
بررسی حدیث حجب (1)
حدیث حجب و برائت شرعی در این جلسه بررسی میشود؛ همراه با نقد استدلالها و تبیین تفاوت آن با حدیث رفع در شبهات حکمی و موضوعی. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقریر استدلال به حدیث حجب را در کنار حدیث رفع توضیح میدهد و نشان میدهد که چگونه برخی میخواهند از آن برای رفع تکالیف در شبهات استفاده کنند. سپس چند اشکال مهم مطرح میشود؛ از جمله اینکه احکام جزئی موضوعات خارجی در اختیار شارع نیست و همچنین تفاوت استناد «حجب» به خدا با جهل مکلف در حدیث رفع. در ادامه پاسخهای مختلف به این اشکالات بررسی میشود؛ از جمله توجیه به علل تکوینی، امر بین الامرین، و نقش موقعیت جهل مکلف. در نهایت نیز این نکته روشن میشود که روایت حجب در صورت پذیرش، گستره و کارکرد متفاوتی نسبت به برائت حکمی دارد و نمیتوان آن را به سادگی بر شبهات حکمی و موضوعی تطبیق داد و نیاز به دقت اصولی دارد.
بررسی حدیث حجب (1)
4بنابراین احکامی که مترتب بر این است آن به ید شارع نیست که حالا در اینجا قصر بخوانی یا تمام، آنهم به ید شارع نیست.
تلمیذ: بالأخره موضوع مسائل مشتبه منحیثالمجموع یک موضوع کلی است ولی اینکه ما در خارج شک داریم ...
استاد: خدا میگوید: به من چه مربوط است شما برو تحقیق کن.
تلمیذ: پس شارع نمیآید بگوید: این الآن قصر است یا قصر نیست، شارع میگوید: هر جا امر مشتبه شد، حکم کلیاش این است.
استاد: نگفته هرجا مشتبه شد ابداً، نهخیر شارع آمده گفته که مسافر به این حدّ برسد باید که نماز را قصر بخواند، نرسد باید تمام بخواند؛ حالا در یک جا که امر مشتبه است، خودت ببین چیست؟ من دیگر حرفی نمیزنم.
تلمیذ: نه نمیشود.
استاد: چرا نمیشود؟
تلمیذ: این موضوع مشتبه، باز هم «موضوعٌ».
استاد: دست او نیست، من دنبالش بروم. من بروم جمع بخوانم؛ هر دوی آنها را بخوانم.
تلمیذ: همان جمعش هم باز دلیل شرعی میخواهد.
استاد: دلیل شرعی نمیخواهد، اینجا دیگر ما دلیل شرعی نمیخواهیم؛ مثل اینکه مولا میگوید: جئنی بماءٍ؛ آقا برو برای من آب بیاور؛ دو مصداق هم برای این آب هست و شما شک دارید که این مصداق است یا آن مصداق، کدام یک از این دو منظور مولا است، چهکار میکنید؟! جمع بین هردو میکنید آیا لازم است مولا بگوید؟! اگر در یک مصداق شک کردید، در آنجا شیر یا خط بیاور! یا اگر در یک مصداق شک کردید آنجا فرض کنید فلان کار را بکن، نه.
اهمیت تشخیص موارد احتیاط
تلمیذ: پس برائت شرعی نداریم، اگر برائتی هم باشد برائت عقلی است.
استاد: حالا اگر شارع در بعضی از موارد منّةً علی العباد بگوید، آن یک مطلب دیگر است؛ ولی وظیفۀ شارع نیست که بیان کند. بله، در بعضی از موارد اصلاً حکم بهنحوی است که مکلف در ضیق و مضیقه قرار میگیرد و آنوقت شارع باید تکلیف تعیین کند؛ اما در خیلی از موارد نه، مثلاً انسان در یک بیابان میرود و نمیداند قبله کدام است به چهار سمت نماز بخواند، لازم نیست شارع بگوید. مثلاً انسان بین صلاة ظهر و صلاة جمعه شک دارد کدامش واجب است؟ جمع بین صلاتین کند مشکل نیست. انسان شک دارد که این ماء غصبی است یا آن ماء غصبی است دوبار وضو بگیرد، هیچ اشکالی ندارد. ادلّۀ احتیاط ـ حالا إنشاءالله در باب احتیاط میگوییم ـ ادلّۀ قویای است. متأسفانه این ادلّۀ احتیاط اصلاً فراموش شدهاند؛ یعنی اخباریها هرچه بوده بهعنوان ادلّۀ احتیاط گرفتند و تمام آن مبانی اصولی و برائت و اینها را کنار گذاشتند و از آنطرف ما اصولیّن آمدیم هرچه ادلّۀ احتیاط است کنار گذاشتیم و فقط به این ادلّۀ برائت چسبیدهایم؛ بهنحویکه درمواردی که باید حتماً احتیاط کنیم اصلاً احتیاط نمیکنیم و میگوییم: با برائت و این حرفها [حل میشود]، حتی در بسیاری از موارد میگوییم که آقا اصلاً حرف نزن اصلاً لازم نیست تحقیق کنید؛ یعنی نمیدانیم در کجا باید تحقیق کرد و در کجا باید مسئله را سهل گرفت؛ یعنی تشخیص موارد احتیاط از غیر موارد احتیاط خیلی برای انسان مهم است که در کجا و در چه موقع باید به ادلّه احتیاط باید عمل کند و در کجا نباید عمل کند.
