اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث حجب (2)

بررسی آراء مرحوم کمپانی

0
اصول
اصول

حدیث حجب و ادله برائت در اصول فقه در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق حدیث حجب و نسبت آن با ادله برائت می‌پردازد. ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند درباره استناد حجب به خداوند و عدم شمول آن نسبت به برائت توضیح داده می‌شود. سپس اشکالات وارد بر این تحلیل، از جمله ابهام در تفکیک احکام انشایی و تنجزی و نیز تفاوت شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی می‌گردد. در ادامه نظر مرحوم کمپانی درباره اقتضای حکم و ضرورت وجود مقتضی برای تحقق حجب بیان شده و نقد می‌شود که این نگاه در تطبیق بر موارد مختلف دچار اشکال است. همچنین نسبت حدیث حجب با مسئله جهل مکلف و امکان استناد آن به خداوند تحلیل می‌شود. در نهایت روشن می‌گردد که این بحث نقش مهمی در فهم گستره برائت و حدود جریان اصول عملی دارد برای فهم حدود برائت. در اصول

بررسی حدیث حجب (2)

12
  • پاسخ مرحوم کمپانی به اشکال

  • در جواب این قضیه ایشان می‌فرمایند: ما افعالی که در خارج انجام می‌دهیم از نقطه‌نظر استنادش إلی الله تعالی بر چند قسم تقسیم می‌شود؛ یک قسم این است که آن جنبۀ ربوبی در نزد شارع بر جنبۀ ناسوتی و بر جنبۀ مُلکی غلبه دارد، به عبارت دیگر عوارض عارضۀ بر آن فعل از نقطه‌نظر ربوبی بر عوارضی که تالیِ ماهیّت است و جنبۀ ناسوتی آن فعل است غلبه دارد. در آن آیۀ شریفه می‌فرماید: ﴿هُوَ يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَأۡخُذُ ٱلصَّدَقَٰتِ﴾1 درحالی‌که اخذ صدقه از ناحیۀ عباد است، آنها صدقه را می‌گیرند؛ ولی چون نیّت قربت و خلوص در آن عمل مدخلیت دارد خداوند در اینجا خودش را به عنوان آخذ صدقات در اینجا می‌گیرد، می‌گوید: تصور نکنید که الآن شما به فقیر صدقه می‌دهید، اگر به یک فقیر صدقه دادید شما به خدا صدقه دادید، آن کسانی که زکات می‌پردازند تصوّر نکنند به فقراء زکات دادند، به خدا زکات دادند لذا در آن آیۀ دیگر دارد: ﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾2 که تفسیر شده ﴿يُقۡرِضُ ٱللَّهَ﴾ یعنی یُقرِضُ المؤمنین یُقرِضُ الفقراء، این معنای یُقرِضُ الله است3 یا همین‌طور به یک معانی دیگری که بالاتر از این تفسیر شده که مسئله مربوط به ولایت و اینها می‌شود. علیٰ‌أیّ‌حال حدّش این است که قرض، قرض به خدا نیست، قرض، قرض به مؤمنین است، به فقراء مؤمنین است؛ یا روایات هم داریم که کسی که به مؤمن قرض می‌دهد به خدا قرض داده است4 یا در آن روایت دیگر هست که وقتی مؤمن به فقیر پول می‌دهد، دست خودش را باید تقبیل کند، دستش را باید ببوسد،5 چرا؟ چون در واقع با دستش به خدا این صدقه را پرداخته است، چون فقیر بندۀ خدا و عبد او است، الآن این دست محترم است. دست را ببوسد نه از باب اینکه این دستی که اعطاء صدقات کرده محترم است؛ چون دست فقیر به این دست اصابت کرده است این دست احترام پیدا کرد؛ لذا انسان باید دست را ببوسد. این از باب غلبۀ جنبۀ ربوبی بر جنبۀ ناسوتی است. در بعضی موارد هست که ﴿مَّآ أَصَابَكَ مِنۡ حَسَنَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِ﴾6 این از باب جنبۀ غلبۀ ربوبی است ولی ﴿مَآ أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٖ فَمِن نَّفۡسِكَ﴾7 این از باب جنبۀ غلبۀ ماهوی اشیاء است. ماهیت اشیاء چون جنبۀ ناسوتی دارند، این بدی و سیّئه استناد به پروردگار پیدا نمی‌کند. در آن موارد هم که علی السِّواء باشد مرحوم کمپانی می‌فرماید ﴿قُلۡ كُلّٞ مِّنۡ عِندِ ٱللَّهِ﴾8 که استناد فعل به اصل الوجود و به وجود مطلق است و لحاظ مسئلۀ ربوبی و مسئلۀ ناسوتی اصلاً در اینجا نشده است؛ بلکه فقط از باب اینکه این افعال مظاهر برای وجود منبسط هستند، از باب مظهریت اطلاقی که دارند، استناد به وجود مطلق در اینجا پیدا می‌کنند؛ حالا ایشان می‌فرماید که روی این حساب ما باید ببینیم که این قضیه اگر از باب اخفاء ظالمین باشد آیا مستند به پروردگار است یا مستند به ما است؟ ما می‌بینیم آیات غیر از این را می‌گویند؛ آیه می‌فرماید: ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾،9 این افترا را استناد به ظالمین می‌دهد یااینکه ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ وَٱلۡهُدَىٰ مِنۢ بَعۡدِ مَا بَيَّنَّٰهُ لِلنَّاسِ فِي ٱلۡكِتَٰبِ أُوْلَٰٓئِكَ يَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلۡعَنُهُمُ ٱللَّٰعِنُونَ﴾10 کتمان ما أنزل الله را که مانحن‌فیه است در اینجا به «ناس» نسبت داده است. نمی‌گوید که الله یَکتُمُ ما یُنزِل، بلکه می‌گوید: ﴿ٱلَّذِينَ يَكۡتُمُونَ مَآ أَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾. چون در اینجا جنبۀ استناد به این ماهیات امکانیه قوی است، این اخفاء را ما نمی‌توانیم مستند إلی الله بکنیم و حجب را متوجه افعالی بکنیم که ظالمین آنها را اتیان کرده‌اند. از این باب حدیث حجب اختصاص به احکامی دارد که شارع مأمور به تبلیغ آن احکام نبوده است، نه‌اینکه آن احکامی که مأمور بوده و تبلیغ کرده و این به‌واسطۀ اخفاء ظالمین محجوب شده است و فیه‌مافیه، إن‌شاءالله برای جلسۀ بعد باشد.

    1. سوره توبه (9) آیه 104.
      ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای: «محققا خداست که توبه بندگان را می‌پذیرد و صدقه آنها را قبول می‌فرماید.»
    2. سوره بقره (2) آیه 245.
      ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای: «کیست که خدا را قرض الحسنه دهد.»
    3.  كنز العرفان، ج 2، ص 58.
    4.  همان.
    5.  الخصال، ج ۲، باب الواحد إلى المائة علم أمیرالمؤمنین علیه السلام أصحابه فی مجلس واحد أربعمائة، باب مما یصلح للمسلم فی دینه و دنیاه؛ ص 6۱۰، وسائل الشیعة، ج ۹، أبوابُ الصَّدَقَةِ، بابُ اِستِحبابِ تَقبیلِ الإنسانِ یَدَهُ بَعدَ الصَّدَقَةِ و تَقبیلِ ما تَصَدَّقَ بِه، ص 4۳۳، ح 1.
    6. سوره نساء (4) آیه 79.
      ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای: «هر چه از انواع نیکویی به تو رسد از جانب خداست.»
    7. سوره نساء (4) آیه 79.
      ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای: «هر بدی رسد از خود توست.»
    8. سوره نساء (4) آیه 78.
      ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای: «بگو همه از جانب خدا است.»
    9. سوره انعام (6) آیه 21.
      ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای: «و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بست.»
    10. سوره بقره (2) آیه 159. ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 2، ص 97:
      «بدترین خلق خدا علماء فاسد هستند؛ چون اینها أباطیل و خلاف حقّ را ظاهر می‌کنند، و حقائق را می‌پوشانند؛ و دربارۀ اینهاست که خدای عزّ و جلّ فرموده است: ایشان را خداوند لعنت می‌کند، و لعنت کنندگان ایشان را لعنت می‌کنند.»