اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

0
اصول
اصول

دلالت حدیث سعه بر برائت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از بررسی احتمالات مختلف در معنای حدیث «الناس فی سعة ما لا یعلمون»، دیدگاه مختار خود را درباره مفاد روایت بیان می‌کند و توضیح می‌دهد که تعبیر «سعه» برخلاف حدیث رفع صرفاً ناظر به رفع عقاب نیست، بلکه بر جعل اباحه و توسعه برای مکلف دلالت دارد. سپس با بررسی روایات «الأشیاء مطلقة ما لم یرد علیک أمر و نهی» و «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نص»، ارتباط این روایات با حدیث سعه و جایگاه آنها در ادله برائت تبیین می‌شود. در ادامه، شمول این روایات نسبت به شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی شده و نقدی بر تفکیک رایج میان این دو نوع شبهه ارائه می‌گردد. بخش پایانی جلسه به شیوه صحیح جمع میان روایات سعه و روایات احتیاط اختصاص دارد و نشان می‌دهد که این دو دسته روایت لزوماً متعارض نیستند و هر یک ناظر به حوزه‌ای خاص‌اند.

تتمّۀ بحث حدیث «سعه» و شروع بحث حدیث «اطلاق»

3
  • این را ما می‌توانیم به این منوال بگیریم یعنی لقائلٍ که به این نحو تعبیر و توجیه کنند؛ ولی مطلبی که هست این است که این روایت در اینجا دلالت بر برائت ندارد و احکام احتیاط دیگر اصلاً معارضه با این نمی‌کنند؛ چون در مورد احکام احتیاط ما قائل به التفات مکلف نسبت به مورد شبهه هستیم و دیگر در آنجا جهل و عدم التفات معنا ندارد.

  • تفاوت سعه و رفع

  • ولکن یُبَعِّدُهُ اینکه استعمال «سعه» در این‌گونه موارد، یک قدری مستبعد است؛ یعنی ممکن است که بگوییم خداوند رفع می‌کند ـ در حدیث رفع ـ یا رفع تکوینی می‌کند که عقاب را برمی‌دارد یااینکه آثار تکوینی مترتب بر عصیان را برمی‌دارد که در آنجا هم گفتیم و همین‌طور رفع تشریعی می‌کند، قضاء را برمی‌دارد، دَیْن را برمی‌دارد و جبران خسارت را برمی‌دارد و امثال‌ذلک ـ البته در موارد خاص به خودش نه در همۀ موارد ـ رفع مختص به اوست؛ اما اطلاق «سعه» در عبارت در واقع انشاء یک امر اثباتی است؛ یعنی در سعه قرار دادن. شارع و مولا مکلف را در چنین وضعی قرار می‌دهد، در سعه قرار می‌دهد؛ می‌توانی سعه داشته باشی. یک وقتی می‌گوید که اگر این عمل را انجام دادی، باکی بر تو نیست یک وقتی می‌گوید که تو در موسّع هستی که بروی این کار را انجام بدهی. در سعه هستی یعنی در واقع دارد یک حکم تکلیفی را برای مکلف اثبات می‌کند که آن عبارت از اباحه است و غیر از این که ساکت باشد و به‌نحو سکوت مطلب را بگذراند. در «رفع ما لا یعلمون» دارد درصورت عدم التفات، رفع است و کاری به مکلف ندارد و فقط به‌واسطۀ عدم التفات یک امری از مکلف فوت می‌شود یا مرتکب یک امری می‌شود، فرق نمی‌کند ولی همه به عدم التفات برمی‌گردد.

  • من‌باب‌مثال به‌واسطۀ عدم التفات ـ ملتفت نیستید ـ می‌آیید به‌جای اینکه کلید چراغ را بزنید، کلید یک چیز دیگری را می‌زنید و یک مسئله‌ای اتفاق می‌افتد، فرض کنید کلید کولر را می‌زنید درحالی‌که کولر خراب است و نباید زد، اگر بزنید می‌سوزد یا مثلاً مشکلی پیش می‌آید. به‌محض اینکه می‌زنید یک عملی را انجام دادید و این عمل است؛ ولی عمل غیر التفاتی است و تعمّد ندارید یااینکه منظورتان این است که چراغ را روشن کنید حالا تقصیر آن صاحب‌خانه است که کلید کولر را در کنار کلید چراغ گذاشته است، این به‌عنوان عدم التفات است و فرق نمی‌کند؛ چه امر ایجابی باشد یا امر سلبی، در هردوی اینها چون مسئله مسئلۀ عدم التفات است در اینجا حکمی مترتب نخواهد شد، نه‌اینکه حکمی برای مکلف وضع خواهد شد بلکه مترتّب نمی‌شود، اگر یک خسارتی به‌وجود بیاید مسئله‌ای برایش مترتب نمی‌شود، یااینکه فرض کنید اگر آن شخص یک عملی را انجام ندهد عقابی برایش مترتّب نمی‌شود و آثاری ندارد یااینکه فرض کنید کسی مشغول تعمیر کولر بوده و یک‌دفعه این آقا وارد می‌شود می‌خواهد این چراغ را روشن کند کلید کولر را می‌زند، کولر شروع به گردش کردن می‌کند و می‌زند دست این بیچاره را قطع می‌کند یا صدمه‌ای وارد می‌کند. دیگر دراین‌صورت حد و قصاص و امثال‌ذلک مترتّب نمی‌شود؛ به‌خاطر اینکه تمام اینها مترتّب بر عدم التفات بود. اما در حدیث سعه جعل است...