حدیث سعه و نسبت آن با ادله احتیاط، محور اصلی این جلسه از درس خارج اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دلالت روایت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بر شبهات موضوعیه روشنتر از شبهات حکمیه میدانند و نقدی بر دیدگاه مرحوم کمپانی و مرحوم آخوند در تفسیر این روایت مطرح میکنند. سپس بحث به جایگاه ادله احتیاط کشیده میشود و تفاوت میان احتیاط نفسی و احتیاط طریقی بررسی میگردد. استاد در ادامه با تکیه بر فهم عرفی از روایات، تقسیم مشهور اوامر به مولوی و ارشادی را مورد مناقشه قرار میدهند و تأکید میکنند که ظاهر اوامر صادرشده از معصوم، الزام عملی و مولوی است؛ مگر آنکه خود روایت قرینه روشنی بر ارشادی بودن داشته باشد. نتیجه بحث آن است که ادله احتیاط را نمیتوان بهسادگی از دایره الزام خارج کرد و نسبت آن با حدیث سعه نیازمند دقت بیشتری است.
بررسی حدیث سعه (3)
8ظهور اوامر مولا در امر مولوی و نقد اوامر ارشادی
حالا یک وقتی احتیاط نمیکنیم و واقعی هم وجود ندارد، آنجا میگوییم که مسئله... یعنی من این را میخواهم خدمتتان عرض کنم که این مسائلی که بهعنوان اوامر ارشادی و مولوی جعل شدند، ما اصلاً از اینها نداریم؛ ما یک اوامر بیشتر نداریم که آن اوامر مولوی است. اوامر ارشادی بهعنوان اینکه یک مسئلۀ جدای از او باشد نداریم؛ آنچه را که مولا میگوید، مولوی است تمام شد. دیگر ما ارشادی نداریم. یعنی مولا آنچه را که میگوید، براساس آن گفتن روز قیامت اخذ میکند.
حالا آنچه را که مولا میگوید، [یا] بهخاطر نفس آن موضوعی است که این امر بر محور آن موضوع جعل میشود یا براساس یک واقع دیگر است، ما نمیدانیم، ما آنچه را که وظیفۀ ماست باید انجام بدهیم.
بله ممکن است منظور مولا تحفّظ از واقع باشد ولی اگر گفتیم که منظور مولا اوامر ارشادی است و ما این امر مولا را اطاعت نکردیم و در واقع آن مسئلۀ واقع فوت شد آیا ما مؤاخَذ هستیم یا نیستیم؟! این مسئله است.
یک وقتی ما مطلب را از باب حکم عقل مدّنظر قرار میدهیم میگوییم: کُلّ ما حَکَمَ بِه العقل حَکَمَ بِهِ الشرع و امثالذلک و به این مسائل کاری نداریم؛ اما باز از شرع، دلیلی بر وجوب نداریم، روز قیامت گرچه خدا میگوید که عقل تو گفت که در اینجا احتیاط کن، چرا نکردی؟! میگویم که دلیلی نداشت و ما هم این را ارشادی تلقّی کردیم؛ گفتیم که این عقل در اینجا حکم به ارشادی میکند؛ ولی یک وقتی میگوید: حجج من آمدند گفتند: بکن، چرا نکردی؟! نمیتوانیم بگوییم که حکم عقل است. در اینجا چه کسی گفته است که اینها ارشاد به عقل هستند؟! این حرفها چیست؟! امام میگوید: در این مورد باید احتیاط کنی، تمام شد رفت. حالا این حرف ارشاد به حکم عقل است؟! نهخیر ارشاد به حکم عقل نیست، میگوید: من اصلاً دلم میخواهد، اصلاً عقلی هم وجود ندارد، اصلاً عقلی وجود ندارد.

