اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث رفع (6)

ادامۀ طرح و نقد آراء مرحوم آقاضیاء عراقی

14٬110
اصول

حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع می‌پردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید می‌کنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیل‌های اصولی روشن می‌شود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان می‌گردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمی‌دارد که موجب ضیق ابتدایی مکلف‌اند، نه مواردی که رفع آن‌ها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین می‌شود.

بررسی حدیث رفع (6)

توضیحات:

حدیث رفع و رفع تنزیلی در اصول فقه، در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی درباره حقیقت رفع در حدیث رفع می‌پردازند. ایشان ضمن بررسی نظر مرحوم شیخ انصاری درباره نیاز به تقدیر در رفع تنزیلی، به نقد تفسیر آقاضیاء در نفی تقدیر و انتساب رفع به نفس فعل اشاره کرده و بر لزوم توجه به غرض شارع تأکید می‌کنند. سپس با تبیین تفاوت مجاز و کنایه، نقش دقیق فهم الفاظ در تحلیل‌های اصولی روشن می‌شود. در ادامه، قاعده امتنان و حدود آن بررسی شده و بیان می‌گردد که حدیث رفع تنها احکامی را برمی‌دارد که موجب ضیق ابتدایی مکلف‌اند، نه مواردی که رفع آن‌ها خود منشأ حرج یا تغییر در اصل تکلیف است. همچنین نسبت احکام اولیه، خطا و نسیان و نقش غرض شارع در تعیین دایره رفع تبیین می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث رفع (6)

8
  • تلمیذ: عرض من به‌خاطر آن مطلب حضرت‌عالی بود که فرمودید: در مجاز، ما یک فرد دیگری را ادّعائاً و تنزیلاً جزء فرد حقیقی قرار می‌دهیم؛ در کثیر الرّماد دیگر ما نمی‌توانیم آن غرض را جزء افراد بشماریم بلکه از لوازم باید بشماریم.

  • استاد: ببینید، ما همین را می‌گوییم فرض کنید که در اینجا می‌گوییم: مجاز است، ما برای کثیر الرّماد دو فرد قرار می‌دهیم؛ منظور از کثیر الرّماد را کثرت طبخ قرار می‌دهیم، یک فردش به‌واسطۀ رماد است، یک فردش هم به‌واسطۀ اجاق‌گاز است. مجازاً قرار می‌دهیم.

  • تلمیذ: خب این استعمال درست است اما در غرض.

  • استاد: بله لغرضٍ در مجاز و اینها هردو یکی است؛ آن‌هم غرض این است که اظهار شجاعتش باشد. وقتی که من می‌گویم: رأیت أسداً فی الحمام به چه غرضی این مطلب را می‌گویم؟! نمی‌خواهم بگویم: واقعاً ذو وبر و...

  • تلمیذ: شما بفرمایید که در آنجا که می‌خواهم یک مرد شجاعی را جزء افراد حقیقی آن موضوع له لغوی قرار بدهم تقریباً طبق فرمایش حضرت‌عالی در آنجا غرض جزء معناست.

  • تلمیذ: سکاکی سید؟

  • استاد: نعم سکاکی.

  • تلمیذ: می‌خواهم عرض کنم که آنجا غرض جزء موضوع رفته است؛ ولی این فرد ادّعائی، غرض از مجاز...

  • استاد: ببینید مصداقش ادّعائی شده، غرض نرفته است. ما چرا به‌جای اینکه بگوییم: رأیت رجلاً شجاعاً فی الحمام می‌گوییم: رأیت أسداً فی الحمام. چرا؟ به‌جهت اینکه آن مرد شجاعی که در آنجا هست به‌خاطر اینکه اظهار شجاعت او را در خارج بکنیم، ادّعائاً اسم اسد را بر او گذاشتیم؛ یعنی این فرد را مانند ذو مخالب دو مصداق برای اسد فرض کردیم؛ مصداقُ حیوانٍ مفترسٍ و مصداقُ هذا الرجل مستوی القامة، لأیّ غرضٍ؟ للشّجاعةِ برای اظهار غرض آمدیم این رجل شجاع را مصداق برای اسد قرار دادیم، همین حرف را ما در کثیر الرماد می‌زنیم برای کثیر الرماد دو مصداق قرار می‌دهیم ادّعائاً؛ واحدٌ همین کثرت رمادی است که به‌واسطۀ اخشاب و حطب است، این کثرت رماد متولد از اینهاست؛ و یک قسم کثرت رمادی که برای مکینه، اجاق، کهرباء، نفت و اینهاست، لأیّ غرضٍ؟! لِطبخ.

/