اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث رفع (10)

تبیین آراء مرحوم نائینی

0
اصول
اصول

حدیث رفع و بررسی متمم جعل در قیود احکام، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان حدیث رفع و نظریه مرحوم نائینی درباره امکان یا عدم امکان دخالت قیود متأخر در خطاب اول بررسی می‌شود. ابتدا تفکیک میان مقام انشاء و مقام تنجز مطرح می‌گردد و این بحث توضیح داده می‌شود که آیا می‌توان قیودی مانند قصد تقرب یا شرطیت‌ها را از ابتدا در خطاب اول لحاظ کرد یا نیاز به متمم جعل است. سپس اشکال دور و تحلیل آن در کلام نائینی نقد می‌شود. در ادامه، با تمرکز بر عبارت «رفع ما لا یعلمون»، روشن می‌گردد که بحث حدیث رفع ناظر به مقام تنجز و جعل حکم ظاهری است، نه دخالت علم و شک در اصل جعل حکم واقعی. نتیجه جلسه رفع خلط میان دو مقام و تبیین دقیق نقش حدیث رفع در ترخیص مکلف است.

بررسی حدیث رفع (10)

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • توضیحی در باب قیود احکام

  • بحث در جلسۀ گذشته به اینجا رسید که شارع و همین‌طور هر مقنِّنی و هر مولایی با توجه به شرایط مختلف و با توجه به حدود و قیود مختلف، موضوعی را متعلق برای حکمی قرار می‌دهد که آن موضوع در شرایط مختلفۀ اخریٰ متعلَّق برای حکم مخالف است؛ [مثلاً] موضوع اکرام عالم با توجه به قید تقوا تارةً متعلق برای حکم قرار می‌گیرد و [تارةً أُخریٰ] موضوع عدم اکرام عالم با توجه به قید عدم تقوا و فسق، موضوع برای حکم قرار می‌گیرد. بنابراین اشکالی ندارد که شارع در مرتبۀ جعل و در مرتبۀ انشاء موضوع را با اضافۀ به قیدی من‌حیث‌المجموع موضوع و متعلق برای حکم قرار بدهد؛ یااینکه در مرتبۀ جعل اولاً آن موضوع را بدون قید متعلق برای حکم قرار بدهد و بعد مضی زمانٍ، حد و قیودی یا ظرفی را منضم به آن موضوع قرار بدهد.

  • یک وقت شارع مِن أوّلِ الأمر می‌گوید: صُم أحداً مِنَ الأیّام و بعد از یک مدت می‌گوید: صُم یومَ الجمعة؛ اولاً این صُم بدون قید ظرف، متعلق به أحد الأیام است بعد با امر دیگری تعلق می‌گیرد، یک قیدی اضافه می‌شود و این اطلاق مقیّد به این قید یوم الجمعة می‌شود. یااینکه شارع مِن أوّلِ الأمر می‌گوید: صُم یومَ الجمعة؛ هیچ تفاوتی ندارد؛ یعنی مِن أوّلِ الأمر صومِ منضم و مقیّد به یوم الجمعة متعلق برای امر است، نه صوم اطلاقی. التفات فرمودید؟! از اوّل صوم اطلاقی متعلق برای وجوب نیست؛ بلکه صومِ روز جمعه به قید یوم الجمعة، دفعةً واحدة متعلق برای وجوب است. درست شد؟!

  • کیفیت بیان قیود متأخر از مقام جعل

  • یک بحثی را آقایان مطرح کرده‌اند در اینکه قیودی که رتبتاً متأخّر از تعلق خطاب هستند و متأخّر از مقام جعل و انشاء هستند، آیا آن قیود منضم به امر اوّلی و منضم به خطاب اوّلی، ممکن است متعلق خطاب قرار بگیرد یا احتیاج به امر ثانوی و به‌عنوان متمم جعل باید شارع و مولا این قیود را مدّنظر قرار بدهد؟! فرض کنید قید تقرّب؛ اگر شارع قصد تقرّب را شرط برای صحت صلاة بداند و بگوید: صلِّ صلاةَ الظهر متقرِّباً آیا ممکن است شارع با امر اوّلی، اوّلاًبلااوّل این قصد و قید تقرّب را در آن امر اوّلی لحاظ کند؟! می‌گویند: نمی‌شود. چرا؟! چون لازمه‌اش دوریّت است؛ به‌جهت اینکه قصد تقرّب مترتّب بر سبق امر بر صلاة است؛ اول مولا باید امر به صلاة را بیاورد که صلِّ صلاةَ الظهر، بعد داعی برای تقرّب در مخاطب ایجاد بشود، آن‌گاه شارع بگوید: صلِّ صلاةَ الظهر متقرباً الیه و به قصد وجه، والاّ اگر از اول امر بگوید: صلِّ الظهرَ متقرباً معنایش این است که خطاب به صلاة ظهر متعلق به تقرّب شده است؛ چون قید در وضع و در رفع خطاب و متعلق خطاب نقش دارد و دخیل است و با وجود قید، متعلق خطاب محقق می‌شود و با انتفاء قید آن مقیّد هم ازبین می‌رود. بنابراین به‌واسطۀ دخالت قید وضعاً و رفعاً در متعلق خطاب، نمی‌شود مولا آن خطاب را اولاًبلااوّل متعلق بر قید کند؛ چون دور لازم می‌آید؛ بلکه اول باید مولا امر را بگوید، بعد بیاید یک قیدی را منضم به آن کند؛ چون دخالت قید در تعلق خطاب، متقدّم بر خود خطاب است؛ صُم بشرطِ أن یکونَ هذا الصوم فی یومِ الجمعة لا صوم بِنحوِ الإطلاق، این صوم باید با قید یوم الجمعة باشد.