
روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)
و تتمّۀ بحث روایت حجب
قاعده حلّیت در شبهات موضوعیه و حکمیه در این جلسه از دروس خارج اصول فقه، با تمرکز بر بررسی روایات «کل شیء لک حلال» و تتمه بحث حدیث حجب توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تحلیل میشود. در بخش نخست، معنای حجب و تفاوت خفاء با ما به الخفاء تبیین شده و دیدگاه محدودکننده آن به نسیان علم نقد میگردد و شمول آن نسبت به احکام انشائی نیز مورد مناقشه قرار میگیرد. سپس روایت «کل شیء هو لک حلال» از جهات سندی و دلالی بررسی شده و نشان داده میشود که ظهور اولیه آن بیشتر ناظر به شبهات موضوعیه است تا شبهات حکمیه. در ادامه، استدلالهایی مانند توسعه دلالت روایت و عدم قول به فصل از سوی برخی اصولیان تحلیل و نقد میشود و اشکال لغویت در توسعه بیضابطه قید روایت مطرح میگردد. حاصل بحث، تعیین قلمرو دقیق قاعده حلّیت در فقه و تفکیک آن از تعمیمهای غیرموجه است.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)
5ولی در احکام انشائیه از حیث اینکه حجب و عدم حجب، علت وضع و علت جعل نیست؛ بلکه علت برای عدم عمل به احکام انشائیه نفس عدم وجود مصلحت ملزمه و مفسدۀ ملزمه است؛ چون علت برای وضع عنهم و جعل احکام انشائیه، مصلحت ملزمه و مفسدۀ ملزمه است، لذا آن عدم وجود مصلحت و مفسدۀ ملزمه، موجب عدم تعلق تکلیف میشود ولو نسبت به حجج الهیه، ولو نسبت به افرادی که عالم به احکام انشائیه شده باشند.
نحوۀ کیفیت استدلال به روایت روشن شد که چرا روایت حجب اصلاً احکام انشائیه را نمیگیرد و فقط احکام ثبوتیۀ فعلیه را میگیرد؛ آن احکامی که بر قلب حجج الهیه نازل شد و آنها مأمور به تبلیغ شدند و تبلیغ کردند، بهواسطۀ معصیت مَن عَصَی الله و بهواسطۀ دواعی دیگر و شرایط محیطی دیگر این احکام الآن بر ما مخفی است. این حجب ناظر به این سری از احکام است نهاینکه ناظر به احکام انشائیه است.
علت عدم شمول روایت حجب نسبت به احکام انشائی
جهت آن چیست؟! جهت این است که اگر ناظر به احکام انشائیه بود، از آنجایی که حجب در اینجا علت برای وضع عنهم و موضوع عنهم است و عدم حجب علت برای جعل است ـ چون «ما حجب الله» دارد ـ حجب پس علت برای رفع است چون ما لم یحجب الله عن العباد فهو لیس موضوعٌ عنهم معنایش این است دیگر؛ ما حجب الله فهو موضوعٌ عنهم و ما لم یحجب الله تعالی حکمه عن العباد فَهو غیرُ مرفوعٍ عنهم، فَهو غیرُ موضوعٍ عنهم. بنابراین از حیث اینکه حجب علت برای وضع عنهم و رفع است و عدم حجب علت برای عدم رفع است، باید ائمه علیهمالسّلام و غیر ائمه از افرادی که اطلاع بر احکام انشائیه پیدا میکنند به احکام انشائیه عمل کنند.
چرا عمل نمیکنند؟! علتش چیست؟! علت این است که اصلاً احکام انشائیه از دایرۀ این احکام خارج است. فعلیت و عدم فعلیت احکام انشائیه مربوط به وجود مصلحت و مفسدۀ ملزمه است؛ در آنجا احکام انشائیه جنبۀ ثبوت فعلی پیدا میکنند، چه در ناحیۀ تحریم چه در ناحیۀ وجوب، درست شد؟!
