
بررسی حدیث حجب (3)
ادامۀ بررسی آراء مرحوم کمپانی
حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان میدهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن میشود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی میشود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمعبندی میگردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف میکند.
بررسی حدیث حجب (3)
توضیحات:
حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان میدهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن میشود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی میشود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمعبندی میگردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف میکند.
بررسی حدیث حجب (3)
16استاد: فوت نشده است دیگر، تدارک مصلحت که میشود بکند. میگوید: قضای آن را انجام بده، یک امر واجبی از او فوت شده بیاید انجام بدهد مثلاً خطأً تشییع و تکفین مؤمنی را نکرد، دفن مؤمنی نکرد، این ازبین رفته است این حالا میتواند کفاره بدهد.
تلمیذ: میخواهم همین را عرض کنم که به روایت حجب در شبهات وجوبیه نمیتوانیم استدلال کنیم؟
استاد: چرا نمیتوانیم؟!
تلمیذ: بهخاطر اینکه شبهۀ وجوبیه هرجا که باشد که شک کردیم واجب است میگوییم که باید احتیاط کنیم، برویم قضای آن را بهجا بیاوریم، برویم تدارک مافات کنیم.
استاد: نه فرق نمیکند، حجب آن را میگوید؛ میگوید: تدارک لازم نیست.
تلمیذ: چرا لازم نیست؟!
استاد: منّت است.
تلمیذ: مصلحت فوت شده است!
استاد: منّة علی العباد برمیدارد.
تلمیذ: وجوب آن را برمیدارد. در حرمت منّت صدق میکند.
استاد: چرا؟!
تلمیذ: وقتی که انسان یک مورد شبهه کرد که اینجا حرام است یا حلال، آنوقت این مورد اگر در واقع حرام باشد، در واقع یک مفسدهای هست، مفسده را خداوند بهواسطۀ روایت حجب برداشت.
استاد: چرا برمیدارد؟! خب بگوید که بیخود کردی باید بروی کفاره بدهی. بگوید که کار حرام انجام دادی، آمدی شرب خمر کردی، حالا باید بلند بشوی بروی به فقیر کمک کنی.
تلمیذ: حجب دارد.
استاد: خب حجب در مورد وجوب هم میگوید؛ یک وجوب از شخصی فوت شده و انجام نداد، این شخص میتواند بهواسطۀ قضا یا تدارک یا هر چیزی، آن مصلحت فوت شده را تدارک کند. خدا منّةً علی العباد میگوید نمیخواهد قضا کنی، من آن مصلحت را ترمیم میکنم؛ هردوی آن هست.
تلمیذ: یعنی میخواهیم عرض کنیم روایت حجب حتّی تدارک مصالح هم میکند؟!
استاد: بله، منظور همان است چون فرقی نمیکند؛ اگر در قبالش مصلحت ملزمه باشد بر خلاف آنهایی که میگویند نیست ما قائلیم به اینکه در هر وجوبی یک حرمتی هست و در هر حرمتی یک وجوبی هست.
تلمیذ: از باب لازم و ملزوم؟
