
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس سرّه در یکی از جلسات درس خارج اصول بیاناتی درباره حضرت امام زمان علیه السلام ایراد فرمودهاند. ایشان در ابتدا به تواتر روایات مهدویت در منابع شیعه و اهل سنت اشاره کرده و نام کتب متعددی از هر دو مذهب، که به این موضوع پرداختهاند ذکر شده است. استاد با اشاره به ادله عقلی و تاریخی بر وجود و ولادت امام زمان، بیان داشتند که این اعتقاد در زمان غیبت صغری شایع بوده و شیعیان با نواب خاص حضرت ارتباط داشتند. حضرت آیةالله حسینی طهرانی در بخش دیگری از این جلسه، حقیقت ولایت و ارتباط آن با مقام امامت را تبیین کردند و نقش امام به عنوان واسطه بین خلق و خالق و مظهر اسماء و صفات الهی را بیان فرمودند. ایشان موضوع ظهور امام زمان (عج) به عنوان حلقه واسطه بین دنیا و قیامت و تحول معرفتی مردم در آن زمان و دوره رجعت را مورد بحث قرار دادند. استاد در پایان، به سنخیت بین سالک و وجود حق و همچنین امام و پیغمبر علیهم السلام اشاره کرده و کیفیت تدبیر نظام تکوین در زمان غیبت را توضیح دادند.
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
4تلمیذ: آیا ادلۀ عقلیّه هم داریم که آنها را تقویت کند؟ ادلهای که امتناع خلوّ زمین از حجّت را نتیجه دهد.
استاد: بله، حتی ادلۀ عقلیّه داریم.
آیا شما کتاب الغیبة نعمانی و الغیبة فضل بن شاذان و الغیبة شیخ طوسی را دیدهاید؟ همۀ اینها ما را به همین مسئله میرساند.
تلمیذ: غضّ نظر از روایات و وجود سُفَرا، فرضاً اگر حتی یک روایت هم نداشتیم، آیا میتوانستیم با نگاه به سیر تاریخی این مسئله را اثبات کنیم؟
استاد: بله، این مسئله تاریخی است.
تلمیذ: مراجع و صالحین بسیاری آن حضرت را دیدهاند؛ یعنی جوّی نزد متشرّعه هست که آن حضرت وجود دارد.
استاد: بله، این مسئله مورد اتفاق است و هیچ خلافی در آن نیست. در اعتقاد شیعه سُفَرای چهارگانۀ آن حضرت بودهاند و زمان آنها نیز به هفتاد و پنج سال میرسید.1 حتی بین اهلسنت هم این مسئله شایع بود و میگفتند: «شیعه بهوسیلۀ این سفرای اربعه با امامشان در ارتباط هستند.»2 لذا این مسئله از همان زمان بین شیعه و اهلسنت متّفقٌعلیه بوده است.
در تاریخ خلفای عباسی هم داریم که بعد از متوکّل، برخی از خلفا مانند معتزّ به دنبال امام علیه السّلام میگشتند [تا آن حضرت را به قتل برسانند]!3 افرادی هم بودند از قمّیّین و غیر آنها که به سامرّا رفتند و حضرت را در پنجسالگی دیدند.4
خلاصه، مسئله حتی از تواتر هم بیشتر است! یعنی این مسئله در بلاد منتشر بوده و افراد این مسائل را شفاهاً برای اقوام خود و نیز سایر بلاد نقل میکردند و از أبدَه بدیهیّات در زمان ولادت حضرت و حتی بعد از آن بوده است؛ یعنی حتی بعد از آن نیز افرادی رؤیت حضرت را نقل میکردند! لذا صلاً مطلب غریبی نیست.5
تلمیذ: بههر حال چه دلایلی برای اقناع اهلسنت هست؟
استاد: به آنها میگوییم که تاریخ موجود است! مثل زمان معتزّ.
تلمیذ: خب میگویند که اینها از تألیفات علمای شیعه است!
- رجوع شود به إعلام الوری، ج 2، ص 259 و 260.
- رجوع شود به سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 222 و 223؛ الوافی بالوفیات، ج 12، ص 226 و 227؛ تاریخ الإسلام، ذهبی، ج 24، ص 190؛ لسان المیزان، ج 2، ص 283.
- جهت اطلاع از کنترلِ شدید خلفای عباسی نسبت به ائمۀ هدی صلوات الله علیهم بهخاطر ترس از متولد شدن مهدی موعود، رجوع شود به إثبات الوصیّة، ص 248؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 223؛ إعلام الوری، ج 2، ص 140 ـ 142.
- رجوع شود به منتخب الأنوار، ص 139 ـ 173.
- نرمافزار کیمیای سعادت، مجموعۀ پرسش و پاسخ، ص 495:
«سؤال: وجود مبارک حضرت صاحب زمان عجّل الله تعالیٰ فرجه را در بُعد علمی ـ بیدخالت معرفت ـ برای کسانی که ذهن خود را فقط بر راه علم باز گذاشته و از معرفت دورند اثبات بفرمایید؛ منظورم اهالی علماند که فقط زندگی خود را بر مبانی و ادلۀ علمی استوار میبینند.
اختلاط بُعد معرفتی و درونی و معنوی بههمراه بعد علمی وجود ایشان و عمر زیادشان و... چگونه تبیین میشود در کنار هم؟
جواب: ”هو العلیم. از جهت وجود تاریخی که نیازی به تفحّص زیاد و کنکاش فوقالعاده نیست؛ در تمامی کتب شیعه و حتی اهلسنت تولد ایشان در آن زمانِ مخصوص به اثبات رسیده است، مثل تولد حضرت عیسی و موسی و پیامبر و سایر ائمه.
و اما از جهت رؤیت اشخاص نیز در کتب و تاریخ شیعه إلیٰماشاءالله افرادی که خود آن حضرت را دیدهاند با ذکر خصوصیّات و شواهد عینی موجود هستند و داستانهای آنها در این کتب موجود است.*
و اما از جهت طولانی بودن عمر آن حضرت نیز پُر واضح است که کسی که اطلاع بر مسائل بهداشتی و کیفیت سلامت جسمی بهطور کامل داشته باشد، دلیلی بر فرسودگی و از بین رفتن بدن و جسم او وجود ندارد ـ حال بگذریم که حتی بدون این مطلب، با اعجاز نیز این مسئله انجام میپذیرد ـ و اشخاصی که در زمانهای گذشته دارای سنین طولانی بودهاند در تاریخ ذکر شدهاند.** پس هیچ نقطۀ اشکال و ضعفی در وجود آن حضرت چه از نظر تولد و چه از جهت ظهور وجود ندارد.“»
* رجوع شود به نجم الثاقب، ج 2، ص 454 ـ 783، (مجموعاً 100 حکایت).
** رجوع شود به کمال الدّین، ج 2، ص 523 ـ 525؛ کنز الفوائد، ج 2، ص 117؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 112 ـ 125؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 225 ـ 293.
