
روایات راجع به حلّیت مشتبه (5)
بررسی دیدگاه آیةالله خویی و حواشی علامه طهرانی
روایات حلّیت مشتبه در این جلسه به بررسی دقیق نسبت قاعدۀ حلّ و روایات «کل شیء لک حلال» با دیدگاه آیتالله خویی میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بحث، سه اشکال اصلی علامه طهرانی به برداشت آقای خویی درباره حجیت روایات حلّ در شبهات حکمیه را توضیح میدهد و محور را بر معنای «بیّنه» و «استبانه» در روایت موثقه قرار میدهد. ابتدا این نکته بررسی میشود که آیا بیّنه در روایت به معنای خبر عدل در شبهات حکمیه است یا صرفاً ناظر به شبهات موضوعیه. سپس نسبت میان استبانه، علم، و حجیت خبر واحد تحلیل میشود و اشکالهای ناشی از تفکیک این مفاهیم بیان میگردد. در ادامه، جایگاه امثله سهگانه (ثوب، عبد، منکوحه) در روایت بررسی شده و ارتباط آن با قاعده حلّ و اصول عملیه توضیح داده میشود. نتیجه بحث، تبیین محدودیت برداشت آقای خویی از شمول روایت و تقویت نگاه عامتر در جریان اصالة الحل است.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (5)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
سه ایراد علاّمه طهرانی به نظر آیةالله خوئی در حجیّت روایات حلّ نسبت به شبهات حکمیه
بحث در حجیّت روایات حلّ در شبهات حکمیه بود. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ نسبت به کلام آقای خوئی سه اشکال وارد کردند؛ اشکال اوّلی که آقای خوئی مطرح میکنند اشکال قرینیّت «بعینه» بود که مرحوم آقا فرمودند با وجود علم اجمالی، ممکن است «بعینه» در شبهات حکمیه هم استعمال بشود و جواب این مسئله در جلسۀ قبل داده شد.1
اشکال دوم مسئله مربوط به امثلهای بود که دلالت بر شبهات موضوعیه میکنند؛ مرحوم آقا فرمودند: «این امثله، فقط ذکر مثال است و موسِّع یا مضیِّق، حکم نمیشود»، و جواب این مسئله هم باز داده شد.
مطلب دیگری که مرحوم آقای خوئی فرمودند این بود که بیّنهای که در آخر روایت است این بیّنه در مورد شبهات موضوعیه است. البته این مسئلۀ ایشان نبود ولی بهعنوان حکایت از قول مخالفین با ورود اصالة الحل در شبهات حکمیه ایشان مطرح کردند؛ [یعنی] ممکن است اینطور مطرح بشود.
نظر علامه طهرانی در استعمال بینه در معنای لغوی و نقدآن
مرحوم آقا میفرمایند که بیّنه در همان معنای لغوی خودش استعمال میشود، همانطوریکه آقای خوئی بر این مطلب اصرار دارند و آن عبارت از هر دلیلی است که مبیّن حکم یا مبیّن موضوع است؛ بنابراین ورود ذکر بیّنه در ذیل روایت موثّقه دلیل بر اختصاص موثّقه به شبهات موضوعیه نیست.
جواب از این مطلب هم داده شد که ما در مواردی که بیّنه را در لسان شرع ملاحظه میکنیم، منظور همان ورود عدل ثقهای است که برای رفع جهالت و شبهه در شبهات موضوعیه مورد استفاده قرار میگیرد مانند البینةُ عَلَی المدّعی و الیمینُ علی مَن أنکر2 یااینکه إذا اشهد علی البینة و یَجب عَلیه ردّه أو یَنقسم به تسعین أو یقرع بینهما بالقرعة إلاّ إذا شهد البیّنة3 و امثالذلک که در تمام این موارد بیّنه در لسان شرع به عدل شاهد در شبهات موضوعیه و شبهات خارجیه اطلاق شده است.
- تلمیذ: خمس سال گذشتهاش را میتواند از درآمد سال جدید بدهد؟ همانطور که خمس باید بدهد باید از مال سال قبل بدهد حالا که پرداخت میکند از مال جدید میدهد؟
استاد: مال جدید را باید سر سال حساب کند.
تلمیذ: بعد خودبهخود کم میشود.
استاد: نباید کم کند، هر مقداری که از مال جدید میدهد سر سال باید حساب کند.
تلمیذ: هنگامی که پول خمس را داده باید چیزی حساب کند؟
استاد: اضافه بر چیز حساب کند.کیفیت حساب مئونه سال در مبحث خمس
تلمیذ: مئونه یعنی امور ضروری؟
استاد: بله.
تلمیذ: البته ضروری به معنای وسیع؛ ضروری اجتنابناپذیر، بنابراین باید گفت اموری که خارج از ضرورت است خمسش را حساب کنیم؟
استاد: بله.
تلمیذ: مثلاً تلویزیون ضروری نیست باید خمسش را حساب کنیم؟
استاد: بله.
تلمیذ: گفتنش سخت است. کسی میگوید: برای ما حساب کن آیا لازم است بگوییم؟!
استاد: یک وقت کسی میآید از شما سؤال میکند، بگویید. یک وقتی میگویند: آقا اینقدر خمس است حالا لازم نیست خودتان بپرسید که چیست و از کجاست. یااینکه بعضیها دوتا یخچال دارند؛ یکی یخچال است و یکی فریزر است، یکی از اینها زیاد است ضروری نیست؛ حالا لازم نیست کسی فریزر داشته باشد، نداشته باشد، همان مقداری که بالای یخچال است کافی است.
تلمیذ: برای طلبهها؟
استاد: نه صحبت طلبه که نیست، مردم عادی.
تلمیذ: فرقی نمیکند طرف پول ندارد در طول ماه چیزی بخرد مجبور است که مثلاً ششماهه یا سهماهه جنسهایی را بخرد مثلاً خشک کند یا انبار کند، فریزر در اینجا ضرورت پیدا میکند برای اشیائی که میخرد.
استاد: نه میتواند پولش را یک جایی نگه دارد بدون اینکه بخرد. ضرورت یک چیزی است که خود طرف میفهمد، حالا خودش میداند، حالا آیا آدم بیاید برایش بگوید که آقا ضرورت حتماً این است؟! نه هر کسی باید خودش تشخیص بدهد، بین خودش و خدای خودش.
تلمیذ: مردم اینطور فکر میکنند، میگویند: هر چقدر توانستی خرج کن باقی هر چه ماند خمسش را بده، بعضیها بهخاطر اینکه از خمس فرار کنند عملاً میآیند خرج میکنند که خمس تعلق نگیرد.
استاد: بله، یک بنده خدایی، از دوستان آقا بود نه از رفقا، برای آن سال مستطیع شده بود و داشت به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ میگفت که من دیدم که اگر بخواهد ماه شوال بشود باید مکه بروم، خلاصه ماه رمضان یک افطاری دادم و از استطاعت درآمدم! آقا گفتند: نه آقا، شما اشتباه کردید! نمیبایست بدهید!
مباحثی دربارۀ استطاعت حج
چون مسئلۀ استطاعت این نیست که خصوص شوال باشد بلکه شوال منجّز میشود! کسی که میداند که استطاعت برایش پیدا میشود تا حج و اگر نمیتواند بعداً این استطاعت را تحصیل بکند، الآن این مالی که بهدست آورده را نباید خرج کند باید برای مکهاش نگه دارد.
تلمیذ: این بهدست آوردن به هرنحویکه باشد؟
استاد: از طریق عادی دیگر.
تلمیذ: مثلاً وامی انسان بگیرد که پول را داشته باشد یعنی وام است طرف مدیون است آیا آنهم برایش استطاعت میآورد؟
استاد: بالأخره وام را برای چه گرفته است؟! همینطوری گرفته است یا گرفته که بعد کمکم بپردازد؟!
تلمیذ: کمکم.
استاد: بله واجب است بالأخره پول دارد.
تلمیذ: پس واجب میشود؟!
استاد: بله کسی که وام بگیرد حالا نهاینکه وام بگیرد برود بلکه حالا وام گرفته است ـ برای حج وام نمیگیرند ـ ولی حالا کسی وام را برای یک کاری گرفته است و میداند که در اشهر آتیه کمکم میپردازد یا دوساله میپردازد الآن این پول در دستش بدون مصرف هست باید مکه برود.
تلمیذ: مطلبی در مورد حج فرمودید که شخصی حتی با اختیار هم برود بگیرد، کفایت از حج واجبش میکند.
استاد: بله.
تلمیذ: یعنی باید برود، اگر انسان کار کند میتواند برود؟
استاد: بله اگر برود جایی کار بکند واجب است برود.
تلمیذ: مثلاً وام را اگر میداند میتواند پرداخت کند یعنی باید بگیرد؟
استاد: بله.
تلمیذ: باید بگیرد؟
استاد: نه حالا نسبت به خود وام این نیست چون برای حج آن استطاعت فعلی آمده است؛ آنچه را که بعداً میپردازد اینطور نیست گرچه اگر بگیرد استطاعت بهحساب میآید ولی بحث در وجوبش هست. بله آن استطاعت فعلی الآن بهدست نیامده است؛ استطاعت فعلی به این میگویند که الآن شرایط برایش آماده است. این میخواهد برود وام بگیرد که سالهای بعد بپردازد این را استطاعت فعلی نمیگویند. - كفاية الأحكام، ج 1، ص 478. جهت اطلاع رجوع شود به روایات این قاعدۀ فقهی الکافي، ج ۷، كِتابُ اَلقَضاءِ و اَلأحكامِ ، بابُ أنَّ البَیِّنَةَ عَلَى المُدَّعی و الیَمینَ عَلَى المُدَّعَى عَلَیه، ص 4۱5.
- جهت اطلاع رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ۲۷، كِتابُ القَضاء، أبوابُ كَیفیَّةِ الحُكمِ و أحكامِ الدَّعوَى، بابُ حُكمِ تَعارُضِ البَیِّنَتَینِ و ما تُرَجَّحُ بِهِ إحداهُما و ما یُحكَمُ بِهِ عِند فَقدِ التَّرجیح، ص ۲4۹.
- تلمیذ: خمس سال گذشتهاش را میتواند از درآمد سال جدید بدهد؟ همانطور که خمس باید بدهد باید از مال سال قبل بدهد حالا که پرداخت میکند از مال جدید میدهد؟
