اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث حجب (2)

بررسی آراء مرحوم کمپانی

0
اصول
اصول

حدیث حجب و ادله برائت در اصول فقه در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق حدیث حجب و نسبت آن با ادله برائت می‌پردازد. ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند درباره استناد حجب به خداوند و عدم شمول آن نسبت به برائت توضیح داده می‌شود. سپس اشکالات وارد بر این تحلیل، از جمله ابهام در تفکیک احکام انشایی و تنجزی و نیز تفاوت شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی می‌گردد. در ادامه نظر مرحوم کمپانی درباره اقتضای حکم و ضرورت وجود مقتضی برای تحقق حجب بیان شده و نقد می‌شود که این نگاه در تطبیق بر موارد مختلف دچار اشکال است. همچنین نسبت حدیث حجب با مسئله جهل مکلف و امکان استناد آن به خداوند تحلیل می‌شود. در نهایت روشن می‌گردد که این بحث نقش مهمی در فهم گستره برائت و حدود جریان اصول عملی دارد برای فهم حدود برائت. در اصول

بررسی حدیث حجب (2)

10
  • یک وقتی یک بنده خدا راجع به یک مسئله‌ای از من سؤال کرد، من گفتم که نه این کار را نکنید، بعد گفت: آیا شما از نظر سلوکی این جواب را به من دادید یا از نظر حکم فقهی و فتوای خودتان فرمودید؟! گفتم: آقاجان، من می‌گویم نکنید، نکنید، نه فقه متوجه می‌شوم نه سلوک! اگر می‌خواهید انجام دهید کسی الزام نمی‌کند که حتماً گوش بدهید! من برای شما این را مضر می‌دانم. دوباره رفت و آمد گفت: نظر آقای سیستانی هم همین است؟! گفتم: آقاجان بروید انجام بدهید! چرا وقت ما را می‌گیرید؟! شما نظر من را سؤال کردید می‌گویم: آقا نکنید! دلیل فقهی می‌خواهد! مگر تو مجتهدی که حالا من بیایم دلیل فقهی‌اش را برایت بگویم؟! تو یک آدم حالا برفرض با فضل و سواد هم باشی، سواد که این چیزها نیست، یک مسائل دیگر می‌طلبد. این به‌خاطر این است که اهتمام نیست والاّ به‌صرف شبهه و حداقل یک رجحان... چون بالأخره این شخصی که دارد این حرف را به تو می‌زند حداقل از دید تو یک شخص عادی نیست؛ بلکه شخصی است که بالأخره یک حرف‌هایی از این و آن شنیده و دارد می‌گوید، نمی‌خواهد یک اجتهادی بکند و براساس سلیقه و ذوقش بخواهد یک مطلبی را بگوید. چه نفعی به من دارد؟! حالا این کار را انجام بدهد نفیاً و اثباتاً برای من که نفع ندارد. خودش می‌داند یعنی حداقل این مقدار ما تصور کنیم اینکه دارد این حرف را می‌زند، نفعی به حال او نمی‌رسد و این دارد مصلحةً له این مطلب را مطرح می‌کند. نه دوباره یک راهی این وسط پیدا بشود، یک روزنه‌ای که فرار کند، خب آدم می‌گوید که برو انجام بده. این افراد آن‌طور که باید و شاید هنوز مطلب را درنیافته‌اند، اهمیت مسئله را آن‌طور که باید و شاید متوجه نشدند والاّ به‌محض اینکه طرف این را می‌گوید، این اصلاً زودتر جلوجلو خودش باید یک برنامه‌هایی انجام بدهد.