حدیث سعه و نسبت آن با ادله احتیاط، محور اصلی این جلسه از درس خارج اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دلالت روایت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بر شبهات موضوعیه روشنتر از شبهات حکمیه میدانند و نقدی بر دیدگاه مرحوم کمپانی و مرحوم آخوند در تفسیر این روایت مطرح میکنند. سپس بحث به جایگاه ادله احتیاط کشیده میشود و تفاوت میان احتیاط نفسی و احتیاط طریقی بررسی میگردد. استاد در ادامه با تکیه بر فهم عرفی از روایات، تقسیم مشهور اوامر به مولوی و ارشادی را مورد مناقشه قرار میدهند و تأکید میکنند که ظاهر اوامر صادرشده از معصوم، الزام عملی و مولوی است؛ مگر آنکه خود روایت قرینه روشنی بر ارشادی بودن داشته باشد. نتیجه بحث آن است که ادله احتیاط را نمیتوان بهسادگی از دایره الزام خارج کرد و نسبت آن با حدیث سعه نیازمند دقت بیشتری است.
بررسی حدیث سعه (3)
6... مثلاً در مورد سفرهای که افتاده و پهن شده و در آن سفره لحم مطبوخ و امثالذلک هست، از امام سؤال میکند که من در اینجا چهکار بکنم؟! حالا نمیآید بگوید که حکم واقع این لحم چیست؟!
میگوید: من در ارتباط ـ مردم اینطور هستند ـ با افعال خارجی برای رفع مشکل و رفع مهم از امام سؤال میکنم، اصلاً کاری به واقع ندارم، کاری به ظاهر ندارم. شخص میآید از حضرت سؤال میکند که من چهکار کنم، چطور وضو بگیرم، اگر شک کردم چهکار بکنم؟! یعنی اصلاً مردم در مقام واقع و ظاهر نیستند تااینکه امام علیهالسّلام برای اینها جعل تکلیف ظاهری درقبال واقعی بکند و بهعنوان ثانوی و امثالذلک. این مسائل از دقت مرحوم آقای کمپانی نشأت میگیرد.
ضرورت نگاه عرفی در فهم روایات
مرحوم قاضی هم میفرمودند این دقتها انسان را از مسائل عرفی بیرون میبرد؛ یعنی دیگر آن فهم و آن سلاست عرفی که باید در یک فقیه باشد و بتواند از روایات استفادۀ همان حکم سلیس شرعی را بکند از آن مطلب او را بیرون میآورد. «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» یعنی مردم در سعه هستند تا وقتی که تکلیفشان را ندانند. حالا اگر ادلّۀ احتیاط بیاید تکلیف را بیان کند، آنهم با این مضامین سفت و محکم و عقاب و شداد و غلاظ و اینها آیا مردم نمیفهمند که باید در اینجا احتیاط کرد؟! یعنی واقعاً بیننا و بین الله داریم میگوییم که اگر امام علیهالسّلام بگوید: باید در شبهۀ وجوبیه احتیاط کنید، شما میگویید که منظور از این حرف، ارشاد است یا میگویید که مولوی است؟! امام صادق علیهالسّلام بگوید که در یک مورد شبهۀ تحریمیه باید احتیاط کرد، آیا شما از امام سؤال میکنید که منظورتان ارشادی است، بهخاطر تحفّظ بر واقع یااینکه بهخاطر جعل تکلیف ظاهری بهعنوان ثانوی در قبال ... منظورتان کدام است؟! حضرت میفرماید: گفتم برو احتیاط کن، احتیاط کن دیگر، این حرفها چیست که میزنی؟! گفتم: برو احتیاط کن، احتیاط کن دیگر!

