
بررسی حدیث رفع (9)
تبیین آراء مرحوم نائینی
حدیث رفع از دیدگاه نائینی در این جلسه با تمرکز بر تبیین معنای «رفع» و تفکیک فقرات روایت بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که مرحوم نائینی در فقرات پنجگانه حدیث رفع، رفع را به معنای سلب اثر از مقتضی حکم میداند، نه نفی اصل حکم واقعی. در ادامه، بحث به تحلیل مفهوم «مقتضی حکم» در ارتباط با شرایط مکلف، مصالح و مفاسد نفسالأمری و نحوه جعل حکم در مقام انشاء کشیده میشود و نسبت آن با احتیاط و تنجّز روشن میگردد. سپس تفاوت نگاه به جعل اولی و متمم جعل و نقش قیود در موضوع حکم بررسی میشود و این نکته توضیح داده میشود که بسیاری از اختلافات در حکم اولی و ثانوی، بیشتر جنبه اصطلاحی دارند. در نهایت، جلسه نشان میدهد که فهم دقیق رابطه اراده الهی، تکوین و تشریع، کلید حل برداشتهای نادرست از معنای رفع است.
بررسی حدیث رفع (9)
5اختلاف دواعی در نفس شارع
این مطلب در جای خودش محفوظ است؛ ولی صحبت ما در این است که نفس ارادۀ پروردگار بر اختلاف در عبادات در صبح و ظهر و عصر، نفس این اختلاف حکایت از اختلاف دواعی در نفس شارع میکند. یعنی داعی برای امر شارع به صلاة رکعتین در صلاة صبح با داعی شارع برای امر به ثلاث رکعات در صلاة مغرب تفاوت دارد. این را نمیتوانیم دیگر انکار کنیم و این منافاتی با مشیّت پروردگار ندارد. یعنی داعیای که پروردگار برای رکعتین درنظر گرفته است ـ حالا این داعی را شما ارادۀ خود شارع قرار بده ـ بالأخره این انسان در نظام تکوین در یک موقعیتی قرار دارد و ارتباط و علقه و تعلق انسان به پروردگار و باریتعالیٰ در نظام تکوین و تربیت، این تعلق در یک موقعیتی قرار دارد یا ندارد؟! این را که نمیتوانیم انکار کنیم. پروردگار متعال برای وصول انسان به آن مرتبۀ کمال صلاة رکعتین را در این موقع راجح میداند؛ حالا ترتیب کیفیت مقربیّت صلاة رکعتین بید الله است حرفی نداریم آنهم به ید الله است؛ ولی این صلاة رکعتین در اینجا مقرِّب است و ثلاث رکعات دیگر مقرِّب نیست، درست است؟!
این بر خلاف آن مطلبی است که ممکن است گفته بشود که گرچه راه دیگری ممکن است مقرِّب باشد؛ ولی شارع بنا بر دلخواه و بنا بر ارادۀ نفسانی خود این راه و مسیر را متعیّن کرده است این خلاف است؛ چون نفس مقربیّت یعنی تعلق شارع به این تقرّب و به قربت؛ اگر نظر شارع بر مقربیّت تعلق نداشته باشد دیگر این راه مقرِّب نیست. پس نفس لحاظ مقربیّت یک مسیر، دالِّ بر رضای شارع به مقربیّت این مسیر است والاّ جمع به متناقضین میشود.
مطلب ما با این تفاوت دارد. آنچه که مورد نظر من است این است که اینطور تصور نشود که شارع بنا به دلخواه و بدون هیچگونه جهت و غرضی ولو اینکه آن جهت و غرض در نفس خود شارع محقق باشد، کاری به خارج نداریم، صلاة صبح را رکعتین قرار داده، بدون هیچ غرضی صلاة مغرب را ثلاث رکعات قرار داده است، خب اینکه لغو است؛ یعنی نمیشود شارع هیچ داعی برای رکعتین یا ثلاث رکعات یا اربع رکعات نداشته باشد یا چرا بهجای ربیع الأول، صوم را در شهر رمضان قرار داد؟! میگفت: ربیعالاول واجب باشد! پس معلوم میشود شارع یک عنایت خاصی به شهر رمضان دارد و بهواسطۀ آن عنایت مخصوص به شهر رمضان، صوم شهر رمضان را واجب کرده است؛ آن عنایت را به ربیعالاول ندارد؛ آن عنایت را به محرّم ندارد؛ آن عنایت را به جمادیالاول و جمادیالثانی ندارد؛ والاّ صوم آنها را واجب میکرد. حالا این عنایت به شهر رمضان از کجا آمده است؟! باز از ارادۀ شارع آمده است. ما این مطلب را انکار نمیکنیم. رجحان شهر رمضان در اینجا بهواسطۀ یک امری است خارج از اراده و مشیت شارع نسبت به اشهر و شارع براساس آن مصالح و مفاسد نفسالأمریه خارج از اراده و مشیت، صوم شهر رمضان را منطبق بر او کرده است؛ این باطل است. هیچ اراده و مشیّت و هیچ قیمت و ارزش و هیچ رجحانی در عالم وجود نیست الاّ اینکه آن رجحان از نفس شارع تراوش میکند، این مسئله مسلّم است. بین مطالب باید تفکیک قائل شد.
