه فقرات نه‌گانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلف‌اند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمی‌گردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار می‌گیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمی‌تواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (2)

11
  • مثلاً نماز في‌حدّنفسه يك اثري دارد و عدم نماز كدورت دارد و خمر في‌حدّنفسه اثري دارد و شرب خمر يك اثر تكويني دارد. معناي اين آيه اين است كه آن آثار وضعي، آن آثاري كه مترتب بر خطا و اكراه و «ما لا یطیقون» و «ما لا یعلمون» است، آن آثار تكويني و وضعي را تو بردار، اين معنايش می‌باشد. وقتي كه ما يك خمري را خورديم، اين خمر بخواهيم يا نخواهيم يك اثر تكويني و وضعي در نفس ما ايجاد خواهد كرد مثل چاقو، اگر شما چاقو را بزنيد در شكمتان فرومی‌رود و شما سكّين را در قلبتان فروکنید فرومی‌رود؛ حالا چه عن سهوٍ باشد چه عن خطاءٍ باشد یا عن علمٍ باشد، اين فرومی‌رود و خون مي‌آورد و منجر به قتل و اينها مي‌شود.

  • افعالي كه در عالم هست يك اثراتي دارد، ما استدعاء مي‌كنيم خدايا اين اثرات تكويني بر اين افعال را بردار؛ اگر ما خطئاً و نسیاناً يك عملي را انجام داديم مثل أكل میته، شرب خمر و امثال‌ذلك اثراتي كه در عالم تكوين مترتب بر اين عمل است خدايا آن اثرات را دفع كن و اين اشكال ندارد، خداوند هم دفع مي‌كند ولو اينكه اشتباهاً بوده است!

  • بالأخره رفع و وضع اثرات تكويني بید الله است و همان‌طوري‌كه خداوند مصرّف در امور تشريع است، همان‌طور او مكوّن و متصرف در امور تكوين است. چرا مي‌گويند که دروغ مصلحت‌آمیز اشكال ندارد، دروغ و كذب خودش مكدّر نفس است و صرف‌نظر از اينكه يك عمل حرام است اصلاً مكدّر است؛ اما همين دروغ و همين كذب در موقعيتي كه مصلحت باشد منوِّر می‌شود؛ يعني نه‌تنها مكدّر نيست؛ بلكه منوّر هم مي‌شود و باعث چيزي نمي‌شود. این از تصرف تکوینی مِن قِبل الله پیدا می‌شود. همين‌كه خداوند مي‌داند شما اين دروغ و كذب را به جهت مصلحت مي‌گوييد، ملائكه‌ مي‌آيند اين جهت خلاف و كدورت را مبدّل به جهت نور و نورانيت مي‌كنند و لذا شما در نفستان هيچ احساس كدورت نمي‌كنيد؛ بلكه احساس نورانيت و رَوْح و انبساط مي‌كنيد. اين معنا معناي ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ﴾ است؛ ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَآ إِن نَّسِينَآ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا﴾ نه‌اينكه عقاب را بردارد، عقاب كه اصلاً معنا ندارد. اگر عقاب باشد ظلم است؛ چون خطا و نسيان كه در اختيار مكلف نيست مثل نائم مي‌ماند؛ اگر نائم با پايش يك نفر را بزند و بكشد يااينكه مجنون بيايد يك كاري را انجام بدهد خدا عقابش مي‌كند؟! اين ظلم است. بلكه در اينجا نسيان و خطا بالأخره موجب يك اثرات وضعي خواهد شد و آن اثرات وضعي در اعمال بعدي مكلف اثر مي‌گذارد و در رفتارش اثر مي‌گذارد و در حالاتش اثر مي‌گذارد و او را از رسيدن به مراتب باز مي‌دارد و مانع مي‌شود! به‌واسطۀ اين حديث منةً علی العباد خداوند اين اثرات وضعي مترتبۀ بر اين اجزاء تسعه و فقرات تسعه را برمي‌دارد. پس اين حديث نمي‌تواند دليل براي برائت باشد.

/ 0