اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

روایات راجع به حلّیت مشتبه (3)

دیدگاه مرحوم شیخ انصاری

14٬058
اصول

اختصاص روایات حلّ به شبهه موضوعیه، محور اصلی این جلسه در بررسی کلام مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل است. ایشان روایات «کل شیء فیه حلال و حرام» را ناظر به شبهه موضوعیه می‌داند و با دو قرینه اصلی، یعنی ظهور «فی انقسام فعلی» و منشأ اشتباه که وجود حلال و حرام بالفعل است، این اختصاص را اثبات می‌کند. در ادامه، با تأکید بر قید «بعینه» در روایت، توضیح داده می‌شود که غایتِ معرفت به حرام تنها در مواردی معنا دارد که دو قسم حلال و حرام بالفعل در موضوع موجود باشد، نه در شبهات حکمیه. همچنین با تحلیل مثال‌هایی مانند اکرام عالم و فسق، تفاوت میان جهل حکمی و شبهه موضوعی روشن می‌شود. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که این روایات ارتباطی با شبهات حکمیه ندارند و صرفاً در موارد تردید موضوعی کاربرد دارند.

روایات راجع به حلّیت مشتبه (3)

توضیحات:

اختصاص روایات حلّ به شبهه موضوعیه، محور اصلی این جلسه در بررسی کلام مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل است. ایشان روایات «کل شیء فیه حلال و حرام» را ناظر به شبهه موضوعیه می‌داند و با دو قرینه اصلی، یعنی ظهور «فی انقسام فعلی» و منشأ اشتباه که وجود حلال و حرام بالفعل است، این اختصاص را اثبات می‌کند. در ادامه، با تأکید بر قید «بعینه» در روایت، توضیح داده می‌شود که غایتِ معرفت به حرام تنها در مواردی معنا دارد که دو قسم حلال و حرام بالفعل در موضوع موجود باشد، نه در شبهات حکمیه. همچنین با تحلیل مثال‌هایی مانند اکرام عالم و فسق، تفاوت میان جهل حکمی و شبهه موضوعی روشن می‌شود. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که این روایات ارتباطی با شبهات حکمیه ندارند و صرفاً در موارد تردید موضوعی کاربرد دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روایات راجع به حلّیت مشتبه (3)

3
  • قرینۀ دوم بر اختصاص: منشأ اشتباه در روایات حلّ

  • قرینۀ دیگری که مرحوم شیخ در اینجا ذکر می‌کنند این است که منشأ اشتباه در قاعدۀ حلّ، وجود حلّیت و وجود حرمت است و این فقط در شبهات موضوعیه می‌شود دخیل باشد. در شبهات حکمیه منشأ اشتباه، علم به حلال و حرام نیست؛ در شبهات حکمیه منشأ اشتباه جهل به حکم است، جهل به حکمی است که در تحت این عنوان است.

  • من‌باب‌مثال منشأ اشتباه برای مشتبه شدن شرب توتون جهل به حکم است نه‌اینکه حلّیت یا حرمت است؛ درحالی‌که در روایت منشأ اشتباه وجود حلال و حرام است. چون ما در اینجا دو حکم فعلی، فوق مورد مشتبه داریم که این مورد مشتبه مندرج در تحت آن حکم کلی است و در مصداق برای آن حکم کلی قرار می‌گیرد. این منشأ اشتباه برای مورد مشتبه ما است؛ یعنی وجود حلال و وجود حرام منشأ اشتباه برای مشتبه است؛ مثل لحم مطروح فی السوق، لحم مطروح فی الشارع مع إحنا نَعلَمُ أنَّه لحمُ الغنم، لحمُ الغنم یَنقَسِمُ إلی مذکّیٰ بِالفعلِ و إلی غیر مذکّیٰ بِالفعل و این لحم مطروح فی الشارع به‌واسطۀ وجود قسمین ـ قسم حرام و قسم حلال ـ الآن مشتبه شده است. اگر یک قسم واحد بود ـ البته این مسئله یکی از مسائلی است که بعداً عرض می‌کنم و در تقریرات ندیدم ـ‌ و قسم حرام بود آیا این دیگر منشأ اشتباه می‌شد؟ دیگر منشأ اشتباه نبود. اگر یک قسم حلال بود باز دیگر در اینجا این لحم مطروح منشأ اشتباه نمی‌شد یعنی وجود قسم واحد منشأ اشتباه نیست، بلکه وجود قسمین است؛ چون ما می‌دانیم قسمَینِ بِالفعل است؛ قسمٌ حلالٌ مذکّیٰ و قسمٌ حرامٌ غیرُ مذکّیٰ ، حالا نمی‌دانیم در این سوق که الآن این لحم مطروح است آیا به‌واسطۀ ذابح غیر مسلمان ذبح شده که غیر مذکّیٰ است یا به‌واسطۀ موت «عن حَتف اَنفه»1 این غیر مذکّیٰ است یا به‌واسطۀ ذابح مسلمان و موت عن مرور سکّین عَلَی حلقومِه و مستقبلاً لِلقبلة مع بِسم الله و با این شرایط است. مرحوم شیخ می‌فرماید که پس وجود قسمین علت برای اشتباه است.

    1. . فرهنگ فقه فارسي، ج 3، ص 210: «حَتْف اَنف: مردن به مرگ طبيعى. حتف به معناى مرگ و انف به معناى بينى است. كاربرد تركيبى اين دو واژه به‌صورت ”حتف انفه“ اصطلاحى است براى كسى كه به مرگ طبيعى ـ بدون كشته يا غرق شدن و مانند آن ـ بميرد.»
/