
بررسی حدیث رفع (8)
ادله مرحوم عراقی بر عدم رفع حکم واقعی
حدیث رفع و حکم واقعی در این جلسه از سوی آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور نقد ادله مرحوم آقاضیاء عراقی بررسی میشود. در این بحث، نسبت میان حکم عقل در استحقاق عقوبت و مفهوم تنجّز تکلیف تحلیل میشود و روشن میگردد که مؤاخذه از ذاتیات تکلیف نیست. سپس اشکالات وارد بر ادله مرحوم عراقی درباره عدم رفع حکم واقعی در حدیث رفع از منظر تنجّز، فعلیت و ایجاب احتیاط بررسی میشود. در پایان نتیجه گرفته میشود که حدیث رفع به رفع حکم واقعی به صورت مطلق دلالت ندارد و بیشتر ناظر به رفع تنجّز یا فعلیت در برخی موارد است. این جلسه همچنین به نقد دیدگاههایی میپردازد که ایجاب احتیاط را منشأ رفع حکم واقعی دانستهاند و تفاوت میان انشاء، فعلیت و تنجّز را تبیین میکند. با تأکید بر استقلال حکم عقل در این مباحث.
بررسی حدیث رفع (8)
12تلمیذ: سجدۀ سهو را میفرمایید؟!
استاد: نهخیر، سجدۀ واجبه در همین سور قرآن که حتی کسی هم که نماز میخواند اگر این آیات را بخواند واجب است که دفعتاً سجده کند بعد بلند شود دوباره نمازش را ادامه بدهد، نمیتواند تا سجدۀ رکعت تأخیر بیندازد.
روی این حساب بنابراین جهل که علت برای رفع حکم است این علت برای حکم واقعی نیست این علت برای ـ اگر کسی قائل باشد ـ تنجّز خواهد. آنوقت این علت برای رفع تنجّز اشکال ندارد، ممکن است که کسی بگوید: حدیث رفع اصلاً تنجّز را برمیدارد؛ تنجّز نسبت به فعل را برمیدارد بنابراین منتفی میشود.
حالا مرحوم عراقی باید اینجا بحث کنند که آیا حدیث رفع قدرت دارد تنجّز بر فعل را بردارد یا برندارد؟! آن یک مطلب دیگری است. اما اینکه از باب علّیت بخواهند وارد شوند و بگویند که جهل در رتبۀ متأخّر از حکم واقعی است و در رتبۀ متقدّم خودش نمیتواند مؤثر باشد، این نسبت به حکم انشائی است و نسبت به حکم متنجّز نیست و حکم متنجّز در رتبۀ مقارن با جهل یا علم خواهد بود.
جمعبندی مطالب مرحوم عراقی در مورد حدیث رفع
بنابراین از مطالبی که بحث شد راجع به مفاد این حدیث و شرائط و مقدماتی که مرحوم عراقی ذکر کردهاند استفاده شد که اولاً: رفع در اینجا رفع تنزیلی است نه رفع حقیقی و حدیث رفع ایجاب احتیاط را برمیدارد که اشکال ما هم روشن شد که ایجاب احتیاط از ذاتیات فعل نیست وقتی که از ذاتیات فعل نشد، حدیث رفع نمیتواند ایجاب احتیاط را بردارد. رفع باید به مسائلی بخورد، به چیزی بخورد، اثری بخورد که آن ذاتی باشد یا شارع بیان کرده باشد یااینکه ذاتی ضروری و بدیهی باشد تااینکه رفع بتواند او را بردارد. این ماحصل بحث شد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
