
بررسی حدیث رفع (10)
تبیین آراء مرحوم نائینی
حدیث رفع و بررسی متمم جعل در قیود احکام، محور اصلی این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان حدیث رفع و نظریه مرحوم نائینی درباره امکان یا عدم امکان دخالت قیود متأخر در خطاب اول بررسی میشود. ابتدا تفکیک میان مقام انشاء و مقام تنجز مطرح میگردد و این بحث توضیح داده میشود که آیا میتوان قیودی مانند قصد تقرب یا شرطیتها را از ابتدا در خطاب اول لحاظ کرد یا نیاز به متمم جعل است. سپس اشکال دور و تحلیل آن در کلام نائینی نقد میشود. در ادامه، با تمرکز بر عبارت «رفع ما لا یعلمون»، روشن میگردد که بحث حدیث رفع ناظر به مقام تنجز و جعل حکم ظاهری است، نه دخالت علم و شک در اصل جعل حکم واقعی. نتیجه جلسه رفع خلط میان دو مقام و تبیین دقیق نقش حدیث رفع در ترخیص مکلف است.
بررسی حدیث رفع (10)
3حالا البته در مورد یوم الجمعة بحثی هست که بعداً مطرح میکنیم. همین مطلبی را که همه هم میگویند که قصد تقرّب که همان قصد وجوب است چه موقع از مکلّف متمشی میشود؟ آن وقتی که مکلف مسبوق به امر به صلاة شده است. امر به صلاة اول در ذهن مکلف مستقر شده است، بعد حالا که این امر به صلاة آمده است، شارع میآید و این قصد وجوب را بر این امر به صلاة اضافه میکند. اما اگر از اول امر بیاید و بگوید: صَلِّ متقرباً إلیه یعنی صلاة را به شرط تقرب به من اتیان کن؛ اینکه میگوید: صلاة را به شرط تقرّب به من اتیان بکن درحالیکه امر به صلاة هنوز نیامده است، معنایش این است که امر به وجوب صلاة متوقف بر اتیان تقرّب است؛ متقرباً است و اتیان صلاة متقرباً منوط به مسبوقیت امر به صلاة است و هذا دورٌ واضح؛ لذا از باب متمم جعل شارع میآید و تقرّب یا قصد وجوب را بعد از امر اول بهعنوان متمم جعل اضافه میکند.
کلام مرحوم نائینی دربارۀ متمم جعل
و همینطور مرحوم نائینی میفرماید: در مورد قیودی که ما داریم، منبابمثال امر به تهیه مقدمات برای سفر حج، منبابمثال امر به مقدمات برای صلاة مثل امر به وضو مقدمةً لِصلاة، امر به تهیۀ زاد و راحله مقدمةً للحج، تمام این امرهایی که داریم نمیشود ابتدائاً امر مولا روی این مقدمات برود. چرا؟ چون این مقدمات، مقدمیتشان بعد از فرض تعلق امر به حج است، بعد از فرض تعلق امر به صلاة است؛ یعنی اول باید امر به صلاة بیاید، حالا که امر به صلاة واجب شد، از باب مقدمیّت، مقدماتش هم واجب است. اما از اول که نمیشود شارع بگوید که باید تحصیل وضو کنی! هنوز امر به صلاة نیامد تحصیل وضو برای چه میخواهد؟! باید اول امر به صلاة بیاید، شارع بگوید: صلِّ صلاةَ الظهر بعد آنوقت میگوید: شرط صحت صلاة تحصیل وضو است، تحصیل طهارت مائیه یا ترابیه است؛ اما اگر از ابتدا بگوید: صلِّ صلاةَ الظهر بشرطِ الطهارة؛ اگر [اینگونه] بگوید، این وجوب صلاة الظهر مشروط به طهارت شد؛ درحالیکه وجوب طهارت متأخّر از وجوب صلاة است و دیگر نمیشود متقدّم باشد درحالیکه اتکاء یک مشروط به یک شرط، دلالت بر تأخّر مشروط از شرط میکند و در اینجا کار برعکس شده است؛ بهجای اینکه امر بر وضو و امر بر طهارت متأخّر از امر بر صلاة بیاید، چون وجوب طهارت و وجوب وضو درصورت وجوب صلاة است و قبل از صلاة ظهر و قبل از زوال، تحصیل طهارت واجب نیست، شما میتوانید تا قبل از ظهر وضو نگیرید و محدثاً باقی بمانید؛ اما همینکه زوال شمس محقق شد امر به وجوب وضو میآید، چرا امر به وجوب به وضو می آید؟! چون امر به وجوب صلاة ظهر آمده، اوّل امر به وجوب صلاة ظهر میآید، بعد امر به وجوب صلاة ظهر آمد شارع میگوید: این صلاة ظهر بدون وضو محقق نمیشود باید وضو بگیرید؛ لذا امر به مقدمات مانند غسل حائض قبل الفجر یا امر به وضو قبل از صلاة یا امر به مقدمات سفر قبل از موسم حج، تمام اینها را از باب متمم جعل شارع واجب میکند والاّ اگر لحاظ این قیود یا لحاظ این ظروف را در نفس خطابی که به آن موضوعات تعلق گرفته است کند از باب وجوب یا از باب حرمت، لازمهاش دور صریح و دور واضح است این کلام مرحوم نائینی بود.1
- فوائد الأصول، ج 3، ص 339.
