اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

روایات راجع به حلّیت مشتبه (2)

نقد دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

روایات حلّیت مشتبه در این جلسه با محوریت نقد دیدگاه مرحوم آیت‌الله آقاضیاء عراقی بررسی می‌شود و نشان می‌دهد که این روایات ناظر به شبهات موضوعیه هستند، نه شبهات حکمیه. در این چهار روایت از جمله روایت عبدالله بن سنان، روایت کافی و روایت مسعدة بن صدقه، قاعده «کل شیء لک حلال» با قرائن «بعینه»، «استبانه» و «بیّنه» به موارد اشتباه در مصادیق خارجی اختصاص داده شده است و نه به اصل جعل حکم. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی استدلال مرحوم آقاضیاء عراقی در توسعه دلالت روایات به شبهات حکمیه، نشان می‌دهند که این توسعه یا موجب لغویت قیود می‌شود یا نیازمند قرینه‌ای است که وجود ندارد و در نتیجه، اطلاق ادعایی قابل پذیرش نیست و حد متیقن همان شبهات موضوعیه است. بنابراین قاعده حل در این روایات ناظر به رفع شبهه در مصادیق خارجی و اشتباهات عینی است.

روایات راجع به حلّیت مشتبه (2)

5
  • قسم دومی که مرحوم آقا ضیاء می‌فرمایند این است که اصلاً مسئله روی طبیعت نوعیّۀ لحم برود؛ کلُّ لحمٍ إمّا أن یکونَ حلالٌ و إمّا أن یکونَ حرامٌ؛ لحمُ الغنم حلالٌ، لحمُ البقرةِ و لحمُ الدجاج و الدّیک حلالٌ، از آن‌طرف لحم کلب و خنزیر حرام است. به نفسِ استعدادِ برای حلّیت برمی‌گردد نه به حلّیت فعلیه؛ یعنی لحم مستعد است برای اینکه لحمِ حلال باشد و لحمِ حرام باشد خب این طبیعت [طبیعت نوعیه است.]1...

  • اشکال بر استدلال مرحوم عراقی

  •  

  • اشکال اول

  • ...در جلسۀ قبل عرض شد که اگر قرار باشد بر این که منظور امام علیه‌السّلام این است که تمام شبهات حکمیه حلال هستند؛ یعنی بخواهند از این عبارت شبهات حکمیه را برسانند که مانند حمیر مسئله این‌طور است، اگر این‌طور است خب چرا از اول با یک لسانی مطلب را بیان کنند که نه‌تنها استشمام شبهۀ موضوعیه از آن می‌شود بلکه تصریح در شبهۀ موضوعیه دارد؟! چرا از اول با این عبارت بیان کنند؟! این عبارت و قیود همان‌طور که عرض شد در آنجا لغو خواهد بود. اشکال اول این بود که در جلسۀ قبل مفصل بحثش شد.

  • اشکال دوم

  • اشکال دوم در این مسئله این است که در مورد این روایت که داریم «كُلُّ شیءٍ یكونُ مِنهُ حرامٌ و حلالٌ فهو لك حلالٌ أبداً حتّى تَعرِف الحرام مِنهُ بِعینِهِ فَتَدَعَهُ» اگر قرار بر این باشد که ما از مورد خاصی که این مورد خاص عبارت از یک طبیعت نوعیّۀ مخصوص است مطلب را تسرّی بدهیم، خب مطلب را یک قدری بیشتر تسرّی می‌دهیم به اطلاقی که در شیئیّت است و «کلّ» آمده، این را حتی عام کردیم. کلّ شیءٍ، کلّ عام است، شیء هم اطلاق دارد بالنّسبه به کلّ اشیاء؛ بنابراین اصلاً مطلب را این‌طور گسترش می‌دهیم که کلّ شیء لک حلال این اصلاً برمی‌گردد هذا شیءٌ، هذا قرطاسٌ إمّا فیه حلالٌ و إمّا حرامٌ، لحمُ المذکّیٰ شیءٌ إمّا حلالٌ إمّا حرامٌ، الحمیرُ شیءٌ إمّا حرامٌ إمّا حلالٌ. یعنی اصلاً چرا مسئله را روی طبیعت نوعیّۀ صنفیّۀ مخصوص مورد شبهه ببریم؟! شیء اطلاق دارد بالنسبه به همۀ اشیاء اطلاق دارد.

    1.  نهایة الأفکار، ج 2، ص 233.