اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث سعه (3)

0
اصول
اصول

حدیث سعه و نسبت آن با ادله احتیاط، محور اصلی این جلسه از درس خارج اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دلالت روایت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بر شبهات موضوعیه روشن‌تر از شبهات حکمیه می‌دانند و نقدی بر دیدگاه مرحوم کمپانی و مرحوم آخوند در تفسیر این روایت مطرح می‌کنند. سپس بحث به جایگاه ادله احتیاط کشیده می‌شود و تفاوت میان احتیاط نفسی و احتیاط طریقی بررسی می‌گردد. استاد در ادامه با تکیه بر فهم عرفی از روایات، تقسیم مشهور اوامر به مولوی و ارشادی را مورد مناقشه قرار می‌دهند و تأکید می‌کنند که ظاهر اوامر صادرشده از معصوم، الزام عملی و مولوی است؛ مگر آنکه خود روایت قرینه روشنی بر ارشادی بودن داشته باشد. نتیجه بحث آن است که ادله احتیاط را نمی‌توان به‌سادگی از دایره الزام خارج کرد و نسبت آن با حدیث سعه نیازمند دقت بیشتری است.

بررسی حدیث سعه (3)

10
  • اتفاقاً سابق با مرحوم آقا ـ‌ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ یک صحبتی بود که ایشان فرمودند:

  • گاهی اوقات من به شما امر می‌کنم با وجود اینکه می‌دانید که آن کار را انجام داده‌اید، باید بروید انجام بدهید!

  • توضیحی در باب مصلحت نفسیه

  • مثلاً به فلان شخص گفتی که آقا فلان کار را انجام بده و سه روز هم گذشته است حالا می‌گویم که آقا برو به فلانی بگو فلان کار را انجام بدهد. ما نمی‌بایست به ایشان بگوییم که آقا من سه روز پیش گفته‌ام! بلکه باید بلند شویم برویم به فلانی بگوییم که مثلاً آقا گفته‌اند که فلان کار را انجام بده! درست شد؟! چرا؟! به‌خاطر اینکه در بسیاری از موارد ما علم به واقع نداریم. یعنی علم نداریم بر اینکه این امری که الآن مولا دارد می‌کند به چه داعی دارد این امر را می‌کند! ما خیال می‌کنیم به‌خاطر تحفّظ بر آن مأمور است ولی شاید یک داعی دیگری داشته باشد.

  • این است که اسمش را مصلحت نفسیه می‌گذارند؛ یعنی مصلحتی در اینجا در احتیاط هست که ما نمی‌دانیم آن مصلحت چیست، به‌خاطر آن مصلحت می‌گویند: برو، و مکلف باید دوباره انجام بدهد. منتها در مورد احکام این به‌صورت عام است و لذا اشکال به آن وارد می‌شود. احتیاط به‌خاطر همان است، مصلحت سلوکیه و این حرف‌ها دیگر معنا ندارد؛ مگر در مقام ابهام و کلّی‌گویی و مجمل از این قضیه رد شویم. اما اگر بیاییم خلاصه قضیه را کمی در موقعیت خودمان حداقل محدودش کنیم می‌بینیم ممکن است هزارتا مصلحت در اینجا باشد که یکی از او اتیان فعل در خارج است. مسائل دیگر ممکن است مطرح باشد؛ ولی از دید ما مخفی است و وقتی که او امر مجدد می‌کند، اگر ما نرویم انجام بدهیم ترک آن مصالح نفسیه است.

  • اینجاست که عرض می‌کنم ما اوامر ارشادی نداریم، اوامر همه مولوی هستند؛ یعنی ظهور اوامر در مولوی است اگر اوامر ارشادی باشند، خود کیفیت بیان مولا آن ارشادی بودن را می‌رساند.