اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث رفع (8)

ادله مرحوم عراقی بر عدم رفع حکم واقعی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و حکم واقعی در این جلسه از سوی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور نقد ادله مرحوم آقاضیاء عراقی بررسی می‌شود. در این بحث، نسبت میان حکم عقل در استحقاق عقوبت و مفهوم تنجّز تکلیف تحلیل می‌شود و روشن می‌گردد که مؤاخذه از ذاتیات تکلیف نیست. سپس اشکالات وارد بر ادله مرحوم عراقی درباره عدم رفع حکم واقعی در حدیث رفع از منظر تنجّز، فعلیت و ایجاب احتیاط بررسی می‌شود. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که حدیث رفع به رفع حکم واقعی به صورت مطلق دلالت ندارد و بیشتر ناظر به رفع تنجّز یا فعلیت در برخی موارد است. این جلسه همچنین به نقد دیدگاه‌هایی می‌پردازد که ایجاب احتیاط را منشأ رفع حکم واقعی دانسته‌اند و تفاوت میان انشاء، فعلیت و تنجّز را تبیین می‌کند. با تأکید بر استقلال حکم عقل در این مباحث.

بررسی حدیث رفع (8)

9
  • این یکی از ادلّه‌‌ای بود که رفع در حدیث رفع به احکام واقعیه نمی‌خورد؛ بلکه رفع به ایجاب احتیاط می‌خورد. عرض شد درصورتی‌که منظور از ایجاب احتیاط، رفع حکم باشد اشکال وارد است.

  • دلیل سوم

  • مطلب دیگری که ایشان می‌فرمایند این است که سیاق در «ما لا یعلمون» با الخطأ و النسیان و امثال‌ذلک یکی است؛ یعنی در مورد اینها رفع حکم واقعی که نیست تنزیلاً عبارت از خود همان ما اخطأتم است؛ رفع ما أخطأتم رفع ما نَسیتُم، رفع ما اضطروا إلیه، یعنی آن فعل تنزیلاً رفع می‌شود و معنای رفع تنزیلی فعل رفع حکم او نیست؛ یعنی این فعل کأن لم یکن است؛ آن فعلی که انجام شده است بر او اثری مترتب نمی‌شود بر او حکمی مترتب نمی‌شود و در اینجا حکم واقعی رفع نشده است؛ چون ما گفتیم که وقتی که تنزیلاً آن فعل مرفوع بشود، بنابراین در سایر فقرات هم همان خواهد بود؛ یعنی در خطا و نسیان ما آمدیم [حکم عدم بار کردیم] یعنی به فعلی که سر زده نشده است حکم عدم بار می‌شود؛ فعلی که سر زده شده است حکم عدم به آن بار می‌شود؛ یعنی درصورت خطا و نسیان کأنّ از مکلف فعلی سر نزده است. اینکه فعلی از او سر نزده است این در «ما لا یعلمون» هم همین‌طور است، آن «ما لا یعلمون» یعنی کأنّ فعلی برای مکلف محقق نشده است، فعلی برای او لازم نشده است؛ این عبارة اخریٰ ایجاب احتیاط است؛ یعنی معنای عدم ایجاب احتیاط این است که مکلف نسبت به فعل و نسبت به ترک در مندوحه است. این همان چیزی است که در این تنزیل ما گفتیم؛ ما در تنزیل می‌گوییم که وقتی مکلف یک عملی را نسیاناً انجام داد کأنّ شارع می‌گوید: انگار انجام نداده‌ای؛ یعنی در انجام دادن و انجام ندادن در مندوحه هستی. درست شد؟! اگر یک عملی را از روی خطا انجام دادی شارع حکم عدم بر این فعل می‌کند اگر عملی را از روی اضطرار انجام دادی شارع حکم عدم می‌کند.