اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث سعه (3)

0
اصول
اصول

حدیث سعه و نسبت آن با ادله احتیاط، محور اصلی این جلسه از درس خارج اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا دلالت روایت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بر شبهات موضوعیه روشن‌تر از شبهات حکمیه می‌دانند و نقدی بر دیدگاه مرحوم کمپانی و مرحوم آخوند در تفسیر این روایت مطرح می‌کنند. سپس بحث به جایگاه ادله احتیاط کشیده می‌شود و تفاوت میان احتیاط نفسی و احتیاط طریقی بررسی می‌گردد. استاد در ادامه با تکیه بر فهم عرفی از روایات، تقسیم مشهور اوامر به مولوی و ارشادی را مورد مناقشه قرار می‌دهند و تأکید می‌کنند که ظاهر اوامر صادرشده از معصوم، الزام عملی و مولوی است؛ مگر آنکه خود روایت قرینه روشنی بر ارشادی بودن داشته باشد. نتیجه بحث آن است که ادله احتیاط را نمی‌توان به‌سادگی از دایره الزام خارج کرد و نسبت آن با حدیث سعه نیازمند دقت بیشتری است.

بررسی حدیث سعه (3)

9
  • من‌باب‌مثال امام باقر علیه‌السّلام می‌فرماید که باید در باب شبهات تحریمیه و شبهات وجوبیه احتیاط کنید، حالا تو چه عقل داری یا اصلاً نداری منِ امام باقر می‌گویم که باید احتیاط کنی! اگر قرار باشد بر اینکه من بیایم این امر امام صادق علیه‌السّلام را ارشادی بدانم و بر طبق آن ارشادی عمل نکنم و بعد مخالفت با واقع بشود، آیا در روز قیامت مؤاخَذ هستم یا نیستم؟! هستم! اگر عمل کنم این عین وجوب احتیاط می‌شود دیگر، حالا چه شما بگویید: ارشادی، چه بگویید: مولوی، دیگر چه فرقی می‌کند؟! اگر عمل می‌کنی بنابراین این بر ادلّۀ «الناسُ فی سعةِ ما لا یَعلمون» ورود پیدا می‌کند؛ چون در اینجا جعل تکلیف می‌کند. اگر عمل نمی‌کنی، پس اگر موافق با واقع شد ما نمی‌دانیم خدا با تو چه‌کار می‌کند، اگر موافق با واقع نشد، بالأخره شما مخالفت با امر امام را کردی یا نکردی؟! تو معاقب هستی!

  • ترجیح ادلّه احتیاط بر حدیث سعه

  • پس درهرحال این ادلّه ترجیح پیدا می‌کنند؛ یعنی این ادلّۀ احتیاط چه شما بگویید که ارشادی است یا نیست فرقی ندارد. من می‌خواهم در اینجا اصلاً ارشادی و مولوی را بردارم. بحث وجوب نفسی و بحث وجوب غیری یک بحث دیگر است؛ این را ما در بحث مولوی و ارشادی نباید بیاوریم که آوردند مخلوط کردند؛ یعنی بحث وجوب نفسی و غیری و طریقی را آوردند با بحث مولوی و ارشادی مخلوط کردند. من می‌گویم: ولو اینکه این وجوبش مولوی است اصلاً ما می‌گوییم که مولوی است؛ ولی این وجوب مولوی با دو لحاظ بیان می‌شود. ممکن است خود ما این را بفهمیم؛ مولا وقتی که امر می‌کند، یک وقت امر می‌کند که علیٰ‌أیّ‌حال باید این انجام بشود، یک وقت امر می‌کند برو این را برای یک جهت دیگر انجام بده، درست است که در اینجا تحفّظ از او، منوط به نظر مولا است؛ ولی پشت قضیه، امر مولا است. امر مولا در اینجا مدّنظر است.