اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» می‌تواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان می‌دهد که همه فقرات نه‌گانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلف‌اند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمی‌گردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار می‌گیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمی‌تواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.

بررسی حدیث رفع (2)

توضیحات:

نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» می‌تواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان می‌دهد که همه فقرات نه‌گانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلف‌اند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمی‌گردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار می‌گیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمی‌تواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (2)

7
  • از اينجا ما استفاده مي‌كنيم كه احكام منزّلة مِن الله بر حسب متعارف عرف و براساس يك سنت عقلايي است، نه‌اينكه يك احكام شاقّ علیٰ العباد است؛ يعني اين‌طور نيست شخصي كه بر او روزه واجب مي‌شود اگر از كار، كسب، اشتغال، عمل و اينها ساقط بشود باز روزه بر او واجب است. نه، روزه براي كسي واجب مي‌شود كه بتواند امور متعارف يوميۀ خود را به‌نحو متعارف انجام بدهد و اتيان كند؛ اما اگر نتواند، فرض كنيد اگر روزه بگيرد ديگر نمي‌تواند به‌سمت عمل برود و اشتغال پيدا كند در اینجا روزه واجب نيست. چرا؟ چون در اينجا ﴿يُطِيقُونَهُۥ﴾ مي‌آيد و اگر بخواهد انجام بدهد اين نمي‌تواند كار عادي و روزمرۀ خودش را انجام بدهد.

  • اين آيۀ يطيقونه در اينجا ما را متوجه اين قضيه مي‌كند كه در مواردي كه يعني برخلاف متفاهم ما كه عجم و فارس هستيم بر خلاف متفاهم ما که عدم طاقت را در امور صعبه و مشكله استنباط مي‌كنيم. فرض كنيم كه مي‌گویيم که آقا ما طاقت نداريم؛ يعني مشكل است براي ما آقا ما طاقت نداريم از اينجا پياده به اصفهان برويم و پياده برگرديم درحالي‌كه از نظر عقلي ممتنع نيست. مگر سابق انجام نمي‌دادند؟! از بلاد خودشان پياده تا آنجا مي‌رفتند و مطلبي نبوده است؛ ولي به امور صعبه و به امور مستصعبه ما اطلاق عدم طاقت مي‌كنيم. ولي در عرب و اصطلاح شرع، عدم طاقت در آن موردي است كه شخص اصلاً به‌طوركلي انجام دادن براي او ممكن نباشد؛ مانند آيه‌اي كه در همين سورۀ بقره می‌فرماید: ﴿فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلۡيَوۡمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ﴾1 وقتي كه اين دو لشگر به‌هم متلاقي شدند، در اينجا وقتي كه لشكر قليلۀ طالوت به لشگر و جند جالوت نظر انداختند، گفتند كه ﴿لَا طَاقَةَ لَنَا﴾ يعني قطعاً شكست با لشگر طالوت خواهد بود؛ فرض كنيد كه صد نفر با هزار نفر روبرو شوند. در اينجا استعمال ﴿لَا طَاقَةَ﴾ مي‌شود و ديگر فرضاً «یطیقونه» استعمال نمي‌شود. بله، اگر من‌باب‌مثال 100 یا 150 نفر با 200 نفر [روبرو شوند] اين در معناي طاقت مي‌آيد، يعني ما طاقت داريم يعني ولو بيشتر هستند؛ ولي اين زيادت، زيادتي نيست كه موجب يأس شود؛ اما اگر زيادت، زيادتي بود كه موجب يأس بشود در اينجا طاقت استعمال نمي‌شود و اينجا در معناي عدم الطاقه استعمال مي‌شود. اين‌قدر لشگر جالوت زياد بود كه لشكر طالوت گفتند که آقا اينها ما را يك لقمه مي‌كنند و همان ساعت اوّل دخل ما را مي‌آورند! ديگر نمي‌گويند كه ما طاقت داريم، اين را مي‌گويند که طاقت نداريم ﴿قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلۡيَوۡمَ بِجَالُوتَ﴾ درست شد؟!

    1. سوره بقره (2) آیه 249.
/