
بررسی حدیث رفع (6)
ادامۀ طرح و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی
حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع میپردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید میکنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیلهای اصولی روشن میشود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان میگردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمیدارد که موجب ضیق ابتدایی مکلفاند، نه مواردی که رفع آنها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین میشود.
بررسی حدیث رفع (6)
توضیحات:
حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع میپردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید میکنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیلهای اصولی روشن میشود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان میگردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمیدارد که موجب ضیق ابتدایی مکلفاند، نه مواردی که رفع آنها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین میشود.
بررسی حدیث رفع (6)
6یک وقتی ما در اینجا این را میخواهیم بگوییم، میگوییم که تمام اشجار بیت زید...
...فرض کنید آن شخص که حرث میکند و آن شخصی که قطع میکند، آن باغبان و آن زارعی که مرتب با بیت زید مراوده دارد، آن منظور ما هست. یعنی به دیگری میخواهیم بگوییم که این درختهای تو که اینقدر خراب است برو یک باغبان بیاور اینها را ترتیب بدهد؛ میگویم: همیشه اشجار بیت زید مرتب و منظم است. من در اینجا واقعاً قصد کردم که اشجار بیت زید مرتب و منظم است چیز دیگر را قصد نکردم؛ یعنی الفاظ در موضوع له خودشان استعمال شدند منتها غرض و منظور مطلبٌ آخر که باغبان و دهقان و زارع، مرتب به منزل این زید رفت و آمد میکند. در زیدٌ کثیر الرّماد هم همینطور؛ زید و کثرت رماد در معنای موضوع له خود در اینجا استعمال شدهاند؛ ما در معنای مجازی استعمال نکردیم. به چه منظور زیاد است؟! بهخاطر جود و عطا میگوییم که زیدٌ کثیر الرّماد؛ پس کنایه از بحث مجاز خارج میشود. کنایه در معنای حقیقت میشود.
حالا من در اینجا یک سؤال میکنم الآن در شرائط فعلی که دیگر رمادی نیست، همه با گاز و نفت و کهربا و امثالذلک است، استعمال زیدٌ کثیر الرّماد در اینجا مجاز میشود. چرا؟! چون دیگر در اینجا کثرت رماد در معنای حقیقی خودش استعمال نشده است. اگر شما به شخصی که بر مبانی مجاز اطلاع ندارد، بگویید: زیدٌ کثیر الرّماد همینطور به شما نگاه میکند که یعنی چه؟! شما که طلبه هستید و اطلاع دارید، میفهمید که زیدٌ کثیر الرّماد یعنی چه؛ ولی شخصی که اطلاع ندارد و الآن با نفت و گاز و کهرباء و امثالذلک طبخ میکند آن دیگر اصلاً از معنای کثیر الرّماد خبر ندارد؛ پس این کثیر الرّماد برای او مجاز میشود. اینجاست که قوم اشتباه کردند و آمدند زیدٌ کثر الرّماد را مجاز گرفتند، بهخاطر این است که در وضعیت فعلی و وضعیت سابق خلط کردند که این استعمال کنایه در موقعیتی است که لفظ در معانی حقیقی خودش استعمال بشود، نه در معنای مجازی. این فرق بین کنایه و مجاز میشود.
