اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

روایات راجع به حلّیت مشتبه (4)

بررسی دیدگاه آیةالله خویی و حواشی علامه طهرانی

14٬057
اصول

روایات حلّیت مشتبه محور اصلی این جلسه از بحث برائت در اصول فقه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق دلالت روایات «حلّیت مشتبه» می‌پردازند. ابتدا ساختار سه روایت مهم و وجه اشتراک آن‌ها در تعبیر «حتی تعرف الحرام منه بعینه» بررسی می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا این تعابیر ناظر به شبهه موضوعیه است یا شبهه حکمیه. سپس دیدگاه آیت‌الله خویی در انحصار دلالت این روایات بر شبهات موضوعیه بر اساس کارکرد لفظ «بعینه» تحلیل می‌شود و اشکالات احتمالی آن در نسبت با شبهه حکمیه و علم اجمالی بیان می‌گردد. در ادامه، حاشیه و نقد علامه طهرانی مطرح می‌شود که دایره این روایات را فراتر از تفکیک موضوعی و حکمی می‌داند و آن را مرتبط با انطباق علم اجمالی بر موارد مشکوک تحلیل می‌کند. در نهایت، بحث به چالش میان انحلال علم اجمالی و کارکرد روایات در مقام برائت منتهی می‌شود و برخی ابهامات در تطبیق مبنای اصولی روشن می‌گردد.

روایات راجع به حلّیت مشتبه (4)

توضیحات:

روایات حلّیت مشتبه محور اصلی این جلسه از بحث برائت در اصول فقه است که آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق دلالت روایات «حلّیت مشتبه» می‌پردازند. ابتدا ساختار سه روایت مهم و وجه اشتراک آن‌ها در تعبیر «حتی تعرف الحرام منه بعینه» بررسی می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا این تعابیر ناظر به شبهه موضوعیه است یا شبهه حکمیه. سپس دیدگاه آیت‌الله خویی در انحصار دلالت این روایات بر شبهات موضوعیه بر اساس کارکرد لفظ «بعینه» تحلیل می‌شود و اشکالات احتمالی آن در نسبت با شبهه حکمیه و علم اجمالی بیان می‌گردد. در ادامه، حاشیه و نقد علامه طهرانی مطرح می‌شود که دایره این روایات را فراتر از تفکیک موضوعی و حکمی می‌داند و آن را مرتبط با انطباق علم اجمالی بر موارد مشکوک تحلیل می‌کند. در نهایت، بحث به چالش میان انحلال علم اجمالی و کارکرد روایات در مقام برائت منتهی می‌شود و برخی ابهامات در تطبیق مبنای اصولی روشن می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روایات راجع به حلّیت مشتبه (4)

10
  • فَما وافَقَ كِتاب الله فَخُذوهُ و ما خالَفَ كِتاب الله فَدَعوهُ.1

  • «هر حکمی که مخالف کتاب الله باشد [رها کنید]»، این حکمی که مخالف کتاب الله است به شبهات موضوعیه مربوط نیست، به شبهات حکمیه است و چه‌بسا امام علیه‌السّلام در بسیاری از موارد و موارد تقیّه حکم برخلاف ما أنزل الله را به‌صورت تقیه فرموده و حتی خود امام فرموده اگر ما این‌طور حکم نکنیم دماء شما از اهراق، مأمونه نیست. خود امام علیه‌السّلام از باب تقیه حکم مخالف ما أنزل الله را بیان می‌کند.

  • حالا اگر فرض کنید کسی گفت که آقا ما یک جا گیر کرده بودیم بین اینکه این حکم شما را که تقیه است عمل کنیم یا آن حکم دیگر، امام چه می‌گوید؟! می‌گوید که در آنجا باید به ادلّه مراجعه کنید. در آنجا حکم را بیان می‌کند و می‌گوید: «فأعرضوا علی کتاب الله؛ فَما وافَقَ كِتاب الله فَخُذوهُ و ما خالَفَ كِتاب اللهِ فَدَعوهُ» به‌نحوکلی بیان می‌کند.

  • پس مثالی که حالا حضرت زده چون نمی‌تواند، نه این‌طور نیست؛ بلکه اگر منظور حضرت بیان شبهات حکمیه بود حضرت به نوع دیگری و با عبارت دیگری می‌توانست بیان کند. به یک نحو دیگری یا با یک عبارت دیگری بیاید شبهات حکمیه را هم مثال بزند. چرا فقط بیاید شبهات موضوعیه را مثال بزند که امثال ما گیر کنیم؟! نه با یک عبارت دیگر مثل اینکه هرجا شما در حکم و موضوع شک کردید امام می‌تواند راحت بیان کند. خیلی به طریق عادی بیان کند. این‌هم از این نقطه‌نظر نمی‌توانیم موافقت کنیم.

  • مطلب سوم این است که ایشان می‌فرمایند: ممکن است به‌واسطۀ لفظ بیّنه‌ای که در این روایات هست این اختصاص به شبهات موضوعیه داشته باشد.

  • این‌هم نمی‌تواند نسبت به این قضیه اشکال اساسی باشد؛ به‌جهت اینکه بیّنه به معنای عام است به معنای هر شیئی که مبیّنُ الجهالة و مبیّنُ الإجمال در لغت است و همین‌طور ... بر راوی که روایت را نقل می‌کند در آنجا این عنوان تبیین آمده است و ممکن در اینجا منظور از «بَیّنه» این باشد «أو تَقوم بِهِ البیِّنةُ»، یعنی هر دلیلی که بیاید حکم را روشن کند روایتی از امام علیه‌السّلام بیاید حکم را روشن کند من‌باب‌مثال آیه‌ای از قرآن بیاید برای شما حکم را روشن بکند اینها همه بیّنه هستند. «بیّنات» یعنی کلُّ أمرٍ یوضَحُ المطلوب و یَرفَعُ الجهالة و کلُّ أمرٍ یبیّنُ الجهل و الضلالة این عبارت از بیّنه است همان‌طور که در لغت نسبت به این مسئله اشاره شده است. خود آقای خوئی هم نسبت به این قضیه در تفسیر دارند که ممکن منظور از روایت این بیّنه کُلُّ أمرٍ یُبیّن الجهالة و الاجمال و اینها باشد.2

    1.  الکافی، ج ۱، كِتابُ فضلِ العِلمِ، بابُ الأخذِ بِالسُّنّةِ و شواهِدِ الكِتابِ، ص 6۹، ح 1:
      «عنِ السّكونیِّ عن أبی‌عبدالله علیهِ السّلامُ قالَ: قال رسولُ اللهِ صلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم: ”إنّ عَلى كُلِّ حقٍّ حقیقةً و عَلى كُلِّ صَوابٍ نوراً فما وافَقَ كِتاب اللهِ فَخُذوهُ و ما خالَفَ كِتاب اللهِ فَدَعوهُ.“»
      ترجمه اصول کافی، آیت اللهی، ج ۱، ص ۱۷5: «رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود: براى هر كار حقى نمودار درستى و بر فراز هركار درستى پرتو درخشانى است، آنچه با كتاب خدا موافق است عمل كنيد و آنچه مخالف كتاب خداست واگذاريد.»
    2.  مصباح الأصول، ج 1، ص 318 و 319.
/ 0