اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» می‌تواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان می‌دهد که همه فقرات نه‌گانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلف‌اند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمی‌گردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار می‌گیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمی‌تواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.

بررسی حدیث رفع (2)

توضیحات:

نقد دلالت حدیث رفع بر برائت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این دیدگاه می‌پردازد که آیا فقره «ما لا یعلمون» می‌تواند مستند قاعده برائت باشد یا نه. استاد با تحلیل وحدت سیاق در روایت رفع نشان می‌دهد که همه فقرات نه‌گانه مانند خطا، نسیان، اکراه، اضطرار و… خارج از اختیار مکلف‌اند و در نتیجه «رفع» ناظر به رفع مؤاخذه یا آثار تکوینی است، نه جعل حکم برائت. بر این اساس «ما لا یعلمون» نیز به معنای جهل اصطلاحی اصولی (شبهه حکمیه) نیست، بلکه در کنار سایر فقرات، به موارد غیر اختیاری و کشف خلاف در تطبیق برمی‌گردد. همچنین تفاوت رفع و دفع و نیز آثار وضعی اعمال مورد بحث قرار می‌گیرد. در نهایت نتیجه جلسه این است که حدیث رفع نمی‌تواند دلیل مستقلی برای قاعده برائت در اصول فقه باشد و بیشتر ناظر به رفع آثار و مؤاخذه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (2)

8
  • مفهوم«ما لا یَعلمون» با توجه به وحدت سیاق

  • با توجه به اين قضيه معلوم مي‌شود فقرۀ «ما لا یطیقون» هم در ساير فقرات در مواردي است كه از اختيار مكلف خارج است؛ يعني مانند حسد، طيره، خطا، نسيان و امثال‌ذلك از اختيار مكلف در اينجا خارج است. درست شد؟! حالا با توجه به اين قضيه كه تمام فقرات؛ «خطا»، «نسيان»، «ما اكرهوا علیه»، «ما اضطُرّوا إلیه»، «ما لا یطیقون»، «الطيرة»، «حسد»، «وسوسه»، تمام اين ثمانیة الفقرات، خارج از قدرت و خارج از اختيار مكلف هستند با توجه به اين مسئله «ما لا یَعلمون» در اينجا چه معنايي پيدا مي‌كند؟! آيا «ما لا یَعلمون» همين است كه آقايان مي‌گويند؟! يعني همين «ما لا یَعلمون» مساوي با عدم جهل به حكم است؟! الآن همين‌كه فرض كنيد جهل عادي و جهل بسيطي كه اجراي برائت و قوانين حلّيت و اباحه و امثال‌ذلك در اين موارد می‌آید، همان صرف عدم حكم؛ فقدان دليل و اجمال دليل و تعارض ادلّه، در اين موارد جهل به حكم است، در اين موارد «ما لا یعلمون» صدق مي‌كند، به مقتضاي «ما لا یعلمون» برائت جاري مي‌كند، آیا اين است؟! چطور مي‌شود يك فقره در بين هشت‌تا فقره اختياري باشد؟! «ما لا یعلمون» درصورتي است كه مكلف قادر بر احتياط است؛ يعني مي‌تواند احتياط كند و مي‌تواند كفّ نفس كند و مي‌تواند از باب احتياط آن امر را به‌نحو احتياط لازم اتيان كند، فرض كنيد كه در جمع بين صلاة ظهر جمعه و امثال‌ذلك. حكم «ما لا یعلمون» اقتضاء مي‌كند شخص مكلفِ ملتفت به حکم در اينجا برائت را جاري كند اين با ساير فقرات در اينجا چه نوع تجانسي دارد؟! ساير فقرات در مقام عدم اختيار است، در مقام عدم قدرت است؛ مثل اينكه بگویيم که اگر شما به‌واسطۀ خطا، نسيان، اكراه، اضطرار، عدم طاقت، حسد و امثال‌ذلك قدرت بر فعل نداري، در اين‌صورت مؤاخذه نيست؛ بعد يك‌دفعه مي‌گويند که اگر قدرت بر فعل داري ولي علم به فعل نداري، اين اصلاً تناسبي بين آنها نيست اين اصلاً تناسب نيست. هشت مورد، مورد خروج از قدرت و تمكّن است چطور «ما لا یعلمون» با توجه به التفات باز در اينجا بين اينها قرار گرفته است؟!

/